امیــــــــــــرعلیامیــــــــــــرعلی، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره
حلــــــــــما خانومحلــــــــــما خانوم، تا این لحظه: 4 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

♡ امیرعلی و حلــــــما ، عشـــــــــــــقِای مامان ♡

الهی مامان فدات بشه عزیز دلم

1390/6/27 17:11
559 بازدید
اشتراک گذاری

اول بزار یه دل سیر گریه کنم

دیشب نرفتیم یزد،خوب شد نرفتیم.میدونین چرا آخه پسر عزیز تر از جانم ،الهی مامان فداش بشه،خیلی مریض شد یکدفعه.رفته بودیم مزرعه بابابزرگ اینا ،اونجا یه ذره آش شولی وبعدش پسته تازه و بعدش خربزه خورد.تازه ظهرم نهار قرمه سبزی داشتیم.الهی بگردم حالش خوب بودا .تا ساعت ١ نیمه شب داشت راه میرفت و بازی میکرد.وقتی که بهش شیر دادم و خوابید بعد از یک ساعت بعدش دیدم تو خواب حالش بد شد.بلند شدیم و لباساشو عوض کردیم و دوباره شیرش دادم و خوابیدیم.بعد نیم ساعت دوباره همون اتفاق افتاد.تا صبح فکر کنم ١٠ بار حالش بد شد.خیلی بچه ام عذاب کشید.خودم وحشتناک عذاب وجدان داشتم آخه یه عالمه پسته تازه خورده بودم .پسته هم شیرمو سنگین کرده بود.


خلاصه صبح که شد پاشدم رفتم از بیمارستان براش وقت گرفتم.دکتر گفت بله پسته فوق العاده سنگینه.معده بچه رو داغون میکنه.دارو بهش داد.داروها خیلی خوب بودن همین که بهش دادم دیگه حالش بد نشد.خدا رو شکر.الانم مثه یه فرشته خوابیده.آخه بچه ام اصلا دیشب خواب درست و حسابی نرفته بود.منم اصلا نخوابیدم و چهار چشمی همش هواشو داشتم.واقعا دسته مامانم درد نکنه که اینقدر کمکم میکنه .اگه نبود من نمیدونستم باید چیکار کنم.مامان مرسی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (14)

دختر خاله
27 شهریور 90 18:41
az bas k shekamoe mamane amirali azizam kholase tar...
مامان متین
27 شهریور 90 20:38
الهی......... قربونش برم حتما خیلی عذاب کشیدی مامانی درکت می کنم ولی نگران نباش دوباره سرحال و شاد و قبراق تر از همیشه میشه براش دعا کردم که زودتر بشه


مرسی مامان متین
سحر
27 شهریور 90 20:40
عزیزم مراقب پسملمون باش
مامان زینب دخمل ناز
27 شهریور 90 20:56
خدا رو شکر خوب شد
مامان ماهان عشق ماشین
28 شهریور 90 1:55
بلا بدوره ایشالله.
hesam
28 شهریور 90 13:29
طوریش که دیگه نیست ...بچه سنگینیش کرده بوده...از طرف عمو حسام که به دلایل و مشکلات فراوون از وب و اینترنت فاصله گرفته....


چه عجب.چرا فقط یه ذره مشکل شرمنده ها اسهال داره.این دلایل چیه که فاصله گرفتی؟
دختر خاله
28 شهریور 90 17:16
address maileto baram bezar chan ta axe az bache hae daiet daram barat mail konam bedi beheshon



niloofare_germez67@yahoo.com
ترنم
28 شهریور 90 18:53
وای عزیزم الهی قربون این گل پسری بشم ایشالله زود زود خوب بشه گلم
افسانه مامان رها
28 شهریور 90 19:40
سلام امیری چی شده خاله خاله قربونت بره الهی برات بمیرم می دونم به مامانی چی گذشته راستش ما اصلا طاقت یه ذره ناراحتی شما پاره های تنمون رو نداریم
ولی بهر حال خوشحالم که خوب شدی
راستی وبت رو که باز می کنم اول باید عکساتو برای رها بذارم اخه هر عکس نینی که می بینی بهش می گه بیا
من و رها دوست داریم به ما هم سر بزن



سلام افسانه جون.ستاره سهیل شدیا.فدات امیر خوب شده فقط اسهال داره .از طرف من رها جونو ببوس.دلم واستون تنگ شده
مامان محمدرضا ( هدی )
29 شهریور 90 13:33
بلا به دور
مامان آبتین
29 شهریور 90 14:59
الههههههههههههی خدا نکنه خاله بلا دوره انشاءا..
مامان گیلاس
29 شهریور 90 17:21
سلام خاله جون انشالله که زود زود خوب میشی عزیزم
hesam
29 شهریور 90 17:24
بی حوصلگی!!!میخوام برم با وبلاگ حسام بافق یکی شم چون هردوتامون حسامیم میخوام از طریق ایمیل براش بفرستمکه نویسنده دوم نمیخواد؟؟؟
نازنین نرگس نفس مامان
3 مهر 90 21:42
مامان جون مراقب علی جون باشی ها