بستن تبلیغات

Fw: amir ali Show Details ♡ امیرعلی ، عشـــــــــــــقِ مامانش ♡

.

.

این وبلاگ رو برا پسر یکی یه دونم درست میکنم .که وقتی بزرگ شد بگه ایول عجب مامان باحالی دارم من*** امیرعلی تو تاریخ 12/5/89 و در ساعت 10:45 در بیمارستان مرتاض یزد به دنیا اومد*** اگه خواستین منو لینک کنین بهم خبر بدین تا منم شما رو لینک کنم*** لطفا نظر فراموش نشود.
ایمیل مدیر : maman.amirali@yahoo.com

» شیوا در دنیای شکلک ها
» دنیای شیرین آشپزی
» شکر آباد ،روستای من
» آتلیه عکاسی حرفه ای ها
» ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩
» محمد بافق
» بافق طلا برگ سبزيست تحفه درويش
» بافق مظلوم
» هلیای من
» علی بافق
» حسام بافق
» سایت نیازمندیها(بافق)
» شکلکهای جالب برای پسرم
» سایت کودک سیتی
» آپارات-سرویس اشتراک ویدیو
» گروه طراحی طاها
» لــــطفا" فیـــلتر نفـــرمایید!!!(چاپ دوم)
» تقدیم به پریسای عزیز
» نی نی سایت
» نی نی وبلاگ
» خاطرات حنا جون و آشپزی برای مادران
» طراحی عکس1
» طراحی عکس2
» فان آباد
» طراحی عکس3
» عکس پرینت
» بريم بازی
» انواع تم و طرح تولد و جشن
» مرد کودک
» شبکه کودک و نوجوان
» زیباساز وبلاگ
» بدو بیا چرت و پرت
» شکلک و زیباساز وبلاگ هانیه
» یه دنیا شکلک های قشنگ
» ني ني شكلك
» سوسا وب تولز
» ملینا فرشته بهشتی
» مریم گلی
» استیکر و برچسب ها
» ❤آریسا فرشته کوچولوی عمه❤
» شبکه گسترده
» (◕‿◕)❤شاهزاده های رویای ما❤(◕‿◕) ღღ
» پــــــــوچـــــــون
» آموزش نقاشی برای کودکان و نوجوانان نی نی پینت
» بی بی مد
» نی نی مد
» وب سایت کودکانه
» آخجون بازی
» طراحي عكس وقالب وبلاگ
» پسر و پدر
» مامی سایت
» بیست تولز
» خانه دوست داشتنی من
» تهیه دسر دنتی
» سافت گذر
» وبلاگ موسسه آشنا
» سایت موسسه آشنا1
» خرسی فون
» kids decor استیکر کودک
» رسول خوشگله
» عاشورا
» نقاشی متحرک
» برای دخترم روشا
» سایت بیتوته
» Shabahang's Pictures ミ تصاویر شباهنگ
» زبل مامان
» ◕‿◕❤❤❤قلب مادری❤❤❤◕‿◕
» افکت عکس
» حنا
» پزشک آنلاین
» دانلود بازی
» باهوشم
» نازنین زهرای ما
» حنا
» تك ستاره زندگيمان نيما
» دو فرشته آسمانی(مفید)
» گروه آبرنگ(ترانه های کودکانه)
» لیلیوم مرداب
» سامان،نی نی ناز
» تك ستاره زندگيمان نيما
» بادکنک آرایی
» صدرا همه زندگی من
» فرشته های زمینی
» امیـــــرعلــــے ستـــــــآره مــــامان
» انجمن خانوم گل
» Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ایده های من برای نوروز91 Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
» آرین کوچولو عزیز دردونه مامان و بابا
» پرتال جامع مهدکودک های ایران
» سایت نی نی سنتر
» چی بپزم؟
» ایده های زیبا
» سایت شکلک
» نی نی مامانش
» عشق تئاتر « سوسانو
» ریحان عسلی
» دخمل دوست داشتنی مامان و بابا
» دانلود آهنگ آلبوم
» خاطرات حنا جون و آشپزی برای مادران
» کلکسیونی از ایده های نو ( جشنها ، غذاها ، پوشاک ، کاردستی و ...)
» سایت زنگوله
» بازديد مجازي امامزاده عبدالله بافق
» بازديد مجازي بهشت الحسين بافق
» بازديد مجازي درياچه آهنشهر بافق
» سُــــــفره خونــــــه
» قلاب بافی
» بافتنی های کار دست من و مامانم
» (✿◠‿◠) خاطرات مرسانا در وب(✿◠‿◠)
» کیانا یکی یه دونم
» طهورا
» چی بپزم؟1
» مسافركوچولو هديه اي از بهشت
» آرین عشق من
» ღ.خواهر زاده هاي شيطون بلاي من.ღ
» memorise forever
» گل پسر و گل دختر
» برای پسرم امیرعلی
» شاهزاده های رویای ما
» ردپای کودکی آریا
» آشپزيهاي مامانم
» پیتزا چوبی
» شکلک های جالب محمد
» پرسمان كودك
» آموزشهای تصویری شیدایی
» دکوراسیون ،تزیینات،خانه داری
» آیدین عزیزم
» مریم گلی
» ....❤ღ گیلاس مامان❤ღ...
» دایناسور شناس
» هر چی تو بخوای...
» جشن دندونی روشا هدیه آسمانی
» www.photoaroosak.blogfa.com
» یگانه عزیزم
» دُخملیـــــــــــــــــ شکلکــــــــــــ
» ×مارال فرفری×
» مینو
» زهرا (دختر دوست داشتنی ما)(جدیدترین)
» پریچهر گلها
» آرش وروجک مامان
» فروشگاه اُسکار
» هدی خاله!
» یه دختر دارم شاه نداره ... یه داداش داره تا نداره ..
» روژینا کوچولو عشق مامان و بابا
» نجار کوچک
» نوادگان میرزا مَندل خواجه عباس
» دخمل مامان مخمل بابا
» دنیای مسیحا
» عشق من سامی
» شبکه ماهواره ای هدهد
» عاشقانه های امیرعلی
» یکی یه دونه زهره دردونه
» روزها میگذرد ...
» قند عسل مامان وبابا
» طراحی پیکو
» یلــــــــــــــــدا و ســــــــــــروش
» صرفا جهت زندگی
» دکوراسیون داخلی و کابینت
» نیازمندیهای شهرستان بافق
» تپش های قلبمون
» آشپزی رنگین
» ناگهان چه زود دیر میشود...
» خاطرات پرنسس خوشگلم(همشهری)
» بیا-بخند-برو
» NICE
» دنیای زیبای ما
» کاغذ رنگی
» ✿مـدرســـه ی مــامــان ها✿
» دل نوشته های یه بی کس

آنلاین : 1
بازدید امروز : 59
بازدید دیروز : 173
بازدید هفته گذشته : 1395
کل بازدید : 278279

قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

RSS
POWERED BY
NINIWEBLOG.COM
عکس!!!
موضوع :
نویسنده مامان امیر علی تاریخ ارسال سه شنبه 19 آذر 1392 در ساعت 14:15

تقریبا اولای مهرماه بود که وقت چیدن اولین محصول باغ پسته امون بود.جاتون خالی تو افق محو شدیم از بس خسته شدیم

امیر آقا فقط میخورد 

طاها ،کوچیکترین پسرخالم.اینقد توپولی و نازه که اصن فکرشو نمیتونین بکنین

1 سال از امیر کوچیک تره ولی اصن معلوم نمیشهنیشخند

اینجا دوتایی داشتن سر این صندلی تلفن دعوا میکردن.همدیگه رو هل میدادن.زور طاها بیشتر بودنیشخند

فکر کنم اردیبهشت بود که رفته بودیم قم و تهران که تو قم 206مون آب و روغن قاطی کرد و 2 روز 2 قم موندیم.حرم حضرت معصومه اس

دایی محسن و زندایی سونیا هم که 1-2 ماه پیش رفته بودن هندوستان .الان امیر داره سوغاتیارو  پروو میکنهنیشخند



تو ادامه مطلب دو نمونه شومینه  ال سی دی HB

 

 

 

 

خوشحال میشم به ادامه مطلب هم برید ...
.:: ::.
امیرعلی "حاج امیرعلی" میشود!
موضوع : اولین ها
نویسنده مامان امیر علی تاریخ ارسال 12 آبان 1392 در ساعت 11:04

  

 

نونهالان مهد شکوفه بافق طواف نمادین کعبه به جا آوردند

 

 

سلام،داریم کم کم هممون از هم دور میشیما.

حالا من سرم تو درس و کتابامه.شماها چی؟

قدیما میومدم وبلاگم کمتر 20 تا عمرا کامنت داشتم.ولی حالا که میام یا یکیه یا دو تا.زبان

 

پیر شدیم رفت.جوونی کجایی که یادت بخیرنیشخند

از وَجَناتَم پیداس که 4 چشمی و با کله فرو رفتم تو درسا و کلاسامو دانشگاه مخصوصا درسای استاد پور شمسیاسترسوقت تمام.

 

 حاج امیر ما هم که با  یه جایزه، علاقه اش به مهدکودک دوچندان شده و عمرا یه روز نره مهد.

اوایل مهدش اصن شعر نمیخوند برامون.

ولی حالا یه 3-4 تایی برامون میخونه و ما کلی غش و ضعف میریم برا شُل شُل خوندنشبغل

صبحها که بیدارش میکنم حاضر بشه ،خیلی گریه میکنه.موندم چیکارش کنم.ولی وقتی میرسه دم در مهد کلی خوشحال میشه.(تو کار این بچه موندم من)

 

عید قربان کی بود.یادم نمیاد.براشون مراسم گرفتن تو مهد .که عکساشو میزارم ادامه.حتمن ببینید

 

عموهای فیتیله ای هم راه پاشون به بافق باز شد و تشریف فرما شدن .و امیرخان کلی کیفور شد بچم.

 

کنسرت احسان خواجه امیری هم رفتیم.که زیاد حال نداد.چون صداش اصن واضح نبود.ولی قبلش یه آقاهه اومد کلی جک گفت و ترانه خوند که اونجاشو حال کردیم مخصوصا امیر که قر تو کمرش فراوون بود.(راسی این کنسرت برای دادن جایزه به ما نخبه ها بودا!نیشخند)

 

مثه سالهای قبل تو عید غدیرخم مراسم آشپزون داشتیم.که جای همتون خیلی خالی بود.

 

راسی کابینتای خونمونو انتخاب کردیم و اومدن اندازشو گرفتن.منتظریم زنگ بزنن بریم طراحی سه بعدیشو ببینیم تا برامون بسازن.خیلی خوشحالم.اینجوری که داره پیش میره تا 1-2 ماه دیگه تو خونه خودمونیملبخند

 

راسی برامون دعا کنید یه عالمه.عمره دانشجویی ثبت نام کردم. خیلی دوست دارم برم خونه خداافسوس

 

آهان داشت یادم میرفت پسر دختر داییم هم به دنیا اومد.اسمش امیرارسلانِ.همون اسمی که من میخواسم بزارم رو امیرعلی ولی بابام نذاشتناراحت

بزرگتر  و خوشکلتر شد عکسشو میزارم اینجا.الان که زشتهنیشخند

 

یادم اومد.برای معدلم از طرف شرکت سنگ آهن بهم جایزه دادن.270 تومن پول رایج کشوراز خود راضیو 10 تا دونه دفترنیشخند

نُخبِه ای شدیم برا خودموناقهقهه

(اون روز که میخواستن جایزه ها رو بدن ،کارگاه لینوکس داشتم.چون جلسه اولم بود که سر کلاسش حاضر میشدم استاد نمیخواست بزاره برم.ولی گفتمش استاد من تنها کسیم که قراره تو کلاس جایزه بدنش.تازه قراره برم بالای سِن حرفم بزنم(چاخان گفتم که بزاره برم).گفت حالا که داری میری جایزه بگیری جلسه آینده یه جعبه شیرینی بگیر بیار.منم گفتم استاد چک سال آینده میدن .سال آینده پاس شد چکم اونوََخ میارم شیرینی رو.خلاصه که گذاشت برمنیشخند)

 

فعلا همینا باشه تا بعد ببینم چیا رو ننوشتم.

 

 

 

خوشحال میشم به ادامه مطلب هم برید ...
.:: ::.
دریــــــــــــــــــــــــــــــــــا!!!
موضوع : مسافرت ها
نویسنده مامان امیر علی تاریخ ارسال سه شنبه 23 مهر 1392 در ساعت 11:01

سلام سلام

خوبیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن ؟چه خبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا؟

چند روزی میشه که از سفرمون برگشتیم.تهران و بابلسر و مشهد و طبس و خونمون ،این مسیر سفرمون بود.

دو تا ماشین بودیم .یکی ماشین بابام اینا که خاله محبوبه و عمو رضا و مامان و بابام بودن.و تو ماشین ما هم که خودمون 3 نفر

سفر خوبی بود مثه بقیه سفرا بود دیگه...

از اونجایی که مسیرمون جاده چالوس نبود من زیاد حال نکردم  خمیازهآدم شمال بره و نمک آبرود نره که شمال نمیشه.

نمک آبرود هم نرفتیم متاسفانه امسال.خونه مینا اینا نیشخندهم نرفتیمناراحت

اصن نمیدونم چِم شده زدم تو کاره خلاصه نویسی.همین کارا میکنم که نمره نمیارم تو امتحانایول

بابلسر شهر باحالی بود .مرکز خریداش حرف نداشت .مخصوصا ایران کتانش.ولی خیلی گرون بودنعینک

به درد دور زدن و گشت زدن میخوردن مرکز خریداشون وگرنه که چیزی نمیشد خریدنیشخند

لب دریا و ساحلشم که افتضاح کثیف و شلوغ پلوغ بود.ولی دریا مواج و تمیز بود.

همون یه بارم که رفتم تو آب کلی بهم حال داداز خود راضی

سوئیتمون نزدیک دریا بود و طبقه ششم بودیم و نمای کامل به دریا داشتیم.

بعد از 3 روز بابلسر و مقصد مشهد ترک کردیم و شبونه راهی مشهد شدیم.

اصن تو جاده ای که میرفتیم از اون شهره که کلی مغازه کلوچه ،لواشک ،مربا ،ترشی فروشی داشت رد نشدیم.

هیچ جا مثه ساری نمیشه.از من میشنوینا رفتین شمال حتمن از جاده چالوس برین بعد برین ساری بعد هم رشت خونه مینا اینا ،بعدش برگردین برین نمک آبرود و بعد مشهدنیشخند

مشهد فقط 2 روز بودیم و همش خونه فک و فامیلابرو

اصن هیجان تو این پست نیس ،نمیدونم چرا .شاید چون خوابم میادنیشخند

برین ادامه مطلب عکس دارم براتون 

 

 

 

خوشحال میشم به ادامه مطلب هم برید ...
.:: ::.
مِهر و مَهد!
موضوع : اولین ها
نویسنده مامان امیر علی تاریخ ارسال پنجشنبه 4 مهر 1392 در ساعت 10:39

سلام .

خوبین ؟خوشین؟چه خبرا؟

تو این مدتی که کمرنگ تشریف داشتیم ،در حال استراحت دادن به چشمان و کَله مبارک بودیمنیشخند

کمتر میگرن به سراغمان آمد و در وقت های بیکاری به کلاس هنری رفتیم.

کارام تو ادامه مطلبه.نظراتتون خواهشن همش تعریف و تمجید باشه ها کمتر از انتقاد منتقاد بگیننیشخند

بریم سراغ اصله کاریا که به خاطرشون پست جدید گذاشتمچشمک

اول از همه اینکه بعد از دو ماه بسیار سخت و طاقت فرسا ،سمند دار شدیم اونم از نوع ال ایکس و نوک مدادیشنیشخند

خیلی سخته بی ماشینی ،من موندم بعضیا چه جوری تحمل میکنن.واقعا صبر ایوب میخواد.

اینقدری که من تو این دو ماه سختی کشیدم عمرا بی خونه ای تو این 8 سال روم تاثیر گذاشته باشه هانیشخند

----------------------------------------------------

از کلاس هنریم بگم که عمرا باورم نمیشد یه روزی یه وقتی یه جایی اینقد من اکتیو بشم.اصنا محال بود .هنوز خودم تو شوکم.اطرافیانم که دیگه از من بدترنیشخندزبان

امیر بچم چه حالی میکنی وقتی کارامو میبینه میگه اووووووووووووووووووووووو نگا کن چه کرده!بغلاینقدی که امیر روحیه میده ،یک هزارُمِشم باباش نمیدهنیشخند

-----------------------------------------------------

مهر هم شروع شد و کلی شور و انرژی برا بچه دبستانیا داره و کلی وحشت برا دبیرستانیا و دانشگاهیانیشخند

امیر ما هم برای اولین بار طعم اول مهر و بیدار شدن راس ساعت 8 و خسته و کوفته برگشتن به خونه رو چشید و رفت مهدکودک.فکر میکردم روز اول اذیت کنه و گریه کنه،ولی خیلی مُتمَدِنانه ،مربیش گفت حتی یه ثانیه هم گریه نکرده و همون موقع شروع کرده به دست زدن و بازی کردن

یه جورایی حال میکنم که مثه خودمه سریع خودشو وفق میده با محیط.بچه انعطاف پذیر به امیر ما میگناقلب

 ساعت 10:30 رفتم دنبالش و دیدم جورابش تو دستشه و همونجوری داره دست میزنه.نیشخنداشارش کردم گفتم بزار زیرتنیشخند

 بدون شرح!!!

به امیر میگم مامان مدرسه خوش گذش میگه:مدرسه چیه مهد کودک!چشمک

اسم دوستشم بهنازه که روز اول پیدا کرده!

 تاریخ عکسا یه روز جلوِ!نیشخند

---------------------------------------------------

دیشب امیرو باباش رفته بودن بیرون تا ماشین ببره چکاپ تا آماده باشه برا سفرمون.

باباش تو کوچه یه ذره گاز داده،امیر برگشته گفته بابا حالا نمیخواد جَو گیر بشی!خنده

 

نیشخند

خوشحال میشم به ادامه مطلب هم برید ...
.:: ::.
یاسوج!
موضوع : مسافرت ها
نویسنده مامان امیر علی تاریخ ارسال دوشنبه 4 شهريور 1392 در ساعت 16:00

 

 

 

سلامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خوبین؟چه خبرا؟

یه جورایی این سفر ،اعتصابمو بهم زدچشمک

فکر کنم نگفته بودم که رفتیم یاسوج .اونم با خانواده جناب همسر.

جاتون خالی فراوون خوش گذشت.چقد باصفا بود.معرکه بود.هر قدم که برمیداشتی آب داشت از زمین میجوشید.

من موندم چرا خدا همه نعمتاشو به صورت مساوی تقسیم نکردهنیشخند

جاده هاش چه باحال بودن.انگار که تو جاده چالوس و هرازیخیال باطل

از من میشنوین یه سفر اونورا برین ،مطمئنا پشیمون نمیشین.

عکسا و سفرنامه تو ادامه مطلبه...

 

 

 

خوشحال میشم به ادامه مطلب هم برید ...
.:: ::.
عناوین آخرین یادگاری های وبلاگ من


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 57 صفحه بعد


.:: Design By : wWw.Theme-Designer.Com ::.



Myspace Stuff