امیــــــــــــرعلیامیــــــــــــرعلی، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره
حلــــــــــما خانومحلــــــــــما خانوم، تا این لحظه: 4 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

♡ امیرعلی و حلــــــما ، عشـــــــــــــقِای مامان ♡

امروز کلی آتیش سوزوندی

1390/3/28 23:49
908 بازدید
اشتراک گذاری

سلام

شیطانامروز کلی آتیش سوزوندیشیطان

اینجا خونه مامان بزرگه .مراسمه روز پدره.مامان بزرگ به تو ٥٠٠٠ تومن عیدی داد گفت تو هم بزرگ مرد کوچکی ناسلامتی.این صندلو هم مامان بزرگ داد بابایی .ما هم برای بابا بزرگ کفش گرفته بودیم.خاله محبوب لباس .دایی محسن لباس با پارچه شلواری.عمو رضا شوهر خاله محبوبه فالوده با بستنی خریده بود.کیک هم پخته بود مامان بزرگ.

امروز ناهار برنج و مرغ داشتیم .گفتیم یه ذره بهت برنج بدیم تا خودت تنهایی بخوری تا یاد بگیری.اما همشو له کردی.حتی یه دونشو برای راه رضای خدا نخوردی.بابایی گهگاه از تو کاسه برنج دهنت میکرد.

وقتی داشتم ناهار می پختم.دیدم صدات نمیاد.صدات زدم ولی بازم خبری نشد.اومدم ببینم چیکار میکنی دیدم هرچی دستمال کاغذی تو جعبه بوده رو در آوردی.کلی حال کرده بودی.

امروز با بابایی رفتی حموم.تقریبا ٥ دقیقه بازی کردی.چون خوابت میومد زود اومدم و شستمت.خیلی پسر خوبی بودی ولی مثه همیشه موقع شستن سر و صورتت یه ذره اذیت کردی.

مادر شوهر خاله محبوبه کشک درست کرده بود.خاله محبوب به هممون داد .به تو هم داد.خیلی خوشت اومده بود .تقریبا نصفه کشکو خوردی.

امروز خاله محبوبه رفتو توتال کور رو از زیر تخت آورد بیرون تا یه ذره استفاده کنه و هیکلش درست و حسابی بشه.آخه دیگه از در رد نمیشهنیشخنداما بجای اینکه اون استفاده کنه تو داشتی بازی میکردی.همش این پشتی هاشو میچرخوندی.در کل عاشق چیزایی هستی که میچرخننیشخند

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان زهرا نازنازی
29 خرداد 90 1:02
نازنین نرگس نفس مامان
1 تیر 90 21:22
]چه ویرانگری
معصومه مامان سهند
5 تیر 90 19:43
فدات بشه خاله. تو هم مثل سهند تو حموم خوشحالی فدای چشمای قشنگت بشم