امیــــــــــــرعلیامیــــــــــــرعلی، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره
حلــــــــــما خانومحلــــــــــما خانوم، تا این لحظه: 4 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

♡ امیرعلی و حلــــــما ، عشـــــــــــــقِای مامان ♡

شلمچه سال ۱۳۹۷

سلام به دوستای خوب وبلاگی سال ۹۷ بر همتون مبارک ایشالا که سال خوبی رو شروع کرده باشین و سال ۹۶ رو به به خوبی و خوشی تموم کرده باشین ما امسال سالمون رو خیلی متفاوت شروع کردیم .۲۸ اسفند بود که از طرف معدن رفتیم راهیان نور و در کنار شهدا سالمون رو نو کردیم و کلی لذت بردیم . میریم سراغ عکسا [img:AgADBAAD06sxG3D-sFElBZ-xPUnac78JkRkABKt0jf90VM3M_IwAAgI] همسفرهامون مخصوصا اقای دهقان مدیر کاروانمون خیلی عالی و مهربون و فوق العاده بودن ️...
4 فروردين 1397

شادکام بهمن ۹۶

سلام خوبین همگی ؟؟؟؟ ما هم خوبیم فعلا و در هیاهوی خانه تکانی و استرس اخر سال پنجشنبه ای مصادف با ۱۲ بهمن و ورود امام به ایران با مامان و بابا بزرگ رفتیم روستای زیبای شادکام برای صرف ناهار بعد از برگشتن از روستا به کارواش اتوماتیک هم رفتیم که از ۱۰۰ تا شهربازی برا امیر باحالتر و هیجان انگیز تر بود 🤣 یه ذره از صحبت کردنای دختری بگیم که کم گفتیم تاب تاب عباسی خدا منو ننداسی رو میخونه تیب =سیب داداش امیر.اییان=کیان باس =باز شیر میخوام =ایشا من خوابم میاد =لالا من کفش=کَش فعلا همینا رو یادمه .خیلی بیشتر حرف میزنه ها ...
13 بهمن 1396

پروژه پوشک بانو😉

سلام امیرعلی و حلمای خودم و بقیه دوستای گل مجازی امیدوارم که خوب باشین و زندگی بر وفق مرادتون امروز اول بهمن ۹۶ هست داره اولین بارون زمستونی بافق میباره .خدا رو شکر . بعد از قشم تصمیم گرفته بودم که حلما خانومو به صورت جدی از پوشک بگیرم که شروع کردم این پروژه رو و دو هفته ای هم دوام اوردم و تا اونجاای پیش رفتم که خانوم فقط تو توالت فقط جیش میکردن همین .ینی من تو اتاق باید هی دم به دقیقه یاد اوریش میکردم حلما بریم توالت یا نه اوشون یا میگفتن اره یا نه .خلاصه که اگرم دلشون توالت رفتن رفتن رو نمیخواست اصن به هیچ صراطی مستقیم نمیشد که بره خلاصه مطلب که روح و روان بنده به جوش اومده بود که بیخیال پروژه شدم .چون دیدم دارم از حلما هی دور و د...
1 بهمن 1396

قشم دیماه ۹۶

سلام سلام خوبین همگی ؟تو دیماه هستیمو تولد بنده هم نزدیک برای اینکه ماشین جدیدمونو افتتاح کنیم یه سر رفتیم قشم تا از آکبندی در بیاد جاتون بسیار خالی بسی بسیار خوش گذشت و کیفور شدیم با حضور افتخاری مامان منیر جانمان بریم سراغ عکسا این عکسا هم که گویای این ۳ روز پر خاطره ی ماست ...
10 دی 1396

سورپرایز طوری 😁

۳ شب قبل از یلدا مامان منیر و بابا احمد رو سورپرایز کردیم چون سالگرد ازدواجشون ۱ دی بود ولی ما زودتر اونا رو دعوت کردیم هتل نیکان به صرف شام و یه کیک گرفتیم برا سالگردشون جمله بندیم تو حلقم میریم سراغ عکسا ۹۶/۹/۲۷...
2 دی 1396