♡ امیرعلی و حلــــــما ، عشـــــــــــــقِای مامان ♡

چه عجب از اینورا...😉😉😉

شادکام بهمن ۹۶

1396/11/13 22:32
62 بازدید
اشتراک گذاری
سلام خوبین همگی ؟؟؟؟
ما هم خوبیم فعلا و در هیاهوی خانه تکانی و استرس اخر سال
پنجشنبه ای مصادف با ۱۲ بهمن و ورود امام به ایران با مامان و بابا بزرگ رفتیم روستای زیبای شادکام برای صرف ناهار
















بعد از برگشتن از روستا به کارواش اتوماتیک هم رفتیم که از ۱۰۰ تا شهربازی برا امیر باحالتر و هیجان انگیز تر بود 🤣




یه ذره از صحبت کردنای دختری بگیم که کم گفتیم
تاب تاب عباسی خدا منو ننداسی رو میخونه

تیب =سیب
داداش
امیر.اییان=کیان
باس =باز
شیر میخوام =ایشا من
خوابم میاد =لالا من
کفش=کَش
فعلا همینا رو یادمه .خیلی بیشتر حرف میزنه ها
پسندها (1)
نظرات (1) مشاهده جعبه ارسال نظر
مامان صدرامامان صدرا
14 بهمن 96 12:46
همیشه به شادی و گردشمحبت