♡ امیرعلی و حلــــــما ، عشـــــــــــــقِای مامان ♡

سلام

1392/3/29 10:39
1,859 بازدید
اشتراک گذاری

تکمیل تر شد!

 

این پیروزی شیرین و طلوع دولت تدبیر و امید رو به همه هوادارن دکتر روحانی و تمامی حامیان اصلاحات و تمامی مردم ایران و به خصوص خودم تهنیت و شادباش میگویم . باشد که با مدیریت ایشون روز به روز گام های ترقی و پیشرفت رو برداشته و به سمت آبادانی حرکت کنیم .

و سلام به جام جهانی(آقا تبریک بدجور تو این هفته سورپرایز و خوشحال شدیم..ایشالا این خوشحالیها همیشه پایدار باشه)


شرمنده دیر اومدم.درگیر مهمونی برگشت مادر شوهر از مکه بودم.

فردا نه پس فردا هم که عروسی پسر داییمه.اصن خیلی انرژی بالاس.

فقط 8 و 10 تیر با فقدان انرژی رو به رو میشم،آخه هشتم دو تا امتحان دارم اونم از نوع وحشتناک سختش.از اون امتحانایی که اصن امید به پاس کردنش ندارمنیشخند

بماند که تمام چشم و امیدم به امداد های غیبی است.چشمک

از سفر یه هفته ای به تهرانمان بگویم که بسیار پربار و مسرت بخش بود.بجز همون اولش که دوباره ماشینمون بازی در آوردو یه ،یک و دویستی گذاشت پشت دست جناب شوهر.

همین چند شب پیش هم میخواسم ماشینو کنار دیوار خونه مامانم اینا پارک کنم که موتور شوهر خواهرم بود.ماشینو تقریبا گذاشتم وسط کوچه ،اما ماشین میتونست از کنارش رد بشه ها.

که امیر آقای نسبتا فضول ما در عقب رو باز میکنه و میرن پشت فرمون میشینن.

منم مثه اُسکلا موتور تو دستم هر کارش میکردم نمیرفت رو جک.زنگ در خونه خواهرمو زدم که به شویَت بگو بیاد موتورشو درست کنه که یه ماشین از راه رسید و زد در ماشنمونو لِه و لَوَرده کرد .

این ماشین بدبخت نباید یه روز خوش ببینهنیشخنددیگر تصمیمان نهاییست از شرش خلاص میشویمهورا

راسی یه خبر خوش دیگه دزدای خونه دایی رضامو دستگیر کردن.کصافطا رو قراره اعدام کنن.بی شرفا قصدشون دزدی نبودهاسترس

همینها باشد تا بعدا بیایم کاملش کنم.

 

عکسا تو ادامه مطلبه:

 

 

همون خمیراییه که برا تولدش خریده بودم.از بس کلافه ام کرده بود قایمش کردم.نیشخند

این عکسو میبینم قلب وامیسته.فقط میتونم بگم منو ببخش.بعضی وقتا آدم خیلی احمق میشهناراحت

جدیدترین مدل خواب امیرعلی!

این عکس هم ماله همین امروز صبحه.از خواب پاشدم دیدم تکیه دادی به مدل و خوابیبغل

وای تهران که بودیم یه سر رفتیم بازار عبدل آباد،چه پرده های خوشکلی داشت چه قیمتای مناسبی.

این موتوره هم تو یکی از همون مغازه های پرده فروشی بودخیال باطل

11 خرداد هم تولد محمد صادق بود.جاتون خالی خیلی خوش گذشت .

بدون شرح!

اینم 24 خرداد.همون موقع اس که با هم رفتیم حماسه سیاسی خلق کنیم.

برای اولین بار رایی که دادم برنده شد.هم ریاست جمهوری هم شورای شهراز خود راضی

اینم یه نمونه از شیطنتای امیرعلی تو مهمونی برگشت مادرشوهر از مکه!

بدون شرح!

 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (107) ارسال نظر
زن دایی
13 خرداد 92 13:13
سلام عزیزم.منم دیشب فهمیدم بدجور ناراحت شدم.انقدر فکر کردم شبی دوبار از خواب پریدم.خدا به زنش صبر بده و بچه کوچولوش زنده بمونه.الان بازم حالم گرفته شد به قرآن.حتی دیشب به شوشو گفتم نریم مسافرت ولی متاسفانه امشب عازمیم


من که بدجور حالم گرفته شد.نفیسه همکلاسی و دوست صمیم بود.رفتم تشیع جنازشون حالم بهتر شد.
بهتون خوش بگذره.از فکرش بیا بیرون کاریه که شده
مامان علی خوشتیپ
13 خرداد 92 13:38
سلام عزیزم.دیدم پست گذاشتی خوشحال شدم.گفتم یه مطلب پراز هیجان و شادی گذاشته...ولی خوندم ناراحت شدم
خدا به دوستت صبر بده.هیچکی از حکمت خدا خبر نداره


خیلی دوست داشتم جای این پستم یه پست باحال بزارم.ولی این خبرا حالمو گرفت.
خدا کنه
مامان علی خوشتیپ
13 خرداد 92 13:39
اشاالله امتحاناتتو خوب بدی...ناراحت بودنت چیزی رو عوض نمیکنه...باید آروم باشی و برای اونا دعا کنی


قربونت.امتحانمو خوب دادم خوشبختانه
مامان علی خوشتیپ
13 خرداد 92 13:40
غصه نخوری غصه میخورما


یه ذره گریه کردم حالم خوب شد به مولا
مامان علی خوشتیپ
13 خرداد 92 13:40
امیرعلی خوبه؟


اونم هی بدک نی.سلام داره :دی
مامان یلدا و سروش
14 خرداد 92 15:21
وای چه نارحت کننده.. خدا بهشون صبر بده.. انشاالله هم دخترشون صحیح و سالم بمونه تا دل ماردش شاد بشه...


خدا کنه.آخه تنها یادگار شوهرشه
زهره
14 خرداد 92 19:17
سلام عزیزم خدابه دوستت صبربده......توهم ناراحت نباش به جاش به دوستت دلداری وامید بده.......


من هنوز ندیدمش.آخه تو بیمارستان تو راه مشهد بستری بوده و پاشو عمل کردن.
مامان نگار
14 خرداد 92 20:48
سلام نگار چند روزه بیمارستانه
با گوشیم نظر می دم ببخشید
فقط اومد سر بزنم
سر فرصت دوباره میام


آخی .خدا بد نده.ایشالا زود خوب بشه
مامان فائزه
15 خرداد 92 8:19
سلام دوست جون
میگم خدا صبر بده به اون دوست جوونت
منم همیشه ناراحت از دست دادن عزیزام هستم،واااای خدا نکنه
عزیز تو هم عزیز منه،نارحت شدم


قربونت خیلی ماهی.
آره ایکاش هیچوقت هیچ کدوم از عزیزانمونو از دست نمیدادیم
خاله جونی
17 خرداد 92 0:47
خیلی ناراحت شدم خدا بهشون صبر بده و ایشالا حال دوستت و دخترش خوب بشه
خودت رو هم ناراحت نکن


قربونت خاله جونی.
ایشالا