امیــــــــــــرعلیامیــــــــــــرعلی، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره
حلــــــــــما خانومحلــــــــــما خانوم، تا این لحظه: 4 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

♡ امیرعلی و حلــــــما ، عشـــــــــــــقِای مامان ♡

سلام

1392/3/29 10:39
3,007 بازدید
اشتراک گذاری

تکمیل تر شد!

 

این پیروزی شیرین و طلوع دولت تدبیر و امید رو به همه هوادارن دکتر روحانی و تمامی حامیان اصلاحات و تمامی مردم ایران و به خصوص خودم تهنیت و شادباش میگویم . باشد که با مدیریت ایشون روز به روز گام های ترقی و پیشرفت رو برداشته و به سمت آبادانی حرکت کنیم .

و سلام به جام جهانی(آقا تبریک بدجور تو این هفته سورپرایز و خوشحال شدیم..ایشالا این خوشحالیها همیشه پایدار باشه)


شرمنده دیر اومدم.درگیر مهمونی برگشت مادر شوهر از مکه بودم.

فردا نه پس فردا هم که عروسی پسر داییمه.اصن خیلی انرژی بالاس.

فقط 8 و 10 تیر با فقدان انرژی رو به رو میشم،آخه هشتم دو تا امتحان دارم اونم از نوع وحشتناک سختش.از اون امتحانایی که اصن امید به پاس کردنش ندارمنیشخند

بماند که تمام چشم و امیدم به امداد های غیبی است.چشمک

از سفر یه هفته ای به تهرانمان بگویم که بسیار پربار و مسرت بخش بود.بجز همون اولش که دوباره ماشینمون بازی در آوردو یه ،یک و دویستی گذاشت پشت دست جناب شوهر.

همین چند شب پیش هم میخواسم ماشینو کنار دیوار خونه مامانم اینا پارک کنم که موتور شوهر خواهرم بود.ماشینو تقریبا گذاشتم وسط کوچه ،اما ماشین میتونست از کنارش رد بشه ها.

که امیر آقای نسبتا فضول ما در عقب رو باز میکنه و میرن پشت فرمون میشینن.

منم مثه اُسکلا موتور تو دستم هر کارش میکردم نمیرفت رو جک.زنگ در خونه خواهرمو زدم که به شویَت بگو بیاد موتورشو درست کنه که یه ماشین از راه رسید و زد در ماشنمونو لِه و لَوَرده کرد .

این ماشین بدبخت نباید یه روز خوش ببینهنیشخنددیگر تصمیمان نهاییست از شرش خلاص میشویمهورا

راسی یه خبر خوش دیگه دزدای خونه دایی رضامو دستگیر کردن.کصافطا رو قراره اعدام کنن.بی شرفا قصدشون دزدی نبودهاسترس

همینها باشد تا بعدا بیایم کاملش کنم.

 

عکسا تو ادامه مطلبه:

 

 

همون خمیراییه که برا تولدش خریده بودم.از بس کلافه ام کرده بود قایمش کردم.نیشخند

این عکسو میبینم قلب وامیسته.فقط میتونم بگم منو ببخش.بعضی وقتا آدم خیلی احمق میشهناراحت

جدیدترین مدل خواب امیرعلی!

این عکس هم ماله همین امروز صبحه.از خواب پاشدم دیدم تکیه دادی به مدل و خوابیبغل

وای تهران که بودیم یه سر رفتیم بازار عبدل آباد،چه پرده های خوشکلی داشت چه قیمتای مناسبی.

این موتوره هم تو یکی از همون مغازه های پرده فروشی بودخیال باطل

11 خرداد هم تولد محمد صادق بود.جاتون خالی خیلی خوش گذشت .

بدون شرح!

اینم 24 خرداد.همون موقع اس که با هم رفتیم حماسه سیاسی خلق کنیم.

برای اولین بار رایی که دادم برنده شد.هم ریاست جمهوری هم شورای شهراز خود راضی

اینم یه نمونه از شیطنتای امیرعلی تو مهمونی برگشت مادرشوهر از مکه!

بدون شرح!

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (107)

زن دایی
13 خرداد 92 13:13
سلام عزیزم.منم دیشب فهمیدم بدجور ناراحت شدم.انقدر فکر کردم شبی دوبار از خواب پریدم.خدا به زنش صبر بده و بچه کوچولوش زنده بمونه.الان بازم حالم گرفته شد به قرآن.حتی دیشب به شوشو گفتم نریم مسافرت ولی متاسفانه امشب عازمیم


من که بدجور حالم گرفته شد.نفیسه همکلاسی و دوست صمیم بود.رفتم تشیع جنازشون حالم بهتر شد.
بهتون خوش بگذره.از فکرش بیا بیرون کاریه که شده
مامان علی خوشتیپ
13 خرداد 92 13:38
سلام عزیزم.دیدم پست گذاشتی خوشحال شدم.گفتم یه مطلب پراز هیجان و شادی گذاشته...ولی خوندم ناراحت شدم
خدا به دوستت صبر بده.هیچکی از حکمت خدا خبر نداره


خیلی دوست داشتم جای این پستم یه پست باحال بزارم.ولی این خبرا حالمو گرفت.
خدا کنه
مامان علی خوشتیپ
13 خرداد 92 13:39
اشاالله امتحاناتتو خوب بدی...ناراحت بودنت چیزی رو عوض نمیکنه...باید آروم باشی و برای اونا دعا کنی


قربونت.امتحانمو خوب دادم خوشبختانه
مامان علی خوشتیپ
13 خرداد 92 13:40
غصه نخوری غصه میخورما


یه ذره گریه کردم حالم خوب شد به مولا
مامان علی خوشتیپ
13 خرداد 92 13:40
امیرعلی خوبه؟


اونم هی بدک نی.سلام داره :دی
مامان یلدا و سروش
14 خرداد 92 15:21
وای چه نارحت کننده.. خدا بهشون صبر بده.. انشاالله هم دخترشون صحیح و سالم بمونه تا دل ماردش شاد بشه...


خدا کنه.آخه تنها یادگار شوهرشه
زهره
14 خرداد 92 19:17
سلام عزیزم خدابه دوستت صبربده......توهم ناراحت نباش به جاش به دوستت دلداری وامید بده.......


من هنوز ندیدمش.آخه تو بیمارستان تو راه مشهد بستری بوده و پاشو عمل کردن.
مامان نگار
14 خرداد 92 20:48
سلام نگار چند روزه بیمارستانه
با گوشیم نظر می دم ببخشید
فقط اومد سر بزنم
سر فرصت دوباره میام


آخی .خدا بد نده.ایشالا زود خوب بشه
مامان فائزه
15 خرداد 92 8:19
سلام دوست جون
میگم خدا صبر بده به اون دوست جوونت
منم همیشه ناراحت از دست دادن عزیزام هستم،واااای خدا نکنه
عزیز تو هم عزیز منه،نارحت شدم


قربونت خیلی ماهی.
آره ایکاش هیچوقت هیچ کدوم از عزیزانمونو از دست نمیدادیم
خاله جونی
17 خرداد 92 0:47
خیلی ناراحت شدم خدا بهشون صبر بده و ایشالا حال دوستت و دخترش خوب بشه
خودت رو هم ناراحت نکن


قربونت خاله جونی.
ایشالا
مامان محمد و ساقی
17 خرداد 92 13:27
سلامکی پست گذاشتی من اومده بودم وبت پست جدید نبود
مامان محمد و ساقی
17 خرداد 92 13:27
ایشالله اون دزد پیدا بشه.
مامان محمد و ساقی
17 خرداد 92 13:28
برای دوستت خیلی ناراحت شدم.خدا بهش صبر بده
مامان محمد و ساقی
17 خرداد 92 13:29
برای اولین بار به خاطر تصادفت ناراحت شدی؟یعنی الان کاملا" متوجه شدی که اطرافیانت چی کشیدن تو لحظه ای که تصادفت رو دیدن.خدا رو شکر سالمین.همتووووووون
مامان محمد و ساقی
17 خرداد 92 13:30
امیرعلی رو ببوس
زینبی
17 خرداد 92 14:02
وااااااااااااااااای زهرا جون اولش بگم شرمنده گرفتار امتحانا هستم. بعدشا دزدیه خونه داییت رو که شنیدم خیلی ناراحت شدم.واقعا وحشتناک بود. اگه من به جای زندایی رضات بودم سکته میکردم. بازم دم زینب داییت گرم که دسته اقه دزده رو گاز گرفته و دبودو فرااااااااااار. اما لثه زندایی بهتره؟ گفتی خونریزی کرده؟
زینبی
17 خرداد 92 14:05
بابت دوستت هم خیلی ناراحت شدم. ایشالله خدا بهش صبر بده. خیلی سخته. یکی از اقوام ما هم همینطور بود.هر چی بگم سخته.اما فقط خدا میتونه صبر بده. ایشالله که خودش و بچش شفا پیدا کنن.
زن دایی
18 خرداد 92 12:13
سلام.خوبی؟بهتری؟با امتحانات چیکار کردی.راستی چه خبر از بچه ی دوستت؟
مهین
18 خرداد 92 13:21
سلام عزیزم خیلی ناراحت شدم واسه ی دوستت وای خدا نده خیلی سخته زهرا جان براشون از صمیم قلبم آرزوی صبر می کنم انشالله دیگه خبر بد اینجا نخونم و همیشه شاد و خندون باشی دوست خوبم
مامان یلدا و سروش
18 خرداد 92 14:44
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند. زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ. زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز. زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز. زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی مثل زمان در گذر است... امیدوارم که بهار دلت همیشه شاد باشه و هیچوقت رنگ خزان نگیره عزیزم
مامان متین
18 خرداد 92 15:01
سلام عزیزم .وای خدای من چه اتفاقات بدی .خیلی ناراحت شدم. خدا شوهر دوستت رو بیامرزه و به دوستت صبر بده ان شالله.
مامان نگار
19 خرداد 92 9:35
وای چه بد ایشالا خدا صبرش بده حالم گرفته شد
زینبی
20 خرداد 92 0:07
زهرااااااااااااااااااا جونم امتحانام تموم شد دیگه اخییییییش/
مامان پریسا
20 خرداد 92 2:50
سلام زهرا جون ... وای خدا چه خبر وحشتناکی خدا بهشون صبر بده
مامان پریسا
20 خرداد 92 2:51
هر چی خدا بخواد همون میشه. خدا رو شکر که تصادف شما هم مشکل خاصی نداشت. فقط باید خدا رو شکر کرد
زینبی
21 خرداد 92 20:33
اولا تبریک میگم.
بعدشا ، یعنی چی که نظرات رو تایید میزنی؟؟؟؟؟
چی میشه یه سلامی هم بگی دربرابر نظراتمون بی مزه خانم

البته زینبی قربونت بره.


زینبی اصن باور نمیکنی که چقد حال ندارم.تنبل بودم تنبل تر شدم به مولا.تازه مادر شویَم جمعه از مکه میاد کلی خونشو بهم ریختن .من اعصابم خورده
زن دایی
22 خرداد 92 7:42
سلام.خوبی؟نیستی؟خوبه امتحاناتت تموم شده ها نکنه داری از الان واسه امتحان 18 روز بعدت میخونی .دلم واسه همتون تنگ شده.پنجشنبه بیاید یزد.


عاروس شما که قرار بود بیاین.چرا آخه اذیت میکنی
زینبی
22 خرداد 92 20:31
پس خانم تنبل تشریف دارن. پس سوغاتی در راهه اعصاب خوردی نداره عزیزم. تو که توی خونه خودتی. راستی منم دارم از خودم هنر در وکنم
زن دایی
23 خرداد 92 11:22
سلام.اینکه اره من قراره تهنایی بیام بافق.خب تعارف تبریزی کردم خواهر.
negin
23 خرداد 92 17:45
آپم دوست من
هدی
25 خرداد 92 11:27
سلام آپم عزیزم حتما سر بزن
حسام
26 خرداد 92 2:47
سلام خواهر زهرا انشاا... معدلتون 20 بشه من یه هفته ای امتحانام تموم شده بود اومدم بافق برا انتخابات دوباره برگشتم ام روز هم کارنامه گرفتم خیلی از خودم راضیم واقعا حال کردم خدایا شکرت
مامان محمد و ساقی
26 خرداد 92 19:18
کجایی تو اونوقت؟
مسیحا
28 خرداد 92 0:43
سلام به قضاوتتون نیاز دارم لطفا بهم سر یزنید
محمد
29 خرداد 92 14:21
زن داداش دوستون که همسایه مون بودن .واقعا ناراحت کننده بود . خدا صبر به خانواده عسکری وکریمی وبازماندگان بده .



انشالا
زینبی
29 خرداد 92 22:31
سلام کجایی دخترررررررررررررررررررررررر
درکت میکنم عزیزم.
برو عروسی رو عشق کن

بعدش بیا دیگه
دلم تنگیدااااااااااااا



کجاشو درک میکنی ؟؟؟پیروزی روحانی بر قالیبافو یا جام جهانی رو؟یا شایدم امتحانامو؟
زینبی
30 خرداد 92 4:54
تبرررررررررررریک میگم.
برو آهنگ پیشوازم رو گوش کن و حالشو ببر

ملی پوشان.........................


آهان آهنگ پیشواز موبایلت
زینبی
30 خرداد 92 8:06
واسه داشتن این همه انرژی درکت میکنم.
که چه حالی داری.
راستی بابت دستگیری دزدا هم بگم که خاک بر سرشون . حقشونه اعدام.
خداروشکر که پیدا شده.
هوراااااااااااااااا


این دزدای کسافطو هر چی هم فحششون بدیما کمشونه بی پدر مادرا.ایشالا خدا نسلشونو بکنه از زمین.
من تو این قوانین دولت ایران موندم دزدا رو دستگیر کردن براشون حکم اعدام بریدن.اما الان بی شرفا رو با وثیقه آزاد کردن.آخه این یعنی چی؟نمیگن دوباره یه غلطی بکنن.

آره زینب بدجورم هیجان بالاس.سکته نزنم خوبه والا
زینبی
30 خرداد 92 8:09
حواست باشه هاااااااااا که تایید نکنی.
یادم نبود که خصوصی بزنم.


خوب شد گفتیا وگرنه که اینقد این روزا بی حواس شدم که نگووووووووووووووو
مامانی
31 خرداد 92 2:08
سلام مثل همیشه با حال و با ذوق واقعا بهتون تبریک میگم.


مرسی عزیم .لطف داری
بهناز مامی یلدا و سروش
31 خرداد 92 3:09
شنیدی میگن پاقدم روحانی
رفتیم جام جهانی


تبریکات چند جانبه


آره واقعا خیلی خوش قدمه.طلا و نرخ ارز هم که کم شد . جام جهانی هم که رفتیم .

قربونت منم بهت تبریک میگم این آزادی رو
بهناز مامی یلدا و سروش
31 خرداد 92 3:09
وایییییییییی دزد.... اعدام
مريم مامان آريا
31 خرداد 92 17:41
سلام
ببخشيد من سردرنياوردم چي شده
يه ساعته دارم پستهاي قبلي رو ميخونم ولي نفهميدم چه اتفاقي براي دايي رضاتون افتاده
تو نظرات بقيه هم حرف تصادف اينا بود اونم نفهميدم چي شده
انشالله همه چيز به خير و خوشي تموم بشه

جشن 1000 روزگي امير علي هم مبارک انشالله 100 ساله بشه
هميشه شاد باشين


هیچی عزیزم همه چی به خیر و خوشی تموم شده.خونه دایی اینام دزد اومده .نتونسن به هدف شومشون برسن کصافطا.
پلیسا تونسن گیرشون بندازن براشون اعدام بریدن.

تصادف قضیه اش ماله ساله 88.تصادف خودم خودم بوده.که اونم به خیر گذشته و الان سالمم
fatima
1 تیر 92 10:35
سلام خوبی
یعنی چی این آخریه
ایشالاه خدا لعنتشون کنه آدم تو خونه خودشم امنیت نداره
راستی منم 8و9و10 تیر امتحان دارم اونا دوتاشون مشکلن


یعنی اینکه خونه داییم دزد اومده.که فهمیدن کیا بودن.و براشون حکم اعدام بریدن .اونم تو ملا عام.

وای 3 روز پشت سر هم.
منم دو تا امتحان تو یه روز .یکشم 10 تیره
مامان متین
1 تیر 92 18:41
سلام عزیزم. منم به شما دوست خوبم رفتن تیم ملی فوتبالمون رو به جام جهانی تبریک میگم. تا باشه از این شادیا.
زیارت مادر شوهر قبول.ایشالله همیشه خوش خبر باشی.
نگران امتحان نباش .من باورت دارم تو میتونی
ای بابا عجب ماشین پول بخوری شده.
وای چه خوب که دزدا پیدا شدن.چی؟ خدای من. اینروزا آدم چه چیزایی میشنوه


قربونت منم بهت تبریک میگم.

ایشالا خدا از دهنت بشنوه خواهر.تو نباشی آخه کی به من تنبل روحیه بده

زینبی
2 تیر 92 0:14
اوااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی چی؟

یعنی الان آزاد شدن؟


آره میبینی چه مملکتی داریم
مامان نگار
2 تیر 92 10:08
ما هم تبریکات ویژه
مردم ما واقعا به این خوشحالی ها احتیاج دارن
راستی داستان این آقا دزدا چیه؟ من استرس گرفتم خوندم



هیچی دیگه یه مشت دزد از خدا بی خبر رفتن خونه داییم اینا .به همه چیز هم اعتراف کردن.براشون اعدام هم بریدن ولی الان راس راس دارن تو شهر میچرخن
زینبی
2 تیر 92 14:35


با چه تضمین و جرأتی آزادشون کردن آخه؟

نمیگن شاید بلایی سر زن و بچه خودشون بیارن؟ حالا ماها بیخیال.
واقعا موندم چی بگم ابجی.


مملکته داریم به مولا.اصن زینب پاشو مهاجرت کنیم خارج از دسه اینا خلاص شیم به مولا

زهره
2 تیر 92 17:06
خصوصی داری گلم
زینبی
4 تیر 92 13:36
هیییییییییییی روزگار
زهرا جونم واسم خیلی خیلی دعا کن.


ای جانم منو یاده اون روزا انداختی .باشه عزیزم
مامان علی خوشتیپ
4 تیر 92 13:52
سلاااااااااااام
اول از همه به همه بنفشیا تبریک میگم
بعدشم تمام طرفدارای تیم ملی


سارا تو هم بنفشی بودی مگه نه؟آخه یه جورایی مطمئنم اصلاح طلبی.
از طرف من به علی تبریک بگو.بچه های استقلولم تو تیم ملین ناسلامتی متاسفانه :دی
سارا مامان علی
4 تیر 92 13:56
زیارت مادر شوهر قبول
عروسی پسر دایی مبارک


ممنون عزیزم.جات خالی
مامان علی خوشتیپ
4 تیر 92 13:56
پس الان باید حسابی پای کتابا باشی


خـــــــــــــــــیلی.............من و کتاب؟!
خوشبختانه این 3 تا امتحان آخریه جزوه بازه.....ولی اینقده سخت در میاره سوالا رو که یه دونشم تو جزوه ها نیس.
پس نتیجه میگیریم که اصن درس نخونیم آبرومند تره.

گفتم که چشم و امیدم به امداد های غیبی الهیه :دی
مامان علی خوشتیپ
4 تیر 92 13:58
از دست تو...کلی به پارک کردنت خندیدم


سارا باور نمیکنی که مثه آدمای بسیار خونسرد و متمدن رفتم سمت ماشین گفتم اصن نگران نباشین .اینا عادیه .نبینم غصه بخورینا.شوهره من عادت داره به تصادفای من
مامان علی خوشتیپ
4 تیر 92 13:58
قصد دزدا چی بوده؟


ت ج ا و ز

دیروز از برادر شوهرم شنیدم که آزادشون کردن .تبرعه شدن.از اعدام هم خبری نیس.ولی به خدا حقشون بود اعدام آخه سلاح سرد همراهشون بوده.
مامان علی خوشتیپ
4 تیر 92 13:59
راستی مسابقه شرکت کردیم...مثل جشنواره همراهم باشیا
بعد امتحانا برای خستگی درکردن بد هم نیست


باشه حتما مگه میشه ما شما رو تنها بزاریم
محمد81
4 تیر 92 15:42
سلام آپم.به من هم سربزنید.
محمد
5 تیر 92 10:01
زینبی
5 تیر 92 10:43
الهی بگردم. دوست جون جونیم ، ابجیه گلم داره امتحا میخونه.
امیر علی جون مامان رو اذیت نکنیااااااااا تا خوب درساشو بخونه و بهونه نداشته باشه که تو نذاشتیاااا


زینب نگو که دلم خونه.
اصن هیچ امیدی به پاس کردن این 3 تا درس ندارم
زهره
5 تیر 92 11:20
تو وبلاگم به یه نظرسنجی دعوت شدی یسر بزن!


مـــــــــــــــــــرسی
مامان آرینا مو فرفری
7 تیر 92 19:41
سلام دوست عزیز آرینا در جشنواره تابستانه نی نی وبلاگ شرکت کرده خوشحال می شم به دخترم رای بدین. فقط کافیه عدد 143 را به شماره 20008080200 (دو هزار هشتاد هشتاد دویست) پیامک کنید.هر فردی که شماره همراه در اختیار دارد مجاز به شرکت در رای گیری است.(دوستان، آشنایان، خانواده، فامیل) هر شماره موبایل تنها یکبار مجاز به ارسال پیامک است.در غیراینصورت رای محسوب نمی شود مرسی از همراهی شما. http://arinanafasam.niniweblog.com ---$$$$$$$$__$$__$$$$$$$$$ _$$$$$$$$$$$$__$$$$$$(¯`v´¯)$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$(¯`(*)´¯)$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$(_.^._)$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$(¯`v´¯)$$$$$ _$$$$$$$$$$$$$$$(¯`(*)´¯)$$$ ___$$$$$$$$$$$$$$(_.^._)$$ ______$$$$$$(¯`v´¯)$$$$$ ________$$$(¯`(*)´¯)$$ ___________$(_.^._)$ ____________$$$$$$
مامان نگار
8 تیر 92 8:51
چیکار کردی دست پسرمون رو سوزوندی؟



شیطون گولم زد.پدر پدر سوختشو خدا نیامرزه .
امیر یه عادت زشت داشت هر کار میکردم از یادش نمیرفت با نصیحت با جایزه با تهدید با هر چی که فکرشو بکنی.
اصن 1 درصد هم نمیخواسم دسشو بسوزونم.فقط میخواسم بترسونمش.اصن فکر نمیکردم قاشق با 1 ثانیه رو آتیش بودن اینقد داغ بشه.
هیچی دیگه اینقد به خودم فحش و نفرین دادم که فکر کنم جهنمی شدم رفت...
مامان پریسا
8 تیر 92 10:43
سلام زهر جون.فکر کنم جای پست رو تغییر دادی درسته؟
خوب خدا رو شکر ظاهرا امتحانا خوب بوده و موفق بودی.

برای دست امیر خیلی ناراحت شدم.

راستی چرا خودتدر مسابقه شرکت نکردی؟


آره .حیفه اون همه کامنت بود اگه میخواسم پستو حذف کنم:دی
من اصن حوصله شرکت کردنو جمع کردن رای ندارم.میشناسیم که چقد تنبل و عاشق چیزای آماده ام.
مامان پریسا
8 تیر 92 11:02
اومدم کامنت نوشتم. همش پرید

زهرا جون این پست شما این مدلی نبوددرسته؟

الان اولش اول سیاسی بعد ورزشی بعد اجتماعی شده؟


به قوله سالومه: اینجا همه چی درهمه!!!
مامان پریسا
8 تیر 92 11:03
برای دست امیر علی خیلی ناراحت شدم.


من بیشتر ولی الان خوب خوب شده
مامانی
8 تیر 92 11:07
الهی مامانی همه خسته میشیم و این وروجکارو دعوا میکنیم. بهت حق میدم
نکنه دستشو اوف کردی؟


آره متاسفانه.خیلی پشیمونم.آخه اصن نمیخواسم این طوری بشه
لیلا جواهری
8 تیر 92 19:02
سلام عزیزم. آرین من در جشنواره نی نی شکمو شرکت کرده. ممنون میشم کد 245 رو به شماره20008080200 پیامک کنید. مرسییییییی. امیر علی رو ببوسید


حتما خطه جدید گیر بیارم رای میدم
زینبی
9 تیر 92 13:48
سلام عزیزم. اون قضیه که فعلا هیچیه. و بابت امتحانام هم که خوشحالم خوب شدن حتی اونایی که میترسیدم پاس شدم. ایشالله تو هم که بشی.
مامان متین
9 تیر 92 15:50
سلام سلام اینو بخونید: البته من ننوشتما یکی برام فرستاده ممکنه مسخره به نظر بیاد ولی واقعا اتفاق میافته!می خوای صورت کسی رو که واقعا دوست داره ببینی؟اینو به 10 نفر بفرست بعد برو به ادرس http://amour-en-portrait.ca.cx/(این یه بازی فرانسویه)صورت کسی که دوست داره ظاهر میشه خطر سوپریز شدن!(تقریبا 90%شبیه)من خواستم این بازیو دور بزنم مستقیما رفتم به اون ادرس گفت اینطوری نمیشه باید به10نفر بفرستیش نمیدونم چه طوری فهمید. خوب وقتی دیدیش یادت نره به ما بگی موفق شدی منتظرما.........ا
زینبی
10 تیر 92 15:02
عکس دستش دل من رو کباب کرد.
زینبی
10 تیر 92 15:03
دیگه راحت شدیااااااااااااااااااااااا امتحاناتم تموم شد دیگه.
مسيحا
10 تیر 92 15:19
خدا بهشون صبر بده ، سعي كن آروم باشي عزيزم
مامان متین
11 تیر 92 16:35
الهی بمیرم دستت چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عزیزم متین هم اینجوری خوابیده .انگاری خیلی مزه میده بهشون.
مامان متین و مهبد
12 تیر 92 14:01
سلام خانمی. مهبد توی مسابقه نی نی شکمو شرکت کرده بهش رای بدی خوشحال میشم.کد 329
حسام
13 تیر 92 9:20
سلام خواهر زهرا خوبید؟ امیرعلی سرحاله ؟؟؟؟؟؟ میبینم بد جور فضا رو سیاسی کردید.... خدانگهدار
مامان محمد و ساقی
14 تیر 92 21:53
سلام زهرا جون خوبی؟ من اومدم گلم ممونم که به یادم بودی عزیزم منم این پیروزی ها رو تبریک میگم عکسها خیلی جالبن مخصوصا" اون اصلاح کردنش موتوره خیلی باحاله ایشالله قسمت خودت بشه که بری مکه وایییییی من هم خمیر رو جمع میکنم.حالا خوبه تو اعصابت بهتر از اعصاب ماست ولی جیگرم کباب شد وقتی دستشو دیدم.آخه چی شد که اینطوری شد؟ و در آخر نمیدونم چرا همه ی کامنتهامو تو یه کامنت نوشتم.شرمندهآخه تو کامنت خیلی دوست داری
مامان زهرا دختر دوست داشتنی
15 تیر 92 12:31
دوست گلم ما برگشتیم سلام و صد تا سلام دلم براتون تنگ شده بود. 1. توی یک پست دلیل غیبت 4 ماهه را خواهم نوشت. 2. تک تک پست هایی را که نخوندم را حتما مطالعه می کنم. 3. خودم هم حداقل 10 تا پست دارم که همه آماده است و فقط باید آنها را آپلود کنم پس به ما هم سر بزنید. 4. الان دخترم با کد 463 در مسابقه نی نی شکمو شرکت کرده خوشحال میشیم به دخترم رای بدهید کافی کد 463 را به شماره 20008080200 اس ام اس کنید. دوستون دارم زیاد زیاد زیاد منتظر دیدار شما در وبلاگمون هستیم.
محمد
17 تیر 92 9:23
شادباشیدوسلامت
مامی امیرین
17 تیر 92 23:38
این پیروزیها و شادیها رو تبریک میگم..
چه عجب ما از شما خبر دار شدیم..
الهی چه پسرکمون بزرگ شده!دلم براش سوخت با دیدن عکسش..باهاش چیکار کردی؟


قربونت منم تبریک میگم.

همش کاره شیطونه ما که کاره ای نیسیم :دی
مامی امیرین
17 تیر 92 23:39
برو خصوصی برای رمز...
مامان محمد و ساقی
17 تیر 92 23:45
سلام
همون روز که اس دادی و حالمو پرسیدی بهت رمز دادم عزیزم.رمز رو اس کردم برات
برو خصوصی


مینا به حافظه من اطمینانی نیس
مامان پریسا
18 تیر 92 15:05
سلام زهرا جون خیلی کمیاب شدی ؟ خوبی؟


قربونت منم خوبم.چند وقتیه فکرم مشغوله.حوصله پای کام نشستن هم ندارم.ولی به رفقا کم و بیش سر میزنم،حتی اگه کامنت نزارم
مرجان مامان اران
19 تیر 92 7:30
همیشه به شادیو عروسی و مهمونی عزیز دلمممم خوش باشید شرمنده منم خیلی ذرگیر بودم نیومدم عزیزممممممممممممم
مامان محمد و ساقی
19 تیر 92 23:27
سلام زهرا جونی پست جدید گراشتم با همون رمز قبلی
خاله جونی
21 تیر 92 17:12
سلام گل دختری ما هم در مسابقه نی نی وبلاگ شرکت کرده اگه دوست داشتین کد 600 را به شماره20008080200 ارسال کنید و رای بدین ممنون میشم
محمد
22 تیر 92 12:57
سلام نمازوروزه هاتون قبول حق التماس دعا
مامان علی خوشتیپ
22 تیر 92 13:33
سلام.خوبی؟امتحاناتت خوب شد؟
شوخی کردم.همینکه به یادمونی برام ارزشمنده...ممنون بابت رای


مرسی سارا جون.آره خوبم فعلا :دی
قربونت از بس با مرامی آبجی .
زینبی
22 تیر 92 22:58
عزیزم خصوصی
مامان محمد و ساقی
23 تیر 92 23:15
سلام زهرا جون.خوبی؟
طاعات قبول
یه پست باحال بزار این روح ما تازه بشه.دلم گرفت بخدا


پست جدیدو گذاشتم برا 12 مرداد هم تولده 3 سالگیه امیره هم روزیه که روحانی میشینه رو صندلی ریاست جمهوری.تا اون موقع کمی صبر پیشه کن آبجی
زینبی
24 تیر 92 18:36
زهرااااااااااااااااااااا؟
کجاییییییییییییییییییییییییییییی ابجییییییییییییییییییییییییییییییییی
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



همین دورو ورام.تو کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
زینبی
25 تیر 92 19:47
منم همینجاها.

دلم تنگ شده بود واست.


من بیشتر به مولا
مامان متین و مهبد
26 تیر 92 18:09
سلام .کجایی دختر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نیستی؟؟؟چرا چیزی نمینویسی تا از احوالتون باخبر بشیم؟ امیر علی خوبه که ؟


سلام مینا جون.قربونت که به فکرمی.
فعلا چیزی برا نوشتن ندارم.ایشالا 12 مرداد پست میزارم.
قربونت امیر علیم خوبه سلام داره.فسقلی های تو خوبی؟
زینبی
27 تیر 92 15:26
من طاقت ندارم تا 12 مرداد دختررررررررررررررررررر.
اینو من به کی بگم آخه؟؟؟؟؟؟؟
ابجی به دادم برس.


طاقت بیار.تو این گرما مثه شیر داری روزه میگیری.اونوخ طاقت دوری پست درپیتی منو نداری؟!

تو که قوی تر از این حرفا بودی
زینبی
28 تیر 92 14:41
این چه حرفیه؟؟؟
پستات بهم انرزی میده تا بتونم تو این گرما مثل شیر روزه بگیرم

اره بودم , اما الان من پست میخوام.
من پست میخوام یالله.
امیر علی جون یه کار خوبی کن خاله تا مامی حرف داشته باشه واسه گفتن.


امیر علی کار خوب اَو زشته این چه حرفیه.اصن امیره ما بلده کاره خوب کنه.نگو ناراحن میشما
زینبی
29 تیر 92 0:07
زهرا جونم. بله که بلده.
گل پسری رو دست کم گرفتیااااا


بر منکرش لعنت!
مامان مهنا
29 تیر 92 14:05
چرا پست جدید نمیزاری


تنبل شدم.علاجش نمیدونم چیه؟!
نیازمندیهای بافق
29 تیر 92 16:04
باسلام خدمت شما وبلاگ بسیار زیبا و مفیدی دارید وبلاگ شما رو لینک کردیم
از شما خواهشمندیم وبلاگ ما را هم لینک کنید



چشم.چرا که نه!
نیازمندیهای بافق
29 تیر 92 16:05
هرهفته یک مسابقه و یک جایزه در سایت نیازمندیهای بافق www.niazmandia.ir و وبلاگ نیازمندیهای شهرستان بافق http://bafghniaz.blogfa.com/ محلی مناسب برای خرید . فروش و عرضه کالاها و خدمات شما هزینه نمایش یکساله آگهی شما فقط 15000 تومان شماره پیامک سفارش آگهی 10001424
زینبی
29 تیر 92 19:06
مامان ساقی و محمد
29 تیر 92 23:49
سلام عزیزم
از همدلیت ممنونم


سایت نیازمندیها
30 تیر 92 18:14
سلام پیشنهاد خوبی کردید بهش فکر میکنم شما میتونید از سایت niazmandia.ir برای فروش اجناس دسته دوم استفاده کنید
طاها
1 مرداد 92 11:17
سلام هم دانشگاهی خوب حالی داری اینقدر عکس آپ میکنی خدا نگهش داره واست باز هم بهم سر بزن


چه کنیم بیکاریم دیگه.
مامان متین و مهبد
2 مرداد 92 13:52
منتظر پستت هستم من. مرسی جوجوهای منم خوبن.
مامی امیرین
7 مرداد 92 22:59
کجایی؟هیچ معلومه!!!!
راستی آدرسمون عوض شده.ما رو با ابین آدرس جدید لینک کن.


همین دورو ورا میچرخم!
یه ما مان
11 مرداد 92 21:07
سلام مامان مهربون
نماز روزه هاتون قبول باشه و در کنار خانواده لحطات خوبی رو سپری کنید
ماشالا چه فرشته کوچولوی نازی خدا براتون نگه داره
از طرف من ببوسیدش
میشه پسر منم تو جمع دوستای امیر جون قبول کنین ؟
ما رو هم خبر کن تا لینک کنم


بله چرا که نه؟!
ولی آدرستونو باز نمیکنه.لطف کن آدرستو دقیق بزار تا لینکت کنم
مامانی درسا
12 مرداد 92 2:05
عزیز دل تولدت هزاران بار مبارک 120 ساله شی گلم


مرسی عزیزم
عمه ی آتنا
12 مرداد 92 8:23
امیرعلی جون تولدت مبارککککککککک مامانی چرا نیستین دیگه؟


یه جورایی ستاره سهیل شدم