♡ امیرعلی و حلــــــما ، عشـــــــــــــقِای مامان ♡

چه عجب از اینورا...😉😉😉

پیروزی یا پرسپولیس!!!

1392/2/22 12:45
1,752 بازدید
اشتراک گذاری

 

 تکمیل شد!

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام

خوب هستین؟چه خبرا؟

منم که در فکر انتخابات هستم که چه بد موقع زمانش فرا رسیده.ادد وسطه امتحانات منتظر

نه دیگر از شور و حال 4 سال گذشته خبری است نه از تمرکز برا امتحاناتنیشخند

بیخیال این هم میگذرد و ما همان هستیم که بودیمقهر

وارد حواشی نمیشویم.دقیقا هفته قبل از تولد امیر علی با خانواده جناب همسر راهی یکی از نقاط دیدنی و خاص شهرمان شدیم به نام پیروزی!

اتفاق مهم و نابش این بود که اینبار با مینی بوس رفتیم و کلی صفا داد به هممون.یاده اردوهای مدرسمون افتادم.

ادامه مطلب داریم براتون ...

 

مینی بوس از آن شوهر خواهر شوهرمان بود و کلی با این اقدامش حال کردیم

وقتی گفتم پیروزی خاصه به خاطره چشمه ای هست که داره.

میگن این چشمه نظر کرده امام علیه.حالا قضیه اش رو نمیدونم.خیلیا اومدن اینجا و شفا گرفتن.

عکسایی که از چشمه گرفتم خیلی تار و بد شد برا همین فقط از درخت نخلش عکس گرفتم که مردم بهش کلی نخ بسته بودن برا حاجتشون

وقتی رسیدیم . عطیه خانم و امیرعلی سر نشستن پشت فرمون کلی با هم کل کل کردن

که امیرعلی ما قویتر بود و موفق شد

اینم یه نما از همون مینی بوس خاطره انگیز و بچه ها!

عمو اصغر با موتورش اومده بود

بدون شرح!

بدون شرح!

اینم یه مارمولکه صحرایی بخت برگشته.البته بافقیا بهش میگن حَسَن تخته اُو.علته این نامگذاری رو هم نمیدونم.چون خودمم تازه شنیدمنیشخند

امیرعلی و عمو کاظمش بالای کوه


اینم از کاسه یخ از خود راضیو لیبل نوشابه و سالاد توپی هایی که اضافه اومده بود از شب تولد

اینم یه نمای دیگه از کاسه یخمقلب

این همون کیکی بود که میخواستم و به قناد گفتم میخوام این شکلی باشه .ولی دیدین که چی آماده کرده بود.زمین تا آسمون با هم فرق داشتنیشخندعصبانی

اینم از امیرعلی ما که عشق تراکتوره در هنگام سم پاشی درختان پسته.امسال درختای پستمون کلی پسته داده.جاتون خالی موقع خوردنشونخوشمزه


راسی چنتا نکته بود که همیشه فراموش میکردم بنویسم:

1-امیرعلی من از همون موقعی که یاد گرفت راه بره .هیچ وقت ندیدم که دمپایی یا کفششو برعکس پا کنه.آخه خیلی از بچه هارو دیدم با اینکه خیلی از امیر من بزرگترن هنو لِنگ و لِنگ میپوشن زبان

2-امیر علی من همه (چ) ها رو (ت) تلفظ میکنه ،مثله تِراغ(چراغ)،تِرا(چرا) ولی (چ) های وسط کلمه رو درست میگه ،مثله:منچستِر،منوچهرنیشخند

3-(ج) ها رو هم (د) تلفظ میکنه،مثله:دوده(جوجه)

4-جشن روز کارگر رفته بودیم که امیرعلی گم میشه.خیلی ریلکس تو بغل یکی از انتظامات پیداش کرده باباشعینک


ای جانم اینم مریم سادات ،نی نی عمه زکیه.اینجا تقریبا 2 روزش بودماچ

اینم از اولین ته چین من.خیلی عالی شده بود.سارا مامان علی خوشتیپ دمت گرم برا دستور پختش.هر چی هم غیبت کردی نوش جونتزبان

امیر آقا نی نی عمه اشو دیده، یاده دوران طفولیتش کردهبغل

اینم کادوهای تولدش:

دایناسور قرمز>>>>>>>خاله محبوبه

غلتک قرمزه همونی که امیر دستش روشه با اون بستهه که توش چیزای زرد و قرمز و آبیهنیشخند>>>>محمد آقا و سید ابولفضل

ماشین پلیس>>>>>مهدی و علیرضا

کیف سی دی زرده با اون کیفه که عکس انگری روشه با یه سطل خمیر بازی که تو عکس نیس>>>>>کادو خودمهنیشخند

چادر عروسکی که تو پست قبلی بود با اون توپ زردا و 2 تا آدمک >>>>کادو عمو کاظم

لباس سورمه ای>>>>>کادو دایی محسن و زندایی سونیا

لباس طوسیه>>>>>محمد صادق و عطیه خانم

100 هزار تومن>>>>>بابای امیرعلی

50 هزار تومن با تالار پذیرایی>>>>>>بابا احمد و مامان منیر نیشخند

20هزار تومن>>>>>جناب مادر شوهر

20 هزار تومن>>>>>عمو اصغر

10 هزار تومن>>>>>عمو اسماعیل

لباس و شلوار که تو عکس نیس>>>>>>زهرا و زینب

 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (110) مشاهده جعبه ارسال نظر
زینبی
24 اردیبهشت 92 14:22
فرجه چی خواهر.
نگو که دلم خونه از دست....
تا 28 اردیبهشت رسما کلاس میریم. از 23 اردیبهشت امتحان ترم آزمایشگاه داریم میدیم. و از 2 خرداد امتحان تئوری.

خداییش حال میکنی با این برنامه زیبای من؟


نه بابا.شوخی میکنی؟
ما دیگه از هفته دیگه کلاس نمیریم.فقط 3 شنبه میریم امتحان کارگاهمونو میدیمو .تعطیلیم تا 13 خرداد



اصن فکر نکردن یه ذره میخواین درس بخونینا :دی
زینبی
24 اردیبهشت 92 14:24
میگما مث خودم تپله
چه تفهمی.

حالا زهرا ای که وگفتی یعنی چه؟؟؟
شته شوتیه؟؟؟!!!!


نگو تو هم تپلی !اصن به صدات نمیومدا :دی

شَتُ شوت یعنی که خیلی پَرته .قرتی پرتیه.گرفتی؟یا بیشتر توضیح بدم
زینبی
24 اردیبهشت 92 14:27
میدونستم سلیقه امیر علی از مامانش بهتر، در این که شکی نیست.
شوخی کردم عزیز.
میگه بازی واسه اینه که شبیه این توپ بادی های هندونه شکله.


نگو مامانشم خوش سلیقه اس.بعضی وقتا چشم میخورم.



شاید همون فکرو کرده
مامان متین
24 اردیبهشت 92 14:47
کادوهاش مبارک.
در ضمن اون چیزای قرمز و زرد وابی بولینگ


ایول بولینگ.همین هی میخواسم بگما.سر زبونم بودا ولی نمیومد تا بنویسم.
مرجان مامان آران
24 اردیبهشت 92 19:23
به به هميشه به گردششششششششش
چه حالي داد جاي ما خاليي
كادوهاي خوشگلشم مباركككك
چه اسم جالب داشت مارمولكهههههه
افرين كه انقدر ريلكسيييييي بچه گم شد


من اصن خبر نداشتم که گم شده.وقتی اومدم تو ماشین خودش داشت تعریف میکرد که گم شده.
زینبی
24 اردیبهشت 92 21:27
خوش به حالتون واقعا.
الان من فردا امتحان دارم .حس خوندنش نا نیست.مجبورم شب زنده داری کنم تا تموم شه.

واسم دعا کن زهرا.




الهییییییییییییییییییی ایشالا زینب جونم با بهترین نمره ها این ترمو تموم کنی
زینبی
24 اردیبهشت 92 21:32
صدام گول زننده بود پس
شوخی کردم ، نیم کیلو اضافه وزن دارم، اونم بعد امتحانا با باشگاه و ورزش و پیاده روی حل میشه.
اره قربونت قرتی پرتی رو گرفتم.


نیم کیلو تو به این میگی اضافه وزن.من که 7-8 -10 کیلو اضافه وزن دارم چی بگم پسسسسسسسسسسسسسسسسسس
آرزومه زود امتحانا تموم شه برم اسنخر.دلم لک زده برا شنا کردن
زینبی
24 اردیبهشت 92 21:35
اختیار داری خواهر.
ماشالله هزار ماشالله اکتیو و خوش سلیقه ای.
کلا من با آدمای اکتیو حال میکنم. توهم یکیش.



قربونت.کمال همنشینی در ما اثر کرد.به خاطر خودته دیگه
مامان علي خوشتيپ
25 اردیبهشت 92 1:44
سلام زهرا جون.انشاالله امتحاناتت رو به خوبي بگذروني و در انتخابات يا همون حماسه سياسي با جديت شركت كني


ایشالا خدا از دهنت بشنوه خواهر.

اینقده دلم برا کل کل تنگ شده که نگو.
مامان علي خوشتيپ
25 اردیبهشت 92 1:45
من دقيقا يه عكس عينه اميرعلي دارم تو ميني بوس مدرسمون
راستي اينجا كه رفتين احيانا سوراخ نبود


بزار ببینیم.


اتفاقا 6 تا سوراخ آبی رنگ داشت خفننننننننننن