امیــــــــــــرعلیامیــــــــــــرعلی، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره
حلــــــــــما خانومحلــــــــــما خانوم، تا این لحظه: 4 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

♡ امیرعلی و حلــــــما ، عشـــــــــــــقِای مامان ♡

شرین زبونی یا چرب زبونی یا پر حرفی ؟؟؟

1391/9/11 9:13
2,071 بازدید
اشتراک گذاری

 

این پست تکمیل شد اساسی

درود درود درود

(زدیم تو کار ایران باستان)

چه خبرا ؟خوبین؟خوشین؟

حاج امیر مامان تو خوبی عشقم؟

من که چه عرض کنم در حال از دست دادنه تک تک زلف هایم هستم.

نه به خاطره درس و دانشگاها ،به خاطر حرفای امیر.کچلمان کرده است.در زندگی روزمره اِمان یه لحظه مجال استراحت دادن به گوشهایمان را نمیدهد نیم وجبی 2 سال و 4 ماههنیشخند

گفته بودیم که میاییم .الوعده وفا تشویق

فقط 20 دقیقه وقت دارم.بعدش باید برم دانشگاه .زبان دارم صبحی.

بزارید اوله کلاممان را با چرب زبانیهای امیر شروع کنیم تا به آخرش برسیم.

1.رفته رو پشتیای خونه مامانم واساده تا آکواریوم رو ببینه.بابا احمد بهش میگه بیا پایین امیر جان میوفتیا.امیر میاد پایین و با چند حرکت دست و اخمی محسوس میگه ولش کنخنده

2.دارم جارو برقی رو از دست امیر نجات میدم .تند تند میرم تا امیر بهم نرسه.دنبالم میدوه تو این خونه نیم وجبی میگه مامان یه دَقه واسا(یک دقیقه وایسا)هیپنوتیزم

3.بهش میگم این یه قاشقه آخر غذاتو بخور دیگه تموم شد.میگه دیگه اصلا نمیخوام.سیر شدم دیگهتعجب

4.بعد از کلاس برنامه نویسی با مخی هنگ زده اومدم تو خونه میگه مامان بیا بازی کنیم.میگم خسته ام.میگه بیا بگلم(بغلم)بغل

5.عاشق تعریف کردناشم.وقتی از شُترای روز عاشورا تعریف میکنه میشه یه شیشه پر از عسل  خوشمزه

هیجانش بالاس مثه مامانش.

6.دعواش کردم نمیدونم سر چی.میگه گوشتو میکنم میندازم جلو گوگه هاابرو

7.یه سری بینیش میخارید.چون نمیزاره چربش کنم ،گفتم باشه نصفه شب چرب میکنم.ساعت 4 صبح پماد زدم تو بینیش با چشای بسته میگه مامان موش دارمنیشخند

8. بهش میگم امیر مامانی سرما خوردی .میگه آره .میگم از دانشگاه برگشتم میبرمت دکتر .میگه من برمیگردمقهقهه

9. همین الان از دانشگاه برگشتم .اومده دمه در مثلا استقبالم.میگه کی بابا بهت اجازه داد بری دانشگاه؟متفکر(این 100% آموزشی بوده)

 

 

اگه چیزه دیگه ای یادم اومد بعدا مینویسم.

 


 

موقعی که میرم دانشگاه کلی پشته سرم گریه میکنه.

آخه بچه یکی نیست به تو بگه دارم به خاطره تو و آیندت درس میخونم.

آخه دوست نداری تو مدرسه اگه پرسیدن مامانت چقد سواد داره بگی مامانم لیسانسس.نیشخند

یکیتون این مسئولیتو قبول کنهچشمک


 راسی تازگیا ول خرج شدیم اساسی.

گفته بودم عینکه طبیمو تو راه مشهد گم کردم.5 شنبه ای رفتم یکی دیگه بگیرم .که اونجا دکتره گفت اگه میخوای میگرنت کمتر شه.عینک آفتابی بزن.

خلاصه مطلب هم صاحبه عینک آفتابی شدیم هم عینکه طبی.جناب شوهر هم حسودی یشان گل کرد و عینک آفتابی خرید.فقط بچم امیر مونده بدونه عینک.نیشخند

چهارشنبه هم وقت دارم پیش دندون پزشک.از ارتودنسی کردن پشیمونم کرد.گفت خرجش بالاس.منم جدی تو اینجور مسائل مالینیشخند

قرار شد برام از مواد همرنگه دندون استفاده کنه برای پر کردنه بینه دندونام.اسمشو نمیدونم.خیلی غُلُمبه سُلُمبه بود اسمشخجالت

دیگر امتحانای آخر ترم نزدیک است و مجالی نیست.مشغوله دادن میان ترم و کنفرانسو و اینجور چیزهاییم.برا همین کمی ستاره سهیل تشریف داریم.


راسی یه چیزه مهم شرمنده که بنرهاتونو از امکاناتم حذف کردم .آخه صفحه ام خیلی سنگین شده بود.و خیلیا شاکی بودن.ایشالا یه جور دیگه جبران میکنممژه

 

3-4 تا عکسه تو ادامه مطلبه، خواسین اونجا هم برین یه سر

 

 

 

از این اسبه بیچاره ی بخت برگشته چه کارا که نمیکشه.دلم برا بی زبونیش میسوزهنیشخند

 

بچم تازه یاد گرفته با لگوهاش بازی کنه و چیز میز بسازه.قبلا فقط تو کاره ویران کردنه شاهکارای ما بود.اما حالا خودش میسازه و منتظره تا کلی تشویقش کنیمنیشخند

باباش برا بخاری لوله خریده بود و هنوز نصبش نکرده بود.که امیر باهاش بازی میکرد.یکی از ناخناش کشیده شد به لبه لوله بخاری.حتی خون هم نیومد تا حد .

چنان آه و ناله میکرد که فکر میکردی زخمه شمشیر خورده.یه دستشو دسمال چسبوندم آروم شد.اون یکی دستشم یه چیزی پیدا کرد روش گفت اینم اوفه .اون یکی رم بستم .و بعد چون مصدوم شده بود خودش رفت یه گوشه خوابیدزبان

 این عکسش رو دستکتاپ کامپیوتر بود ،الان عوضش کردم.

هروقت کامپیوترو روشن میکردمو عکسشو میدید میگفت :امیر کوچولو بوده لباس نداشته لخت بوده همشقهقهه

دیدم بچه ام داره حسه بدی پیدا میکنه ،عکسشو عوض کردم یکی با لباس گذاشتمنیشخند

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (49)

مامان گیلاس
11 آذر 91 9:27
سلام
من که عکسی نمی بینم
انشالله تو امتحاناتون موفق باشید.
من رشتم امور فرهنگی بود.



به به.3-4 تا از دوستام رفتن همین رشته شما.
الان عکسارو میزارم
مامان متین
11 آذر 91 11:31
عاشقتم امیرم .با این شیرین زبونیات.
ان شالله که تو درسات موفق باشی عزیزم.
رفتمادامه مطلب ولی عکسی نبود.


ما نیز عاشقه شماییم.
داشت دیرم میشد کلاسم 9:30 شروع میشد آخه
مامان متین
11 آذر 91 12:59
جیگرتو که اوف شدی خاله. ایشالله زود خوب بشی.
من عکسای اتلیش رو خیلی دوست دارم.


مینا استرس نداری برا زایمانت؟راسی نگفتی دختره یا پسر؟
مامان متین
11 آذر 91 14:14
چرا استرس دارم .مخصوصا که از خیلی احتمالات خبر دارم .موقع دنیا اومدن متین که اطلاعاتم کمتر بود راحت تر بودم ولی حالا.....
می گن که پسره .


اگه سزارینی باشی که راحتی.
او مای گاد مبارکه پس بازم شاهزاده داری میاری برامون
مامان محمد و ساقی
11 آذر 91 18:03
سلام عزیزم.خوبی؟
این شماره 9 از همش باحال تر بود.منم مطمئن هستم کاملا" آموزشی بوده


اما طرف منکرش شد
مامان محمد و ساقی
11 آذر 91 18:05
هر دو تا عینکت مبارک باشه
خوبه برای پسرت هم میگرفتی.حالا چی میشد
مال رضا هم تو پارک گم شدریبن اصل بود زهرا.ساقی میگفت بیا دعا کنیم پیدا بشه


شوهرم میخواست ری بُن بخره گفت 250 به بالاس.
spark خرید .
مامان محمد و ساقی
11 آذر 91 18:07
زهرا وبلاگت برای منم دیر باز میشد.من فکر میکردم از سیستم خودم باشه
خوبه الان دیدم زود باز شد


اما هر چی تو امکاناتم بود حذف کردم متاسفانه
مامان محمد و ساقی
11 آذر 91 18:08
میگم خوبه که میدونه اسب برای سواری نیست
آخه جای به اون راحتیشو گذاشته بعد رفته کجا نشسته
اونجا که دو تا دستاشو بستی نگفت بهت حام بد به همراه نفس نفس های تند


دخیخا همینا که میگی.بعضی وقتا عجیب فیلم میشه.
مامان محمد و ساقی
11 آذر 91 18:11
عکس آتلیش خیلی قشنگه
آخی چه خوب جلو مردم نمیگفت
خوشمان آمد از این پست باحال و سرشار از انرژی
ممنون که به منم سرزدی.عاشق کودک درونت شدم.سارا هم خوشش اومده بود.راستشو گفتا.همین کودک دردن رو میگم.منم دوست داشتم تو خود پستم بنویسم


بعضی وقتا این کودکه درونم قلقلکم میده .وگرنه که من بچه مثبتی بیش نیستم.
راسی پست که قابلتو نداره.خوشحالم انرژیامو دریافت کردی.
مامان پریسا
11 آذر 91 19:13
سلام
خوبی موفق باشی خانمی. حتما کلی با درسا حال میکنی.وای من از زبان همیشه فراری بودم و هستم

خب یه دقه وایسا دیگه!!!!!!!!!

حالا این موش چیه؟؟؟؟؟

خب همینجور بگو لیسانس دارم کی مدرک خواست آخه


موش همون مخلفات درون بینیه(اصطلاح کودکانه)
نمیشه که .باید مدرکه معتبر داشته باشم.

مامان پریسا
11 آذر 91 19:15
برای بنر اشکال نداره بخشیدمت. من هم خیلی ها رو حذف کردم دو 3 تا مونده شاید من هم یه فکری برای اون ها کردم


چی بهم بخشیدی؟شرمنده ها.
همونارم حذف کن
مامان پریسا
11 آذر 91 19:17
عکسا خیلی با هال بودن مخصوصا اون زخم شمشیر


));
زن دایی
12 آذر 91 7:17
سلام سلام صدتا سلام.
الهی زن دایی فدات بشه که اوفه شدی.کاش پیشم بودی نیشگونی چیزی میگرفتمت آخه دلم واست تنگ شده اساسی.امیر جون خیلی ناز و شیرین زبونی.مخصوصا وقتی پشت تلفن بهم میگی کاری نداریییی خدافظ.



سلام خوبی؟
راسی چرا اون هفته نیومدین بافق؟منتظرتون بودیم
کاری نداری خدافظ
مامان مريم گلي
12 آذر 91 9:18
سلام عزيزم خوبي
چه خبرا
شرمنده از خيلي وقته بهت سر نزدم نت نداشتم
عزيزم ما شمارو فراموش نميكنيم
شما عزيزين تاج سرين


شما هم برا ما عزیزین
تو خوبی؟دخملی چطوره؟
مامان مريم گلي
12 آذر 91 9:20
هنوز نخوندم ميام ميخونم اميرعلي جيگرو ببوس
مامان مريم گلي
12 آذر 91 9:38
قربون اون چشماي خوشكلش برم الهي چقد نازي تو خاله جون
شيرين زبونياتو عشقه
بووووووووووووووووس واسه هردوتون


فدات خاله مهربون.
محمد
12 آذر 91 14:15
مامان رها
12 آذر 91 16:41
ستاره سهیل چه عجب افتابی شدی بابا اینقده درس نخون با معدل پایین هم میشه لیسانس گرفت یکم بیا پیش ما
.///////
نه بابا شوخی کردم من خودم خرخون دانشگاه بودم لیسانسم رو با معدل 19 گرفتم


بابا خر خون.
من کجا خر خونیم به پای تو میرسه.
دانشگاه بهونس وگرنه که من تو کار درس و مشق نیسم.
مامان رها
12 آذر 91 16:42
قربون شیرین زبونی های این عسلی بشم
عکساشم خیلی نازن قرمز هم خیلی بهش کیاد ببوسش
عاشق جواب پس دادنش شدم به خودت


حالا صبر کن .رها چنان جواب پس میده بهت که بیا و ببین
مامان ساجده
12 آذر 91 21:16
سلام عزیزم متین تو مسابقه نی نی های فشن شرکت کرده اگر به این ادرس برید و بهش رای بدید ممنون میشم با تشکر کد عکس 0026 در ضمن ميتونيد به متين دو بار راي بديد http://ninimod.niniweblog.com تا پنج شنبه مهلت داره
مامان زهرا دختر دوست داشتنی
13 آذر 91 11:22
1. شیرین زبونی های گل پسرت مثل همیشه لبخند را لبهامون مهمون می کنه
2. دانشجو شدی دیگه تحویل نمی گیری بچه را خوب وایسا ببین چه کارت داره؟
3. عکس آتلیه هم زیبا بود کاش عکسی را که الان به جاش گذاشتی را هم آپلود می کردی

4. امیدوارم تو در س و مشق دانشگاه هم موفق باشی خواهر گلم


این حرف زدناش که ما رو کشته از خنده.
باشه اون عکسم تو پسته بعدی میزارم.
بافق مظلوم
13 آذر 91 11:59
پیشاپیش 16آذر روز دانشجو بر شما دانشجوی پیرو خط امام مبارک باد


جدیه؟یا شوخی؟
آگه روزه دانشجو و من هم جز دانشجو هام مرسی
بابای مهسا
13 آذر 91 16:24
سلام امیر جان ایشالا خوبو خشو , ارا بشی.


مرسی بابای مهربون
مامان رها
13 آذر 91 16:37
حالا چرا نمیای به ما سر بزنی بلا
؟؟؟؟؟؟


چند روزه اساسی مریض شدم.اصلا نا ندارم.میام
مامان علي خوشتيپ
13 آذر 91 21:45
اي جونم...قربون شيرين زبونيات بشم من...
بيچاره بابابزرگا...همش ضايع ميشن


منم علتشو نمیدونم...
مامان علي خوشتيپ
13 آذر 91 21:45
رژيم تو هم رو بچه تاثير گذاشته ها


آره خیلی.من که دیگه بیخیاله رژیم شدم.فقط برنج نمیخورم.دیگه همه چی میخورم.ورزشم که گذاشتم کنار.فقط 5 شنبه ها که تربیت بدنی داریم یه ذره میدوم
مامان علي خوشتيپ
13 آذر 91 21:47
بازم خوبه اين ميگه بيا بغلممممم...علي با اين هيكلش كه حاليش نيست
آخي چي ميگه در مورد شترا...قربونش بشممممممم...نشنيده دوست دارم گازش بگيرم


حالیش میشه کم کم .
مامان علي خوشتيپ
13 آذر 91 21:47
دارم همينجوري به 6و7 و8 ميخندم


بخند.خوش باش
مامان علي خوشتيپ
13 آذر 91 21:48
عزيزمممممممم...چقدر بهش سخت ميگذره وقتي نيستي
ولي خوشم اومد جذبشو(مورد 9)


اخماش تو هم بود .ماشینشم زیر بغلش.
اما 100 آموزش داشته
مامان علي خوشتيپ
13 آذر 91 21:49
عمرا ديگه تو مدارس از اين سئوالا بپرسن!
شايد بپرسن مامانت پولداره يا خوشگله ولي اينو نميگن


میزان تحصیلاته پدر و مادر همیشه تو فرم های مدرسه هست.
شاید این موردا هم اضافه بشه
مامان علي خوشتيپ
13 آذر 91 21:51
مباركه عينكاتون...براي اين چيزا خرج كني هيچ اشكالي نداره...


مرسی .تازه امروزم دارم میرم دندون پزشکی .فاصله دندونامو درست کنه
مامان محمد و ساقی
14 آذر 91 12:51
سلام خواهر کجایی؟
خوبی عزیزم


فدات .نه بابا چه خوبی.
دارم میمیرم.سرما خوردم اساسی.
بدنم همه کهیر زده.
تا حالا 4 تا آمپول زدم.
2 تا پنی سیلین .2 تا هم ضد حساسیت
fatima
14 آذر 91 13:44
ماشاله پسرمون بزرگ شده
درس خوندن بعد از این همه وقت سخت نیست؟


نه اتفاقا خیلی هم لذت داره
سمی مامان امیرین
15 آذر 91 19:08
خسته نباشی زهرا جون با کار و درس...ولله خوب حوصله ای داری من که دیگه نمیکشم
ببوس پسره شیرین زبون و


فکر میکردم قوی تر از این حرفا باشیا
مامان محمد و ساقی
16 آذر 91 20:22
سلام خواهر
وااااااااااای این همه مریض بودی؟کهیر زدی؟؟؟دور باشه ازت
الان خوبی؟


تو این 3-4 روزه بیچاره شدم به خدا
2 تا آمپول پنی سیلین .2 تا حساسیت برا کهیرا.
2 تا آمپوله بی حسی برا دندونام.
دیگه فکرشو بکن من چه حالی دارم
مامان محمد و ساقی
16 آذر 91 20:22
عزیزم روز دانشجو مبارک باشه


مرسی عزیزم
مامان محمد و ساقی
16 آذر 91 20:24
زهرا جان حسودی پسودی رو بیخیال شو!
حالا چی میخوای؟تو کدوم مورد گلوت ناراحته


قربونت هیچکدوم.
بابا جون همش مزاحه.
مبارکت باشه.همشون
مامان ریحان عسلی
16 آذر 91 20:27
سلام
می بینم که امیرعلیم شیرین زبونی دارهههههههههه من فک کردم فقط دخترا از این حرفا می زنن
ایشالا خدا همیشه دلشونو شاد کنه که مارو کلی می خندونن
امروزم بهت تبریک میگم خانم دانشجو ایشالا در تمامی مراحل زندگیت موفق باشی
عینک دو منظورتم مبارک



بله دیگه پسره منه دیگه.با بقیه پسرا فرق داره خووووووووو
فدات مرسی.
راسی تو اصلا دلت میاد من نبینم عکساتو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مامان محمد و ساقی
17 آذر 91 13:07
زهرا جان میکن این قالب تخم مرغیها تو رشت هم هست.اگه دوست داری آدرس بده برات بفرستم


نه قربونت من خیلی کدبانو باشم .معمولی تخم مرغ آبپز میکنم. این کارا به من نمیاد
مامان محمد و ساقی
17 آذر 91 19:26
خودم میام نقش رباط روبرات بازی می کنم


اگه میشد که معرکه بود.ولی حیف که نمیشه
آتــریـسـا جـون
19 آذر 91 16:01
آدم هـآـﮯ ایـטּ سـرزمـیـטּ ســـردنـــد.... نــگــآه هــآیـــشــآטּ حـــرفــهــآیـــشـــآטּ هـمـﮧ بـوﮯ سـردـﮯ مـیـدهـد عــشــقـ در ایـטּ سـزمیـטּ بﮯ مـعـنـآسـتــ فـقط محـبـتشـآטּ ایـטּ اسـتـ ڪﮧ بـرآﮯ زخـمـ هآیـتـ نمــڪـدآטּ مـﮯ آورند هـمـیـטּ
مامان پریسا
19 آذر 91 16:10
سلام زهرا جون خوبی عزیزم.شتیدم حال نداری؟الان بهتری؟

اومدم عیادت هاااااا

راستی....... نه خودت بیا


ااااااااااا .ا خبرا تا اونجا هم رسید.
خواهر نبودی ببینی .داشتم وداع میکردم با این دنیا
بافق مظلوم
19 آذر 91 20:22
به تجربه اثبات شده است برای همه دردها توسل جستن به حضرت امام موسی بن جعفر (ع) و هفت سکه پول زیر سر بیمار گذاردن، و سپس به سادات موسوی (از نسب امام حسن مجتبی (ع)) پرداختن، و خواندن دعای زیر بسیار موثر است.«اللهم انی اسالک بحق ولیک موسی بن جعفر (علیهم السلام) الا عافیتنی فی جوارحی ما ظهر منها و مابطن، و رفعت عنی جمیع الالام و الاسقام یا جواد یا کریم یا رحیم و یا ارحم الراحمین»


خیلی ممنون
بافق مظلوم
20 آذر 91 7:45
سلام سر زدن به وبلاگ یک طرفه نشه سری هم شما به وبلاگ بنده حقیر بزنید


من که همیشه تو وبلاگه شمام
بافق طلا
20 آذر 91 8:35
سلام دوست گلم بسيارخوشحال ميشم دوستان گلي مثل شمادارم .آپ زيبائي داري.هم اكنون منتظرقدوم سبزتان هستيم . ياحق ياعلي
بافق طلا
20 آذر 91 8:43
اميدوارم حالت خوب خوب شده باشه.ديگه شيرين كه نميزني؟


نه شیرین زدنم ماله 3 سال پیشه.حالا دانشجواما ناسلامتی واسه خودم
مامان زهرا دختر دوست داشتنی
20 آذر 91 15:08
دوست گلم با سه تا پست جدید 46-47-48 بروزیم
مامان محمدرضا
20 آذر 91 20:10
سلام چه عكساي قشنگي مخصوصا اوني كه آتليه انداختين مي بوسمش .آپم
مامانی روژینا
27 آذر 91 13:43
چقدر بامزه گفته