امیــــــــــــرعلیامیــــــــــــرعلی، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره
حلــــــــــما خانومحلــــــــــما خانوم، تا این لحظه: 4 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

♡ امیرعلی و حلــــــما ، عشـــــــــــــقِای مامان ♡

سورپرایز!!!

1391/5/19 13:07
1,344 بازدید
اشتراک گذاری


 

سلام شازده کوچولوی قلبم

خوبی پسرم؟رفقا شما خوبین؟نماز و روزه هاتون قبول.

یه خبر ویژه دارم برات امیرعلی.

دیروز بابابزرگ اومده تو خونه و ما مشغوله دوختنه روکش لحاف و تشکا بودیم و تو هم همش میپریدی روشون.

بعد از اینکه لباساشو عوض کرد بهم گفت زهرا راسی یه خبره مهم.

میگم چیه؟گفت یه قاری از مصر آورده بودن امامزاده ایکاش امیرو برده بودم با خودم.

گفتم خوب.گفت یه پسره خیلی خوشتیپ و باکلاس و مودب اومده جلو دست داده و بهم گفته سلام منو به امیرعلی برسونین ،من نصیرزاده هستم.

منم کلی ذوق کردم و گفتم ایول حسام خودمون بوده.همونی که وبلاگه ورزشی داره.یکی از خواننده های پَرو پاقرصه وبلاگ و امیرعلیه.

حسام عزیز کلی خوشحال شدم.امیر حتما از داشتن چنین برادری مثه تو افتخار میکنه به خودش.

سلام من و امیرعلی و باباش رو حتما به خانواده گلت برسون.بی صبرانه منتظره دیدنتیم

دیروز بعد از چند روز رفتیم خونه خودمون.مشغول تر تمیز کردن آشپزخونه بودم که وقتی اومدم تو اتاق دیدم اینجوری جلوی تی وی خواب رفتی.

 راسی از آجی مهدیه به خاطره تبریکاتشون و شعر مفقودالاثری که سرودن تقدیر و تشکر به عمل میآوریم.نیشخند

چند روزی میشه که تنبل تشریف دارین امیر آقا.بهش میگم برو برام از آشپزخونه آب بیار ،میگه خَسَم،خوابم میاد.و میره رو مبل دراز میکشهنیشخندداری میزنی رو دست خودمازبان

دیشب دایی رضام اینجا بود داشت زیره لبی میخندید.گفتیمش چی شده.گفت امیرو میبینم یاد یه چیزی میوفتم.گفتم چی؟گفت تو عروسی سادات امیر پیشه بابابزرگش بود و منم پیششون نشسته بودم .امیر یه خودکار از جیبه بابابزرگش برداشت و رو شلواره بابابزرگش خط خطی کرد.وقتی بابابزرگش پرسید کی اینکارو کرده از امیر.امیر برگشته منو نشون میده و میگه دایی.3-4 بارم پرسیده این سوالو و همش میگفته داییقهقهه


چهارشنبه - ۲۵ مرداد ۱۳۹۱

.: امیر علی جان تا این لحظه ، 2 سال و 12 روز و 14 ساعت و 49 دقیقه و 31 ثانیه سن دارد :.

غم آذربایجان غم ایران است، ایران من تسلیت...

گریهناراحتگریهناراحتگریهناراحتگریهناراحتگریهناراحتگریهناراحت

zibaziba

صادق و امیرعلی و سید محمد .

zibaziba

سرگرمی جدید امیرعلی.رفتن تو کمده لباسا

zibaziba

اینم ماکارونی مخصوصه مامانه علی خوشتیپ.خیلی خوش مزه شده بود.فقط خیلی حوصله میخواد

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (109)

مامان مارال فرفری
19 مرداد 91 13:16
سلام اخی چه ناز خوابیده
ببخشید اول سلام خوششحال میشم با هم دوست بشیم و آیا شما اجازه میدید لینکتون کنم؟


منم خوشحال میشم باهاتون دوست بشم.آره چرا که نه.شما هم لینک شدید
مامان محمد و ساقی
19 مرداد 91 14:10
سلام عزیزم.ایول آقا حسام
وای چه ناز خوابیده.تو اسباب کشی های متوالی من هم چنین صحنه هایی دیدم.


آره عجب صحنه های نابی.انگار اونا دارن اثاث کشی میکنن
مامان رها
19 مرداد 91 14:46
سلالم بدو بیا پیشمون و خاطرات 2 سال رها رو بخون ببین چی بود و چی شد


حتما.نکنه تولدش شده؟
مامان رها
19 مرداد 91 14:47
نماز روزهای شما هم قبول التماس دعا داریم تو این شبای عزیز
خوب پس داداشی امیر علی هم اومده ببیندش سلام برسونید


شما هم قبول باشه
مامان گیلاس
19 مرداد 91 16:57
بارالها... سرنوشت دوستانم را در شبهای قدر و تعیین مقدرات به خیر و نیکی تقدیر کن تا من جز رضایت بر سیمای آنان نبینم آن لحظه که قلبت به خدا نزدیک است / آن لحظه که دیده ات ز اشکت خیس است یاد آر که محتاج دعایت هستم التماس دعا
negin
19 مرداد 91 21:45
خدا برات نگه داردش.

منم یه پسر ناز دارم اینم وبلاگشه
www.negintaran.blogfa.com


خودمم با دستورات جدید آپم.


مرسی
مامان محمد و ساقی
20 مرداد 91 14:06
سلام.میگم چرا این آقا امیرعلی تنبل تشریف دارن؟ازش کااااااااااااااااار بگیر زرنگ میشه
وای زهرا ساقی هم اینطوریه.میگه خستم نمیتونم.سنگینه
به حسام بگو مگه اینکه دست مامان محمد بهت نرسه.زهرا دیشب ساعت 3 زنگ زده بود.من از حول گوشی رو خاموش کردم.


نمیدونم.شاید تنبلی من بهش سرایت کرده.
حتما زنگ زده برا سحر بیدارتون کنه
مامان مريم گلي
20 مرداد 91 16:47
سلام عزيزم خوبي
تولد امير آقا با چند روز تاخير مبارك
ببخشيد دير بهتون سر زدم
پيش مابيا


وای همین الان ذکروخیرت بود عزیزم تو وبه مینو جون.حتما میام
مامان مريم گلي
20 مرداد 91 18:03
اعتراف كن چي ميگفتين درمورد من


حرفای خوب .حالا تایید میکنه کامنتمو مامان مینو.
مامان مريم گلي
20 مرداد 91 18:04
نميدونم رمزو برات خصوصي گذاشتم يا عمومي اگه عمومي بود تاييدش نكن
مامان محمد و ساقی
20 مرداد 91 20:20
خصوصی
نیلوفر
21 مرداد 91 11:22
´´´´´´´´´´´´´´¶´¶¶´¶¶ ´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶ ´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶ ´´´´´¶¶ ´´´´´´´´´´´´´´´´´ ´¶¶ ´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶ ´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶ ´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶ ´¶´´´´´´´´´´´´|´|´|´´´ ´´´´´´´´´´¶ ´¶´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´´¶ ´¶´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´|´|´|´ ´´¶ ´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶´´´´¶ ´¶´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶´¶´´´´¶ ´´¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶´¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶ ´´¶¶´´´´´´´¶´´´´´¶´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶¶ ´´´¶¶´´´´´´¶´´´´¶´´´´¶¶¶¶´¶´´´´¶ ´´´´¶´´´´´´¶´´´¶´´´´´¶´´´¶´´´¶ ´´´´¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´¶´´¶´´¶¶ ´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´¶ ´´´´´¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´´´´¶ ´´´´´´´´¶¶¶´´´´´¶¶´´´´´´´¶¶ ´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´ ´´´´´´´´´´¶¶´´´´´´¶¶´¶ ´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´¶´¶¶ ´´´´´´´´´¶´´¶¶´´´´´¶´´´¶ ´´´´¶¶¶¶¶¶´¶´´´´´´´¶´´¶´ ´´¶¶´´´¶¶¶¶´¶´´´´´´¶´´´¶¶¶¶¶¶¶ ´´¶¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´¶´¶¶´´´´´¶¶ ´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´´¶ ´´´¶¶´´´´´´´´¶´´´¶´´´´´´´´´´´¶ ´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ****************************** سلام مامان امیر علی جون .خوبی؟به وبلاگم بیایید و به کوچولوم رای بدید چیزی نمونده منتظرم
مامان محمد و ساقی
21 مرداد 91 12:35
سلام حتما" مصلحت بوده نیومده.یه لطفی کن کد لوگوی امیرعلی رو برام بزار تا کپی کنم.بزاریا.


برام بزار کامنت خصوصی رو دوباره.بدو.
باشه میزارم کدشو
مامان پریسا
21 مرداد 91 13:07
عجب!!!!
پس امیر علی هم خطاهاشو میندازه گردن بقیه ......


اوایل هر کاری میکرد یا بقیه میکردن مینداخت گردن خودش.اما تازگیا سیاست مدار شده میندازه گردنه بقیه
مناء
21 مرداد 91 13:25
_____________8__88_____8 ____________88_8__8_____8 ___________888_____88___88888 __________8888______88_8____88 _________8888_______88______8_8 _________8888_______88______8_8 _________8888_______8_______8 _________8888_____8_______8 __________88888____8______8 ___________8888888______8 __888_________88888_8 8888888________88_____ _8888888_______8_____ __888888_______88_____ ___88_____8_____8_____ ____8______8____8_____8_88 _______8888_8__88_8_88888 _____888888_8_88__8888888 ____8888888__88______88888 ____88888_____8_________888 ____88_________8__________8 _____8_________8_____ _______________8_____ ____________8_8_____ _____________88_8_____ ______________88_____ ______________8_____ نازی چه مظلوم خوابیده
نیلوفر
21 مرداد 91 15:39
سلام مامان امیر علی جون .مرسی از لطفت عزیزم
.اگه دوست دارید تبادل لینک کنیم.


آره چرا که نه
مامان محمد و ساقی
21 مرداد 91 18:05
سلام میشه بیاین به ساقی که تو یه مسابقه شرکت کرده رای بدین.


چشم حتما
بافق مظلوم
22 مرداد 91 0:39
منظور از خونه خودمون همون خونه برادر شوهر محترم است یا خونه های مسکن مهر


فکر کنم مسکن مهر
سپیده
22 مرداد 91 13:38
سلام. رای گیری از روز شنبه تا دوشنبه اینده است.
زهره
22 مرداد 91 16:20
سلام. چقدر مرد شده ماشالله. تولدش مبارک. خوش به حالتون که رفتید خونه خودتون دست راستتون بالای سر ما. مثل فرشته ها خوابیده.


نه بابا خونه خودمون که نرفتیم.فعلا خونه مادر شوهریم تا خونه خودمون رو تو این 3-4 ماه تحویل بدن.راسی دسته راستتون بالای سر ما یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حسام
22 مرداد 91 20:04
سلام خواهر زهرا
حدودا بعد از 20 روز اینترنت ما هم درست شد و ما هم دوباره اینترنتی شدیم

خیلی ممنون بابت این کارتون
مادر و پدر بنده هم دعاگو ی شما هستند


پس اینترنت خراب بوده که نبودی تو این مدت.
فکر کردم مسافرتین.
حسام
22 مرداد 91 21:33
راشتی تولد امیر خان داداش گل ما مبارک
حسام
22 مرداد 91 21:42
خواهر زهرا خودمونیم
این صفات (خوشتیپ و باکلاس و مودب)
رو خودتون گفتین؟؟یا نه واقعا


به مولا بابام گفت
حسام
22 مرداد 91 21:43
بنده هم مشتاق زیارت امیرعلی جان هستم بدجور


ما بیشتر
حسام
22 مرداد 91 21:48
تولد امیرعلی مبارک...
زن دایی سونیا
23 مرداد 91 15:03
مامانیش امیر جونیمون خیلی هم زرنگه .اصلا تنبل نیس.این همه کمک میکنه...وقتی آب میخوایم بهمون آب میده , ظرفارو جمع میکنه...نکنه میخوای بچه تون جارو هم بکشه.بمیرم امیرجون که اصلا خاطرخواه نداری.بعدشم وقتی زن گرفت اونوقت تا دلت بخواد واسه زنش کمک میکنه پسرمون


قبلا زرنگ تر بود.تازگیا یه ذره تنبل شده.بهش میگم برام متکا بیار بخوابم میگه نَگینه(سنگینه)تا این حد تنبله.بچم اینهمه خاطرخواه داره.کی گفته نداره
مامان محمد و ساقی
23 مرداد 91 20:15
پس این کد کجاست؟
راستی رای گیری از شنبه است دوست گلم.



باشه لینکشو برات میفرستم.
پس یادم بنداز دوباره
محمد
23 مرداد 91 23:23
عباداتتون قبول حق
حسام
24 مرداد 91 2:14
مسافرت اگه دا بخواد بعد ماه رمضون
مریم مامان درسا
24 مرداد 91 4:15
سلام عزیزم
خوبی ؟ خوشی ؟
ببخشید که دیر اومدم پیشتون ، خیلی درگیر درسا بودم ، طفلکی خیلی اذیت شد تو این ماه
امیر علی جونم تولدت مبارک ، ایشالا تولد 120 سالگیتو بگیری و به همه آرزوهای خوب و قشنگت برسی



خیلی ناراحت شدم برای درسا.
مرسی خانومی
fahime
24 مرداد 91 9:49
سلام عزيزم خوبي
تولد امير آقا با چند روز تاخير مبارك
ببخشيد دير بهتون سر زدم .مرسی به ما سر زدین



مرسی
❤مامان رامیلا کوچولو❤
24 مرداد 91 19:30
. . ¸,’ ¸,. . ¸ `-,”~-~’,¸,.¹-~-._¸,.سلام . . . . ) . ‘”¨ . .):. .`-,;:.`,’;;‘¸,.¹¯¸¸,.- . . .,-’ , , , , ,-‘;:.. . .`-¸;:.`,’--~’`,¯-.,¸_, . . (. ,•¸,-~’¨|;;;::.. .. . “-,;:/,`,-~-~¬¯. . . . . . .¸,..,¸ . . . . .¸,.-~--.¸_ . . . ¨`” . . . .|;;;:::.. . .. . ¯¯`*¬~---~~¬¬”``~-,;:;;`”~--~”:;;::,-“’’``¯¨` . . . . . . . . . \;;;::… . … , زود بيا آپمو ببين .... ¨`-,;;:;;::;;::;:;:`¬~-.¸ '``````````````/;;;:;::… ,, ..:;, :… ,, .. :;,:;,. . ., ¸ . . . .`,;;:;:::;:;:;;-~”`¨ , . . . . . . . .|;;::;:... .:; .:;;¸ . . ,, ..:;,, .. :. . ..:’ .. . . |;;::;;:;:;;”-~¬~-.,¸.-~’ . . . . . . . . . \;;::.. . `` .:;;;, . . . ,, ..:;, :… ,, .. :. . . . ,’`”~-,;;:;:;;.¸.,~--“`¨ . . . . . .¸.-~¬”`,-‘;:. . ..:;;::... .. .. . .. ... ..:;;. . . . .,’ . . . .`”*”`¯ . . . . . l’:,~-¬`;;:¸.-~¬”```”¬~--~¬, ..:;;¸-‘¨¯`\;:.. ./ . … . . |`|/`”,-‘¯ . . . . . . . . . . . . .`,.::;;\ . . . `,;:.\ . . . . . .l,/`/,.¸ . .با اين اسب بيا . . . . ).::;;\ . . . .`¸;:`, . . . . . ./ (-.¸ ) . که زودتر برسي ..-“.:,-“’ . . . . . \;:./
آجی مهدیه
24 مرداد 91 23:22
ایییییییییییییییییییییییییش بهت دختر
این چه مدل تشکر کردنه
بهدشم کجاش مفقود الأثر بود هان هان هان
یه کاری میکنی بیام گوشتو بپیچونم


بهتر از این بلد نیسم تشکر کنم.نکنه توقع داشتی یه پست مخصوصت بزنم.
ما که هنوز شعری ندیدیم در این حوالی
آجی مهدیه
24 مرداد 91 23:24
آخی عزیززززززززززززززززززززززززم
چه ناز خوابیده
مطمئنأ به تو نرفته مدل خوابیدنش
من عاشق شکار همچین صحنه های خفن ناکیم


یاد بگیر به این میگن هنر عکاسی
مامان علي خوشتيپ
25 مرداد 91 10:33
چه باحال .اونوقت آقا حسام چجوري بابابزرگ امير رو شناخته؟


نمیدونم.شاید عکسه بابامو تو وبلاگه دیده بوده
مامان علي خوشتيپ
25 مرداد 91 10:34
منم بي صبرانه ميخوام حسامو ببينم


ما نیز!
مامان علي خوشتيپ
25 مرداد 91 10:34
بعد برم وب مهديه جون ببينم چي نوشته؟


هیچی ننوشته به خودت زحمت نده اینهمه راه نرو
مامان علي خوشتيپ
25 مرداد 91 10:35
واقعا كه امير علي به مامانش رفته.ميدوني كه براي چي ميگم؟


تنبلی رو میگی!حال میکنی چه باهوشم
مامان علي خوشتيپ
25 مرداد 91 10:36
واي اين بچه همش اين ور اونور ميخوابه.چقدر مظلومه



به مامانش رفته مظلومیتش
مامان علي خوشتيپ
25 مرداد 91 10:37
وااااااااي ماكارونيه رو.بهتر از ماله من شده.خيلي از چيزاشو از خودم دراوردم و نوشتم.حالا ميبينم كپيه دستورم و ماكارونيمو تو يه مجله زدن!!!
ولي خوشم اومد خيلي با حوصله اي


تازه میخواسم یه بسته ماکارونی رو این شکلی کنم.حوصله نداشتم و رمق آخه روزه بودم.خیلی خوشمزه شده بود.دمت بسیار گرم
مامان علي خوشتيپ
25 مرداد 91 10:38
براي آذربايجان منم تسليت ميگم
مامان محمد و ساقی
25 مرداد 91 11:17
سلام.سرگرمی های جدید امیرعلی مبارک باشه.دقت کردی چهرش داره تغییر میکنه.داره بزرگ میشه عزیز خاله.
به به ماکارونیتو بخورم(البته بهد از افطار)


جدی؟خودم متوجه نشدما.
ماکارانیه فاتحش خونده شده.
مامان زهرا
25 مرداد 91 12:54
گلم سلام
عید تون پیشاپیش مبارک
نماز و روزه هاتون هم قبول
ما فردا صبح مسافر ایران هستیم




طاعاته شما هم قبول.
جدی؟به سلامتی.ایشالا صحیح و سالم برسین.
برای همیشه میاین یا فقط برای دید و بازدیده؟
مامان محمد و ساقی
25 مرداد 91 15:20
میدونستی اوایل مرداد تولد حسام بود.یادم رفته بود.
بیچاره حسام



پس تولدش مبارک.
مامان محمد و ساقی
25 مرداد 91 15:20
آپم
مامان محمد و ساقی
26 مرداد 91 0:59
زهرا جون مگه اونجا هوا گرم نیست؟
چرا امیر علی آستین بلند پوشیده؟


به علت کمبوده لباسه تمیز
مامان محمد و ساقی
26 مرداد 91 13:05
سلام.ممنون از کامنت های زیبات.
مامان مريم گلي
26 مرداد 91 14:01
دلم هوس كرد بخورم
از اين ماكارونيحتما مي پزم


حتما درست کن خیلی خوشمزه اس
مامان مريم گلي
26 مرداد 91 14:02
منم به همه تسليت ميگم
عمو روحانی
27 مرداد 91 13:35
باسلام وتقدیر از همه که در بحث مشارکت داشتن ولطف کردن نظراتشونو دادن . در پستهای قبلی در مورد حمایت از نی نی های آسمانی آذربایجان مطلب گفتیم وهمه تایید کردن ونظر دادن وما هم در مورد حمایت از اونها صحبت کردیم ضمن اینکه امروز هم در مسیر راهپیمایی ملت روزه دار برای کمک به زلزله زده های آزربایجان (اهر و..) پول وکمکهای زیادی میدادن (این بیداری کامل است (هم خود را دیدن هم همسایه را ) . اما من هم مشکلات جامعه ،فرزندان سرچهارراه ها (البته دوگروه هستند: 1: برخی گدایان سازماندهی شده ومتکدیان هستند 2: برخی واقعا گدا هستند) و ...رو می بینیم وقبول هم دارم که برخی مشکلات وجود داره اما یادمون باشه کودکان فلسطین یک روزه از سال رو (روز قدس) نگاهشون به حمایت شمااست که اعتراض کنید که کسانی که به زور خونه اونها رو اشغال کردن با حمایتهای شماها بیرون رانده بشن و هرروز یتیم نشن . یادتون باشه زلزله بلایای طبیعی است اما ظلم و خونریزی مستکبرین اسرائیلی بلایای طبیعی نیست نکته دیگه این است که اونها (اسرائیلی ها ) مشکلشون فقط فلسطین نیست اونها با اسلام مشکل دارن تا حالا به آرم شرکت کوکاکولا توجه کردید . روبه روی آینه قرار بدید ببینید چی نوشته (لامحمدلامکه) این یعنی مبارزه تمام عیار بااسلام پس بیداری فقط این نیست که خودمون رو ببینیم بیداری اینه که چند قدم اونطرف تر از خودتو هم ببینی چرا که برخی اوقات این حربه دشمن است که ما رو به مسائل داخلی مشغول کنه تا از برخی مسائل دیگه غافل بشیم مطمئن باشید اگه ما ساکت باشیم امروز نوبت اونها شده ،نوبت مصر،لیبی،سوریه ،کم کم نوبت ایران است . من خودم امروز توی راهپیمایی بودم خیل جمعیتی که من دیدم ومیپرسیدم ندیدم کسی رو به زور به خیابون کشونده باشن ظاهرا برخی از مامانها خواب نیستن دارن خواب میبینن یادمون باشه وحدت فقط وحدت ایرانی نیست بلکه وحدت باید اسلامی باشه وما که از قبل از اسلام برای کشورها الگو بودیم هم اکنون هم باید برای کشورها در بیداری اسلامی،صنایع دفاعی ،انرژی هسته ای ،سلولهای بنیادی ، و... الگو باشیم به امید ایرانی آبادتر ازدیروز برای فرزندان فردا
مامان محمد و ساقی
27 مرداد 91 14:50
سلام دوست خوبم.فردا رای گیری مسابقه کودک خواب آلود به مدت دو روز شروع میشه.
میشه بیاین به ساقی که شماره 8 هست رای بدین؟ممنون از شما
این هم لینکش
http://koodakeman91.niniweblog.com/cat44.php


حتما
مامان ریحان عسلی
27 مرداد 91 16:36
سلام
ممنونم که به فکرمون بودید
ماشالا به امیر علی جونو شیرین کاریهاش


وظیفه بود
حسام
27 مرداد 91 23:23
خواهر زهرا سلام

مثل اینکه ما بچه بافق هستیما همش سه ساله ساکن یزد شدیم
از قبل آقای خواجه ای این مرد خوش رو رو میشناختم
ماشاا... همیشه خنده رو لباشونه


چه میدانیم.
مامان محمد و ساقی
28 مرداد 91 19:27
رای دادی؟
مامان ریحان عسلی
29 مرداد 91 2:36
سلام با آرزوی استجابت نیایش های خالصانه و مهر قبولی دعاهای شبانه و اجر طاعت و اطاعت و تهذیب نفس، این عید سعید را به شما تبریک عرض مینمایم
خاله ي اميرعلي
29 مرداد 91 15:23
عيد فطر روز چيدن ميوه هاي شاداب استجابت . این عید سعید بر شما و خانواده محترم مبارك باد
مامان محمد و ساقی
29 مرداد 91 17:01
سلام.عیدت مبارک عزیزم.
ممنون از تبریک های قشنگت.
مرسی که به ساقی رای دادی.


خواهش
❤مامان رامیلا کوچولو❤
30 مرداد 91 19:01
تحفه ای یافت نکردم که دهم عیدی دوست / یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی اوست دلهایتان شاد، زندگیتان سر سبز ، عیدتان مبارک .
مناء
31 مرداد 91 13:37
عید سعید فطر بر عاشقان الله و یاران مهدی(عج) مبارک باد.
مهین
31 مرداد 91 15:50
سلام گلم
خوفی؟ پسملی خوبه؟
وای چه راحت خوابیده ای جان
راستی عجب بلایی شده امیرعلی...
ببوسش

بی وفا چرا نمیای پیشمون

بوس
بای


میام ایشالا
سپیده
31 مرداد 91 16:15
سلام. با تشکر از رای شما
مامان محمد و ساقی
31 مرداد 91 22:45
کجایی عزیزم.نمیخوای منو ببینی؟


چرا که نه!
fatima
1 شهریور 91 11:26
سلام
خوبید
چند وقتی نبودم
عیدتون مبارک
طاعاتتون قبول
ماشالله ماه رمضونی فعال بودید
خدایا ! هوای گرم و اثاث کشی
ماشالله به پسر گلت از طرف من ببوسش
بچه هرچی بزرگتر بشه شیرینی هاش بیشتر میشه مشکلاتش هم


عید شما هم مبارک عزیزم.
دقیقا این خط آخری رو درست اومدی
مامان اميررضا كوچولو
1 شهریور 91 22:12
سلام عزیزم ممنون از حضورت .... فرشته ی نازتم ببوس .... این آدرس وب پسرمه اینجا هم بیا منتظرتم http://amirreza-011.persianblog.ir/
محمد81
2 شهریور 91 16:29
بیاین آپم
عمه ی اریسا کوشمولو
2 شهریور 91 23:51
سلام امیر علی جون و مامانی گلش
وبلاگ خیلی قشنگی دارید و البته پسمله ماهی دارید خدا حفظش کنه :
من یاسمینا هستم تو خانوم گل اونجا وبتونو دیدم تو امضاتون منم یه وبلاگ واسه برادرزادم درستیدم خوشحال میشم تشریف بیارید


مرسی که اومدی عزیزم.
حتما میام وبلاگ برادر زادت.حتما مثه خودت ماهه
آجي مهديه
3 شهریور 91 10:48
كوشي دختر
پيدات نيس
نكنه تو هم مث من پات شكسته


پات شکسته؟یا پروندی الکی!
عروسیه آجیمه .مشغولیم فعلا
با وحیده هماهنگ کن بیا حتما
سپهری
3 شهریور 91 15:59
پسر نازی دارین خدا ببخشه واستون به ما هم سر بزنین خوشحال میشیم


حتما میام
مامان مريم گلي
3 شهریور 91 22:42
كجايي بيا ديگه دلمون برات تنگيد


به مولا خیلی کار سرم ریخته.ایشالا عروسیه آجیم تموم بشه میام یه پست میزنم در حده المپیک.
مامان رها
4 شهریور 91 17:54
سلام عزیز دلم خوبی خوشی چطوری دلم براتون تنگیده بود امیرم خوبه
راستی کلی یادت کردم امام رضا و برات نماز هم خوندم اگه قابل باشم



زیارتتون قبول آجی گلم.
ماچ ماچ.
مرسی عزیزم
مامان رها
4 شهریور 91 17:55
ای شیطون بلا این چه ماکارونیه درست کردی دستور پختش کو مت هم امتحان کنیم قیافش که خیلی خوشمزست زود باش


لینکش رو گذاشتم رو اسمه مامان علی خوشتیپ.
مامان رها
4 شهریور 91 17:56
خوبه دیگه امیر جونم حالا یه نفر پیدا کردی جای خرابکاریهات بزاری بیچاره دایی رضا


دخیخا
مامان رها
4 شهریور 91 17:59
با سفر نامه مشهد رها سادات منتظر نظرلت خوبتون هستیم
مامان امیرحسین و امیرعلی
4 شهریور 91 18:27
سلاممممممممممممممم
وایییییییی من نبدم انگار هیشکی حال و حوصله آپ کردن نداشته!!!ببین چقدر خودمو تحویل گرفتم...


نمیدونم چم شده.حس و حالم مثه قدیما نیس.بی حوصله شدم.یه ذره اشم به خاطر شما بود که نبودی(چشمک)
مامان محمد و ساقی
5 شهریور 91 13:25
سلام.بیا دوباره منو ببین شاید حوصلت وا بشه.


این که 100%
مامان امیرحسین ومحیا
5 شهریور 91 17:08
شیطون بلا....
منم آپمممممم


بابا ایول.چقد شماها زرنگین
آجي مهديه
6 شهریور 91 9:00
نه دختر
از پله هاي مغازه اميدوار ميومدم پايين نفهميدم چي شد ديگه
وقتي حاليم شد كه پام داشت از درد نفله م ميكرد
رفتم دكي جون گفت شكسته و گچ گرفت
دو روز هم پام توي گچ بود
اما وقتي به يه دُكي جون ديگه عكس پامو نشون دادم گفت كه پچ خورده
حالا با يه مكافاتي گچ پامو بريدم كه بيا و ببين
خلاصه اينكه هنوز چلاقم و پام لنگ ميزنه




ای بابا.بچه سرت با ک... بازی میکنه.
تو مثه اینکه با مغازه امیدوارا قرارداد داری.
نکنه کیسه محترم اونجا تشریف دارن؟:دی
آجي مهديه
6 شهریور 91 9:02
اگر برنامه م جفت و جور بشه حتمي ميام
خيلي هم باحاله براي اولين بار توي عروسي ببينمت


آره دیگه.اولین قرار از این باحال تر.
مامان علی خوشتیپ
6 شهریور 91 15:19
کم تحرک شدیا
خواهرت میخوان شوهر کنه نه تو...


سارا باور میکنی اصلا حس ندارم.از وقتی اومدم خونه مادر شوهرم اینطوری شدم.فکر کنم طلسم شدم
مامان علی خوشتیپ
6 شهریور 91 15:20
چه خبر املاک مهر قزوین؟


زنگ زدم شرایطمونو قبول کردن.3 میلیون من.و مادام العمر تو............................
مامان محمد و ساقی
7 شهریور 91 13:42
سلام.از خونه مادر شوهرت بیا بیرون.اه اه چه بی حوصله شدی.یکی از تو انرژی می گرفتیما...
زهرا یه پست باحال بزار.از اون همیشگی ها.
دلم داره میترکه...
یکی تو ,یکی لیلا و یکی هم سارا...
من بدون شما می پوسم...



اصلا نمیدونم چم شده.قبلا تا یه اتفاقه کوچولو میوفتاد سریع میومدمو گزارششو مینوشتم اینجا.حالا هم یه عالمه مطلب دارم برای نوشتن ولی حسش نیس که اینا رو سوژه کنم.
همش به خاطره این خونه اس.ایشالا برم تو خونه خودم مطمئنم که میشم همون زهرای قدیم.
کلا در و دیوار خونه مادر شوهرو میبینما یاده قرض قوله و بدبختی و اینجور چیزا میوفتم.
مینا جون فقط دعا کن سریع خونمونو بدن از دسته این دخمه خلاص شم.
مامان امیرحسین ومحیا
7 شهریور 91 13:50
مرسی عزیزم از حضورت...


خواهش
مامان ریحان عسلی
8 شهریور 91 11:11
سلام
نیستی کم پیدایی؟


ایشالا هفته آینده پر پیدا میشم.با پست عروسیه آبجیم
مامان محمد و ساقی
8 شهریور 91 14:43
آخی غصه نخور ایشا... زود آماده میشه میرین.سعی کن زیاد به خونه فکر نکنی مثل منواساساتو هر یکی دوسال یکبار رو دوشت بزاری از این خونه به اون خونه بری.
همه چی درست میشه.


یاد بهش فکر نمیکنم.
ولی دیگه کم آوردم.میخوام هر چی زودتر از این اوضاع در بیام
آجي مهديه
8 شهریور 91 15:25
آخه دُخي من اونجا كيو ميشناسم؟
تو رو كه نميشناسم
تو هم منو نميشناسي
اييييييييييييييييييييييييييييييش


وحیده رو که میشناسی.تو با اون بیا.وقتی اومدی میشناسمت اونوقت
سمی مامان امیرین
8 شهریور 91 17:50
یهنی من الان اومدم یه تهدید جدی بکنمت تا بری بنویسی...ااااااااااااااا خوب بنویس دیگه


به مولا مینویسم.بزار شنبه ،یکشنبه بشه.
همه جزییات عروسی خواهرمو میامو مینویسم همراه یه عالمه عکس
مامان امیرحسین ومحیا
9 شهریور 91 9:00
چند تا صلوات بفرست یه پست جدید بزار آخه دخملی دلم پوسید هر دفعه امدو دیدم خبری نیست...
منم آپممممممممم


شنبه ،یکشنبه صلوات میفرسمو شروع میکنم به نوشتن.صبرکنید یه سوژه خوب دارم.عروسیه خواهرمه
مناء
9 شهریور 91 11:36
♥ -♥ --♥ ---♥ -----♥ -------♥ --------♥ ---------♥ -----------♥ -------------♥ ,•’``’•,•’``’•, .’•,`’•,*,•’`,•’ ....`’•,,•’`
مرضیه
9 شهریور 91 20:44
سلام من تازه امروز با وبلاگت اشنا شدم.وقتی دیدم خیلی ذوق کردم.همیشه دوست داشتم و دارم که پسری به اسم امیر علی داشته باشم ولی تا الان که قسمت نشدخه.برانم دعا کن عزیزم


خوشحالم که با وبلاگم آشنا شدی.امیدوارم بیشتر ببینمت مرضیه جون.
ایشالا تو هم یه روزی صاحبه یه امیرعلی بشی.ولی نه به بدیه امیرعلیه من
حسام
10 شهریور 91 2:06
سلام خواهر زهرا
خوبید؟سالمید؟
هنوز مطلب ننداختین؟!!!!!

واقعا مسافرت چسبید جاتون خالی


پس بلاخره برگشتید.به سلامتی.
خوشحالکم بهت خوش گذشته
مامان محمد و ساقی
15 شهریور 91 18:09
سلام خواهر خوبی گلم.منتظر پست عروسی خواهرت هستم.معلومه ترکوندی ها


وحشتناک.منم منتظرم تا داداشم بیاد بافق تا عکسارو بگیرم ازش تا یه پست بزنم در حده لالیگا
مریم مامان درسا
17 شهریور 91 10:23
سلام عزیزم
خوبید ؟ خوشید؟
کم پیدائی؟
عشقم رو ببوسش



سلام مریم خانم.
مرسی .شما ها خوبین؟
میام کم کم
مامان محمد و ساقی
17 شهریور 91 12:41
سلام.اول که کی گفتی عروسی خواهرمه.الان هم میگی داداشم بیاد.پس کی نوبت امیرعلی میشه.تو داری منو میکشی.
حالا این پست سورپرایز به وقوع پیوست؟حسام تونست امیر علی رو زیارت کنه؟
زهرا جان در حد دو جمله هم شده و یه عکس این پست رو عوض کن دیگه
ما هم آپیم یاد بگیر دو تا بچه هم دارم


مینا جون تو هفتو بودیو من نمیدونسم.چه قدر عجله داری.
به مولا منتظره داداشمم تا از یزد بیاد همه عکسارو برداشته برده.
وقتی اومد یه پست میزنم معرکه.صبرکن.
منو که میشناسی دسته پَُرم
مامان پریسا
17 شهریور 91 15:47
سلام خانمی کجایی؟؟؟؟؟؟


سلام.همین دورو ورا.راسی زیارت قبول
مامان گیسوجون
18 شهریور 91 0:33
دوست گلم می شه زحمت بکشید به گیسو جون من رای بدید ممنون می شم لینک مسابقه http://koodakeman91.niniweblog.com/post347.php
مهدیس
18 شهریور 91 10:25
سلام خاله ازتون میخواستم که کمکم کنین و تو وب کودک من به عکس من (شماره ی 6مهدیس)رای بدین
رای گیری از 18شهریور تا دوشنبه 20شهریور ادامه داره
روی پسر ماهتونم ببوسید
منتظر رایتان هستم


به روی چشم


همین الان رفتم رای بدم که تو قوانینش نوشته بود هر شخص میتونه فقط به یه نفر رای بده.
در صورتی که من قبلا به 3 نفر رای دادم.
فکر کردم میتونم بهت رای بدم.ولی نشد شرمنده
مامان پریسا
18 شهریور 91 11:07
سلام
پریسا در مسابقه ی نی نی باحجاب شرکت کرده
اگر بهش رای بدید ممنون میشم.
اگر دوستان هم همکاری کنن ازشون ممنون میشم مهلت تا دوشنبه.
ادرستون فراموش نشه.لطفا

http://koodakeman91.niniweblog.com/cat44.php


پریسا 30




من دیروز رای دادم البته اگه قبول باشه
سمی مامان امیرین
18 شهریور 91 12:32
امروز شنبست دیگه


فکر کنم گذشته از شنبه.
نایسل
18 شهریور 91 13:57
سلام جیگرممم خوبی اره به خدا من خدای سوتی اممم


مثه خودمی
نایسل
18 شهریور 91 13:58
وای خدا ناقاااالااااا تقصیر دایی اش انداخته


کجاشو دیدی
نایسل
18 شهریور 91 13:58
رمز تست nini
نایسل
18 شهریور 91 13:58
عجب غذایی منم بهتر شم درست میکنم
زن دایی سونیا
18 شهریور 91 14:28
سلام گلم.خوبی؟ خواستم بگم ما 2 هفته دیگه میایم بافق تا اون موقع میخوای منتظر عکسا بمونی؟ لااقل متنشو بزار , عکسارو هروقت دستت رسید


من تا عکس نداشته باشم توضحم نمیاد.زود بیاین بافق دیگه.
همه شاهد باشین عکسا دسته این زندایی سونیاس ،برداشته با خودش برده یزد
طاهره مامان امیرعلی
19 شهریور 91 0:45
سلام.وبلاگتون مثل همیشه زیبا و قشنگه،تبریک میگم بهتون.امیرعلیه من تو جشنواره ی آتلیه سها شرکت کرده و به رای شما شدیدا احتیج داره.اگه به وبلاگش سر بزنین یه پست گذاشتم که آدرس جشنواره است اگر روش کلیک کنین مستقیم به سایت جشنواره میره.اسم پسملیه من امیرعلی مرادیان هست.بهش رای بدین و مارو خوشحال کنین.امیدوارم بتونم لطفتونو جبران کنم.


اتفاقا دیروز بهش رای دادم
زهره ( مامان نازنین زهرا)
19 شهریور 91 14:07
سلام گلم جواب سوالتو بدم. ما تو شهرمون وقتی میخوایم یه اتفاق خوب که واسه یکی افتاده واسه ماهم بیفته میگیم دست راستت بالا سرم . تازه بعضی ها خیلی شدید اعتقاد دارند که با گذاشتن دست راست طرف روی سرشون اون اتفاق خوب واسشون میفته. آپیدم منتظرتونم.


نه بابا.چه جالب.خوشمان آمد.ما اینجا از یه چیز که خوشمون بیاد اینجور میگیم.مثلا طرف مانتو نو خریده و ما خوشمون اومده.میگیم مانتوت تو حلقم.(حالا بگو چه ربطی داشت)مرسی برا جوابت
محمد81
19 شهریور 91 20:34
بیاین آپم


چشم
زن دایی سونیا
20 شهریور 91 7:20
یه خبر خوب ما داریم میایم. زهرایی اگه یهو ببینی یادمون رفته عکسارو با خودمون بیاریم چیکار میکنی؟ راستی شنیدم که میخوای جوجو ترمی دانشگاه بشی


اگر نیاوردید خودتان نیز نیایید. :دی
خودمان میستانیم ازتان.
من جوجو ترم اولیم.اتفاقا 7 سال تجربه دارم.کسی جرات ندارد مرا ترم اولی صدا زند .تو نیز نفر اول و آخری جیگر.یادت باشه من خواهر شوهره بزرگتم عروس جان
زن دایی سونیا
20 شهریور 91 13:09
خواهر شوهر ارشد جیگرم مگه دکترا گرفتی که میگی 7 سال تجربه داری! واقعا واسم سواله


آره دیگه مگه خبر نداری.من هیچ وقت ریا نکردم که یدفعه بقیه نفهمن.
نازنین زهرا
13 آذر 91 18:05
سلام چقدر پسر نازی داریدخوش به حال آقا حسام که بالاخره میتونند امیر علی دوست داشتنی رواز نزدیک ببینند شما که هی دل مارو با عکساوشیرین کاری های امیر علی آب میکنید.


ما که هنوز افتخار ملاقات آقا حسامو نداشتیم.
شرمنده نمیخواهیم دلتان را آب کنیم.تحمل بفرمایید