امیــــــــــــرعلیامیــــــــــــرعلی، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره
حلــــــــــما خانومحلــــــــــما خانوم، تا این لحظه: 4 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

♡ امیرعلی و حلــــــما ، عشـــــــــــــقِای مامان ♡

پُسته افتخاری!!!

1391/4/13 12:07
868 بازدید
اشتراک گذاری

 

شکلکهای جالب
آروین

سلام دوستای گلم،خوبین؟خوشین؟سر حالین؟

شکلکهای جالب
آروین

قَرَض از مزاحمت گذاشتن یه پُسته نیمه جونه.از شیطونیای امیرخان.

شکلکهای جالب
آروین

اگر قرصی ،دارویی برای جلوگیری از کچلی مفرط سراغ دارید ،خواهشن اسمشو بگین.

شکلکهای
جالب آروین

دارم از دسته دو نفر کچل میشم.

شکلکهای جالب
آروین

یکیش امیر خانِ مامانه،که با شیطونیاش دیگه برام مویی جا نزاشته.

شکلکهای جالب
آروین

یکی هم خودم.یه راه خودکشی که نه درد داشته باشه نه خون داشته باشه نه گناهی داشته باشه هم بهم معرفی کنید.

شکلکهای
جالب آروین

الان 2 هفتس که تصمیم گرفتم رژیم بگیرم .10 تومن هم پول برنامه رژیم دادم.ولی به جای اینکه خوردنم کم بشه بیشتر هم شده.ظهرا که از خواب پا میشم دلم غارو غور میکنه.باید حتما دوباره ناهار بخورم.

شکلکهای جالب
آروین

مینا جون 29 عروسی دختر خاله امه سفرمون فکر کنم یا عقب بیوفته یا جلو.از این قضیه هم کلی ناراحتم.

شکلکهای جالب
آروین

شانس که نی ،سنگ پا قزوینه(من زیاد اهل ضرب المثل نیسم،خودتون یه جوری درسش کنید)

شکلکهای جالب
آروین

بریم سر اصله مطلب .که سخن یار بسی شیرین تر است.

شکلکهای
جالب آروین

امیرخان الان 2 روزه که با باباش میره استخر.البت تو توییپ بادی میشینه و فقط آبباسی میکنه.

شکلکهای جالب
آروین

روزه اولی که رفته بود .هنوز 15 دقیقه از برگشتشون نگذشته بود امیر آقا دسته گل آب دادن.شانس آوردیم تو استخر این کارارو نکرده بود.تازه قبله استخر کاره خودشو کرده بود.فکر کنم آب استخر خورده بودهنیشخندسبز

شکلکهای
جالب آروین 

روزه دوم خواب بود همین که باباش اومد بلندش کنه از رو زمین .دید که بوی وحشتناکی از ما تحته امیر آقا میاد که جای بسی خوشحالی بود .امیر آقا رو سرویس کرده و تحویل پدر گرامی دادیم.

شکلکهای جالب
آروین

در استخر هم همه بچه ها برای کشیدن امیر داوطلب میشدن.کلا کشیدن امیر نوبتی شده بود.بچه پسرا تو سر و کله هم میزدن .میگفتن نوبته منه اون میگفت نوبته منه.

شکلکهای جالب
آروین

فکر کنم تو روزهای آتی باید این کشیدن امیر رو بلیطی کنیم.کاسبیِ خوبیه

             

از بحث استخر بیایم بیرون و بریم سراغ مامانم اینا.

شکلکهای
جالب آروین

چند شب پیش جاتون خالی بالا خونه مامانم تشریف داشتیم .

شکلکهای
جالب آروین            

که دیدیم صدایی از این امیر نمیاد.پیش خودم گفتم حتما یه جایی خواب رفته چون ظهرش رفته بود استخر و نخوابیده بوده.

شکلکهای جالب
آروین

پا شدم و رفتم سراغش که ببینم کجاس .چشمتون روز بد نبینهآخ

شکلکهای جالب
آروین

که دیدم تو راهروی در ورودی داره با خاکه گلدونا بازی میکنه.حالا بازی کارش به خیره .داشت خاکارو اینور و اونور و تو کفشا میریخت.

شکلکهای جالب
آروین

خلاصه با چهره ای بسیار عصبی،تقریبا این شکلینیشخند،گفتم خدا همش کار برا آدمای تنبل درست میکنه.

شکلکهای جالب
آروین

امیرو سپردم دسته مامانم و با جارو برقی به جنگه خاکها رفتم.

شکلکهای
جالب آروین

امیر ما همچنان در حال فراگیری سخن گفتن به سر میبرن.و همونایی رو هم که بلده چنان در جای مناسبه خودش به کار میبرد.که گاهی اوقات دهانمان 2 متر باز میماندتعجبالبته از این بیشتر.

شکلکهای
جالب آروین

مثلا داره با کامیونش بازی میکنه و جلوی راهشم ،به من که میرسه میگه کنارنیشخند

شکلکهای جالب
آروین

مثلا از ماشین پیاده شدیم .کفش پاش نی میزارمش رو کاپوت که میگه داغهنیشخند

شکلکهای
جالب آروین

تو خونه بی بی میخواد بره خروسا رو ببینه .میگمش کفش نداری.میگه دمپایی.نیشخند

شکلکهای جالب
آروین

همچنان وقتی میخواد از دستمون در بره ،از  گفتن سلاح مرگ آور اوف و پی پی استفاده میکند.نیشخند

شکلکهای
جالب آروین  

وقتی سر خوندن میوفته به همه میگه اُشِن(حسین).تا همه سینه بزنیم یا به سرمون.

شکلکهای جالب
آروین

دیروز تو خونه بی بی داشت با عمو کاظمش تلفنی حرف میزد.میگفت:عمو کاسِم.نَنام.اوبی؟عموکاسم.(ترجمه:عموکاظم.سلام.خوبی؟عموکاظم)نیشخند

شکلکهای جالب
آروین

و خیلی کارها و حرفها که اصلا یادم نمیاد .

شکلکهای
جالب آروین

مامان زهرای عزیز.اینم یه پُست فقط به خاطره تو.

شکلکهای
جالب آروین


واقعا راس میگن که پسر بچه ها خیلی شیطونن .

الان چند روزه که از رو مبلا میپره پایین.حتی کله ملق هم میزنه.

خیلی بد میپره.هی بهش میگم نپر پات اوف میشه.اما کو گوش شنوا

راسی به تخمه هم میگه کُمهنیشخند


امروز صبح که چهارشنبه هم هست .ساعت 7 صبح از خواب بیدار شده با گریه .

میگمش امیر جون مامانی آب میخوای میگه نه مَمَت(شربت)تعجب

میگم شربتمون تموم شده همون آبو بخور میگه مَمَت.

خلاصه کله صبح پا شدم براش شربت آبلیمو و گلاب درست کردم.خوردو خوابیدنیشخند


 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (86)

حسام
13 تیر 91 12:42
سلام خواهر زهرا
چند روز پیش یه نظر دادم بابت مسکن مهر که کی تحویل میدن اما ... حتما به دستتون نرسیده


نه چیزی نبود.
دوباره بگو
حسام
13 تیر 91 13:04
نگفتن مسکن مهر(آپارتمان) رو کی تحویل میدن؟؟؟؟


نه جواب درست حسابی که نمیدن
حسام
13 تیر 91 13:08
راستی بدجور امیر علی تو خانواده ما معروف شده
صبح ها که ساعت 11 از مدرسه بر می گردم مامانم ازم میپرسه چه خبر از امیرعلی؟؟

با یکی از دوستام تو مدرسه خیلی نزدیک هستیم و عین یه داداش از تموم اتفاقات زندگی هم خبر داریم
امروز که رفتم مدرسه پرسید ازم چه خبر از داداشت من بهش گفتم من که داداش ندارم!!!
گفت امیر علی رو میگم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!11


نه بابا.جدی!
امیر علی افتخار میکنه از داشتن همچین داداشه گلی
مامان امیرحسین و امیرعلی
13 تیر 91 13:16



آقا ما دوستون داریم
مامان امیرحسین و امیرعلی
13 تیر 91 13:19
برای مادراست تا بتونن بچه هاشونو بهتر تربیت کنن .ادرس لباس فروشیها و اسباب بازی فروشیهای بچه هاست که البته خیلی گروننماهانست +2 برای بالای 2 ساله.


آهان.نگفتی تو دکه ها میفروشن؟
مامان امیرحسین و امیرعلی
13 تیر 91 13:22
قربون شیرین زبونیش.


قربونه خاله مهربون با 2 تا امیرش
مامان علی خوشتیپ
13 تیر 91 14:01
من که هستم آدم به این گندگی نمیبینی؟


چرا الان دیدمت
مامان علی خوشتیپ
13 تیر 91 14:02
اتفاقا قراره با یه سورپرایز بیام...نمیگم چیه...نگی حامله ایها...قراره یه کاری کنم خدا کنه بگیره


ایشالا که میگیره.سورپرایزت باحال باشه
مامان علی خوشتیپ
13 تیر 91 14:03
مگه آزار داری هی جلو راهه بچه وای میسی .هی پاشو میسوزونی...نمیذاری خاک بازی کنه...ااااه مامانه ... نوبره


نوبره خو
مامان علی خوشتیپ
13 تیر 91 14:04
راستی قدم نورسیده مبارکمنظورم بچه بعدیت حسام خوانه


آره حسام پسره خوبیه .دوسش دارم
مامان علی خوشتیپ
13 تیر 91 14:06
ای قربون شنا کردنش بشمممممممممم.برای منم بلیط بذارید کنار


متقاضی زیاده.اگه چیزی اضافه اومد میزارم کنار
مامان علی خوشتیپ
13 تیر 91 14:08
آخ جون قرارتون بهم خورد
فکر کنم چشتون کردم.آخه دیشب همش داشتم با شوهرم از قرارت با مینا حرف میزدم
اینم واسه خودم با چشمای شورم


من میدونسم آخرش با چشات کار دسم میدی
مامان علی خوشتیپ
13 تیر 91 14:08
ولی کلا کاراش شبیه خودته ها



تو کارای منو از کجا دیدی؟!
مامان علی خوشتیپ
13 تیر 91 14:09
چندتا نظر شد تا الان؟
حال کردی حضورو


از حضور سبز شما متشکرم.ایشالا در پست سورپرایزت جبران کنم.
مامان زهرا
13 تیر 91 14:36
اول از همه مرسی بابت پست اختصاصی
البته اگه مامان زهرا من هستم

دوم مثل همیشه کلی خندیدم از دسته گلهای پسر گلت
خانمی اگه حواست نیست تقصیر بچه چیه؟؟
سوم توی مسابقه نوشته بودند اتاق من
زمان که مشخص نبود منم ترکیبی از اتاق زهرادر قبل و بعد را گذاشتم





آره دیگه من که یدونه مامان زهرا بیشتر ندارم.
ایشالا که برنده میشی
مامان زهرا
13 تیر 91 14:40
زهرا خانم منم دوست داشتم دوستام و خانواده ام اینجا باشند بریم خرید
شما الان هم هرچی لازم داری را فقط لیست کن و بفرست
برات می خرم لازم به تشکر هم نیست


من الان احتیاج مبرمی به تب لت دارم.
از این گوشی بزرگا که تازه اومده تو بازار.
خواسی بفرسی .آدرسمو بدم بهت.;
مامان زهرا
13 تیر 91 14:41
خصوصی داری
مامان زهرا
13 تیر 91 15:10
نکته سنجی ات منو کشته
خانمی
دخترم عاشق فیش و چیپس و میلشیک کارامل مک دونالد است و با دنیا غذای دیگه عوض نمی کنه
البته کباب دوست داره زیاد
ما چون اینجا غذای حلال وجود ندارد کلا تو کار سبزیجات و ماهی و میگو هستیم


از بس خوش سلیقس زهرا خانم.
آره دیگه.اونا که حلال حروم ندارن خو
مامان علی خوشتیپ
13 تیر 91 15:20
سورپرایزم یه پست نیست یه ....


چیه؟نکنه جواب آزمایشه؟!
دختر خاله
13 تیر 91 15:20
1) عروسیه کیه؟؟
2) نه به اینکه با پستات نمی شد جمعت کرد نه به اینکه هفته ب هفته از پست خبری نیست


عروسیه ساداته خو.
دیگه مثه اونموقع ها حوصله ندارم
مامان علی خوشتیپ
13 تیر 91 15:21
قربونت آدرس ما رو هم بده مرضیه جون یکی از همینا که میگی برای ما هم بفرسته.
اونوقت چیه این که گفتی؟


پس مامان زهرا اسمش مرضیه اس.
عکس همینی که گفتم تو وبلاگه نایسل هست.برو ببین
مامان علی خوشتیپ
13 تیر 91 15:22
میخواین چشم کنم برات نفرسته


چه چشم کنی چه نکنی فکر نکنم بفرسه.آخه خیلی خوش اشتهام
مامان نيما
13 تیر 91 15:26
عزيزم چه خوب كه استخر مي فرستيش .من كه عاشق اون خرابكاريهاشم مثل خاك بازي


شوخی میکنی؟!
جدی عاشقه اوناشی.
مگه میشه
الان داری شوخی میکنیا
مامان محمد و ساقی
13 تیر 91 15:40
سلااااااااااااااااااااااااااااااام زهرا جون.
چرا برای من گریه کردی؟عجب کاری کردما!
خیلی دوست دارم.
میگم ای کاش اون لحظ مامان علی یه چیز دیگه میخواست.خدا زود تو دامنش مینداخت.


گریه که نبود چنتا دونه اشک بود با یه عالمه غصه.
ایکاش ...
مامان محمد و ساقی
13 تیر 91 15:42
چقدر امیر بامزه حرف میزنه.بیا ببین ساقی چه مخی میترکونه.
میگما دسته جمعی میرن تیوپ؟
بچه مریض میشه ها.
من که میگم بهش آموزش بده.خونه تازتو گند میزنه.


میرن استخر خو.استخر عمومیه.
توییپش که یه نفرس.
سخته حوصله ندارم شروع کنم از مای بیبی گرفتنش رو
مامان محمد و ساقی
13 تیر 91 15:43
اگه قسمت شد حتما" همدیگرو میبینم.
دلم برای یه عروسی لک زده.
عروسی کجاست؟


عروسی تو بافقه خودمونه .عروس تهرانیه دامادش بافقیه.
بیا عزیزم
مامان محمد و ساقی
13 تیر 91 15:45
میگم گوشی میخوای یا تبلت.نایسل هم خرید.ما هم یکی داریم ساقی باهاش گوسفند بازی میکنه.
راستی لوبیای سحرآمیز نایسل رو دیدی؟


آره دیدم. یه بارم تو سینک ظرفشویی ما از اینا در اومده بود.
تبلت میخوام.میخری برام.تو که خیلی بامرامی
مامان بیتا
13 تیر 91 16:38
بر چهره پر ز نور مهدی صلوات
بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

نیمه شعبان مبارک


عیده شما هم مبارک
مامان محمد و ساقی
13 تیر 91 21:12
میگم من قالبم عوض کردم آمارم از صفر شروع شد.بعد از دیروز دیگه تو آرشیوم فروردین نیست.تازه هر پستی که تو فروردین نوشتم زیرش زده تیر.چیکار کنم؟


نمیدونم والا از مدیر بپرس
همای
14 تیر 91 4:12
سلام مامان امیر علی
منم مثل شما بافقی ام خیلی دوست دارم هم دیگه رو لینک کنیم
البته خیلی می خوام بدونم خونتون کجای بافقه البته موضوع مطالب من با شما کمی فرق میکنه
اگه میشه اسم اصلی تون بگین منم خودم رو معرفی میکنم
منتظرم زود به وبم سر بزنید فعلا بای همشهری


به به ،یه همشهری جدیده دیگه.
منم دوست دارم شما رو لینک کنم.
اوکی الان تو وبتم
دختر خاله
14 تیر 91 11:12
کیه عروسی؟


29 تیر
مهین
14 تیر 91 11:52
سلام گلم
چه خبرا مثل اینکه خیلی وقته نیومدم!!!
خوبی؟
می بینم که گل پسر هم چنان خرابکاری می کنن
چقدرم شیرین زبونه ماشالله
خوش به حالش استخر میزه
راستی کلر استخر پوشت نازکشو اذیت نمی کنه؟!!
بازم میام
فعلا بای


سلام مهین جون.
همچنان خرابکاریاش ادامه داره.
نه تا حالا که رفته طوریش نشده تو استخر
باشه حتما بیا
حسام
14 تیر 91 12:32
سلام خواهر زهرا ممنون که مارو دوست داری
میگما نیمه شعبان اگه خدا بخواد میایم بافق کاشکی میشد امیر علی رو اتفاقی رو خیابونی امامزاده ای یه جایی میدیدم


مگه کجایی شما؟نکنه یزد زندگی میکنی؟
ما شب نیمه شعبان تو کوچه گلزاری هسیم.
خواستین بیاین اونجا.همه دعوتن .شما هم قدمتون روی چشم
مامان امیر علی
14 تیر 91 13:54
سلام عزیزم کمپیدا شدی خواهر جون .برای رزیم من از 62 اومدم روی 57 فقط از روی کم خوری صبح یه کف دست شب هم فقط سالاد و شاید یه روزایی یه کف دست غذا خوردم و خیلی هم راه می رم بی دردسر بهترین راهه البته ویتامین فراموش نشه عالیه
موفق باشی


به به.چه عجب.خوش اومدین
آره میدونم فقط باید کم خورد.نمیشه.به مولا نمیشه.دسته خودم نیست.
ایشالا یه کارش میکنم این اضافه وزنو
مامان علی خوشتیپ
14 تیر 91 14:14
وایییییییی این مامان امیر علی.تهرانیه رو میگم فکر نمیکنه یکی افسردگی بگیره
ای خدااااااااااا اگه من 57 بودمممممم عجب تیکه ای میشدم


دخیخا.
سارا کسی حرف دله منو تو رو نمیفهمه.
نخوردن=مُردن مسئله این است
من راهنمایی بودم اینقد وزنم بود.یادش بخیر
مامان علی خوشتیپ
14 تیر 91 14:14
فکر کردم آپ جدید گذاشتی
سرکاری میذاری مردمو؟


همین پُست جدیده .ماله دیروزه.فقط یه روز ازش گذشته به مولا
مامان محمد و ساقی
14 تیر 91 14:27
سلام.بیا دو هفته این کارو بکن:
خورشت نصف چیزی که میخوری الان.
ته دیگ ممنوع.
نوشابه ممنوع.
بستنی و تنقلان اگه خیلی هوس کردی بعد از شام.
شوهرم این کارو تو یک ماه کرد دو کیلو نیم کم کرد.


به خدا اینا رو میدونم.نمیشه.به مولا نمیشه.
آخه مگه میشه از ته دیگ گذشت
مگه میشه بستنی نخورد
مامان محمد و ساقی
14 تیر 91 14:29
ساقی هم مثل امیر میپره.بعد شب موقع خواب گریه میکنه میگه آی پام.
ایول شربت.آفذین امیر که مامانش رو برای رژیم یه کمی تکون میده.


بابا چه فایده.برا اون که درست میکنم بعد یه لیوانم خودم میخورم
نایسل
14 تیر 91 14:53
ههه ههه بعد کچل شی من بت بخندم


کلاه گیس میزارم
نایسل
14 تیر 91 14:53
من دور بر 100 هستم
نایسل
14 تیر 91 14:53
نه بابا کار من از رزیم گذشته اینقدر گرفتم دیگه مردم فایده نداره


ای بابا.جدی میخوای حلقه بزاری.میگن خیلی خطر داره
نایسل
14 تیر 91 14:54
من اصلا پایه رزیم نیستم


مثه خودمی
نایسل
14 تیر 91 14:54
مریم مامان درسا
14 تیر 91 18:15
وااااااااااااااااای
چه کارایی که دیگه نمیکنه
مثل اینکه خیلی شیطون شده ها
ببوسش



واسه خودش شیطونی شده که نگو و نپرس
مامان محمد و ساقی
14 تیر 91 23:15
ماشاا... خیلی خوش خوراکی ها!


وحشتناک...
خاله ي اميرعلي
15 تیر 91 8:59
خواهی که در پناه کرامات سرمدی / ایمن شوی زفتنه و ایمن زهر بدی

لبریز کن زعطر گلِ نور سینه را / با ذکر سبز یک صلوات محمدی . . .

تعجیل در فرج آقا صلوات

در اسرع وقت ميام مطالبتو ميخونم رمز اون مطلب رمزدارو هم ردش كن بياد


چه عجب.امتحانا تموم شد بلاخره
مامان گیلاس
15 تیر 91 9:42
خواهی که در پناه کرامات سرمدی / ایمن شوی زفتنه و ایمن زهر بدی لبریز کن زعطر گلِ نور سینه را / با ذکر سبز یک صلوات محمدی . . . تعجیل در فرج آقا صلوات میلاد نور بر شما مبارک
مامان علي خوشتيپ
15 تیر 91 12:47
ميلاد منجي عالم بشريت بر شما مبارك
آشپزخونه مجازي ما افتتاح شد.
مادر كدبانو با حضورتون در اين آشپزخونه مجازي ما رو خوشحال كنيد
اينم سورپرايزمون


lبارک باشه
بابا ایول.سورپرایز شضدما
الان میام ببینم چه خبره
مناء
15 تیر 91 13:14
سلام عزیزم
دلم واستون تنگ شده بود یه عالمه دوستون دارم


برخیز که حجت خدا می آید / رحمت زحریم کبریا می آید

از گلشن عسگری گذر کن که سحر / بوی گل نرگس از فضا می آید

ولادت امام زمان(ع) مبارک باد




منم دلم تنگ شده بود برات.راسی عیدت هم مبارک
ترنم
16 تیر 91 12:36
چطوری عزیزم خوبی خانومی پسمل نازم چطوره ؟ایول به گل پسر نازم که شنا گر بینظیریه .قربون حرف زدنش خیلی بامزه حرف میزنه من که عاشقشم


قربونت
حسام
16 تیر 91 13:31
سلام زهرا جان
متاسفانه نظرتون حالا دارم میخونم وگرنه حتما میومدم انشاا... بار بعدی که اومدم بافق امیرعلی رو یه جایی ببینم
بله بدبختانه یزد زندگی میکنم ولی مهم اینکه دلم تو بافقه


یزدم که باحاله.
حداقل شبا دلت گرفت میری پاساژستاره دلت وا میشه.
ما چیکار کنیم !
نایسل
16 تیر 91 14:35
عیدت مبارک گلم با تاخیرر


مرسی یو هم همینطور
مامان محمد و ساقی
16 تیر 91 19:08
سلام.خوبی؟من خوبم با کمی سرگیجه.
امروز به بابایی گفتم منو بیاره.این دو هفته آینده تهران نمیره.به احتمال بالای 90 همدیگرو می بینیم.


آخی تو هنوز خوب نشدی.
ایشالا
حسام
16 تیر 91 20:44
نه خواهر زهرا ما بچه مثبت خرابیم بازار ستاره با ما سازگار نیست وضعش بدجور خرابه!!!!!

ولی یزد هرچی امکانات داشته باشه صفا و با مرامی مردم یزد به بافقی های گل وگلاب نمیرسه


بازار ستاره که خیلی باحاله.
اینکه معلومه که همشهری خوده آدم با غریبه ها فرق داره
خاله ي اميرعلي
16 تیر 91 21:32
سلام
به به پست افتخاري!!!
از دست شيطونياي اين وروجك خان بخدا خيلي خندم گرفت مخصوصا با خاك گلدونا كه چه وضعيتي درست كرده بود برا مامان تنبلش
اون ضرب المثل هم اينه"رو رو نگو سنگ پاي قزوين رو بگو"
چقدر عروسي دعوتيد خوش بحالتون خدا نصيب ماهم بكنه


تازه دوشنبه هم یه عروسیه دیگه دعوتیم...
اِ ما یه جور دیگه میگیم ضرب مثلشو(رو که نی ،سنگ پا قزوینه)
نایسل
17 تیر 91 1:59
منو میترسونی دیگه نه


))
نایسل
17 تیر 91 1:59
خب من ترسوووو بدجنس
نایسل
17 تیر 91 1:59
مامان علی خوشتیپ
17 تیر 91 11:27
بهتری عزیزم؟نبینم دپرس باشیا


دیروز وحشتناک دپرس بودم خفن ناک
مامان متین
17 تیر 91 18:27
وای شیطون بلا چه کارایی که نمیکنی خاله. دست از سر کچل مامانت بردار خوب بیچاره چیکار کنه دیگه
اره خواهر پسرا خیلی شیطون بلا تر از دخترا هستن.متین من که ارومه وقتایی که شیطون میرو توی جلدش کارایی میکنه که دهنم که باز میمونه هیچ ،چشمامم از حدقه در میاد.


وای آره به خدا.
خوبی جیگر؟
نایسل
17 تیر 91 19:45
مامان سامان
18 تیر 91 1:36
امیر رو لباس دخترونه تنش کن همراه خودت بیارش استخر خیلی کیف می ده این دفعه خودم می کشمش


جانم.مگه بچه ام رو از سر راه آوردم.
چه حرفا!خودت یه پسر داریا همونو بیار استخر .منم باهاش کاری ندارم.قاتل بلفطره!
مامان سامان
18 تیر 91 1:37
حسام کیست آیا؟


پسره داداشه یکی از دوسامه.بابابزرگش تو بازارچه امامزاده لباسفروشی داره.
یکی از عمه هاشم دوسته آبجیته.
فکر کنم شناختیش
مامان سامان
18 تیر 91 1:38
آش بهت رسید یا نه


ها رسید
راسی کدوم آشو میگی؟
مامان ریحان عسلی
18 تیر 91 4:07
سلام
پس کی آپ می کنی؟


فکر کنم امشب یا فردا شب
مامان علی خوشتیپ
18 تیر 91 10:18
آپم زهرا گلی خودمممممممم


به به عجب خبره خوشی
مامان محمد و ساقی
18 تیر 91 11:45
سلام.کجایی دختر؟چیکار میکنی؟
دلمون پوکیدا!


دارم جمع و جور میکنم دورو ورمو
مامان سامان
19 تیر 91 1:05
خصوصی
مامان محمد و ساقی
19 تیر 91 11:47
چی رو جمع و جور می کنی.چرا کم پیدایی.دلم برات تنگ شده.


میخوایم اساس کشی کنیم یه خونه دیگه.
همین الان یه پُست نوشته بودم که امیر کامو خاموش کرد و پُسته پرید
بافق مظلوم
19 تیر 91 14:53
قابل توجه مامان امیرعلی
دانشمندان متوجه شده اند که کلر موجود در آب استخر خطر ابتلا به آسم ،آلرژی و بیماریهای پوستی را زیاد می کند و شنا در استخرهایی که با کلر ضدعفونی می شوند، کودکان را بیشتر در معرض این بیماری ها قرار می دهد. f


ای بابا.پس چیکار کنیم.بشینیم کنج خونه و هیچ کار نکنیم.
من الان 9-10 ساله دارم میرم استخر هیچ اتفاقی هم نیوفتاده خوشبختانه برای سلامتیم.
ایشالا برا امیر و باباشم نمیوفته.
بازم مرسی بابته راهنماییتون.سعی میکنم کمتر بفرستمش استخر.
اما من دوست دارم یه شناگره خوب و حرفه ای بشه.که بفرسنش المپیک !
مامان متین
19 تیر 91 15:44
قربونت. بالاخره اپ شدم.


میام حتما
مامان محمد و ساقی
19 تیر 91 15:45
ای بابا کجا داری میری؟مگه خونت آماده شده؟
آهان خواهرت داره میاد مگه نه؟
ای کاش بودم کمکت می کردم.رامسر می یاین یا نه؟


آره دیگه آبجیم میاد جای ما ،ما هم میریم خونه برادر شوهرم تا خونمونو تحویل بدن.
فکر کنم تو ماه رمضون بیام رامسر.
شاهپورزاده
19 تیر 91 18:10
سلام. وبلاگ و سایت نیازمندیهای بافق مکانی برای درج آگهی های شهروندان عزیزبافقی
با تبادل لینگ کردن ما را درجهت موفقیت این طرح یاور باشید


حتما آقای شاهپور زاده.ایشالا که سایتتون موفق باشه
محمد81
19 تیر 91 21:38
مامان زهرا
20 تیر 91 11:30
سلام خانمی
ببخشید
چند روز کارهام ریخته بود بهم و کلی مهمون بازی داشتم
دوست خارجی داشتن هم کلی ادا و اصول های خودش را داره

دفعه اولی که دوستامون اومدن خونمون شربت البالو آوذدم برای همه من و شوهرم و دخترم به چشم بهم زدنی شربت را خوردیم و لیوانمون تموم شد ولی دوستامون تا آخر مهمونی یواش بواش می خوردند اول فکر کردم خوششون نییومده ولی دفعه های بعدی هم که اومدن دیدم حتی غذا خوردنشون هم کند است ما خوابمون می بره تا غذاشون را بخورند




چه بامزه.
حالا جای شکرش باقیه که رفیقه خارجی داری.من که ندارم چی بگم.:
مامان زهرا
20 تیر 91 11:38
ضمنا می بینم شما و سارا جون غیبت من را کردید

خوب نیست خواهر

در مورد لیست خرید هم اگه لباسو لوازم آرایشی و .... نیاز دارید براتون بیارم
ولی خرید تبلت اینجا براتون فایده نداره من برای برادرم فرستادم ولی تمام برنامه هاش چون اینجا اصل است و کشور ایران تحت پوشش ندارند همه غیر قابل استفاده می شود
برادرم از ایران خرید هم ارزانتر و هم همه برامه ها را از خود ایران ساپورت گرفت


نه عزیزم شوخی کردم.جدی نگیری یهو.
راسی غیبت که نبود ذکر و خیرت بود.
آخی حالا داداشت چیکار کرد گوشیشو ؟کارش نداره بگو بفرسه برا من .حداقل دست گرفتنش که کلاس داره
مامان امیرحسین و امیرعلی
20 تیر 91 18:16
میگما این اهنگ وبلاگتون مشکل داره هی میگه چند روزه دل دیوونه.......................
بعدشم دختر این چه حرفیه زدی ..تو هم قشنگ میمویسی.اون چیزی که من نوشتم احساسات مادرانه بود که همه مامانا دارن از جمله تو


جدی مشکل داره .حیف آخه خیلی دوسش داشتم آهنگو.ورش میدارم.مرسی که گفتی...
خیلی باحال نوشتی آخه .من عمرا بتونم مثه تو احساساتمو بیان کنم.معرکه بود
مامان علي خوشتيپ
21 تیر 91 2:03
تو هم نمياي نمياي .وقتي مياي با نظراي باحالت ميتركونيا


من همیشه خودمو دقیقه نود میرسونم.
وقتی هم میرسم مستقیم میزنم تو دروازه و گل طلایی!
مامان علي خوشتيپ
21 تیر 91 2:04
عروسي خوش گذشت؟


اوووووووووووووو عالی بود.اما نرقصیدم.مثه دخترای دمه بخت یه جا نشستمو فقط تماشا کردم
مامان علي خوشتيپ
21 تیر 91 2:04
وااااااااااااي زهرا جون من عاششششششششق آمپولم


نه بابا شوخی میکنی.یا این حرفت نکته انحرافی داره؟!
مامان رها
21 تیر 91 10:57
راستی پرا سن انیر زو اون بالا نوشته 1 سال و 7 ماه فکر کنم قات زده نی نی وبلاگ


نه عزیزم درسته که.فکر کنم ساعته سیستمه خودت خرابه
مامان پریسا
21 تیر 91 15:19
برای این پستت دیر رسیدم ولی اثر خودمو به جا میذارم


تازس پستم ماله دیشبه.زیاد دیر نرسیدی
مامان پریسا
21 تیر 91 15:20
بابت مو خیالت راحت باشه بذار کامل بریزه بعد برو کاشت مو .
حالا برنامه رژیم جواب نداد شاید برنامه مو کاشتن جواب بده


رزیمو که بیخیال شدم.شاید برم تو کار پیونده مو.بعدشم برم اُرتودنسی
مامان پریسا
21 تیر 91 15:21
خو بذار بچه بازیشو بکنه چکارش داری؟؟؟؟
برای اینجا کافیه برم بالایی رو بخونم


پس برو بالایی
مامان پریسا
21 تیر 91 15:23
اول سلام.
و تشکر بابت ابراز همدردی .
از تماستون خیلی ممنونم.
کلی هم در اون شرایط خندیدم
ولی خداییش صدات محشره. حتما" برو صدا و سیما یه تست بده بد نیست.
از گفتن......


وای هیچی نگو.خیلی خجالت کشیدم.به مِن مِن افتاده بودم خفن.اصلن نمیدونسم چی بگم.من برم صدا سیما.صدا سیما کجا بره
مادر کوثر
27 تیر 91 17:33
سلام عزیزم اوایل رژیم گرفتن یه کم سخته و شما رعایت کن و به مرور خوب میشه

ماشالله به شیرین زبون و حاضر جواب

استخر رفتنش هم مبارک


نه خیلی سخته رژیم گرفتن