امیــــــــــــرعلیامیــــــــــــرعلی، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره
حلــــــــــما خانومحلــــــــــما خانوم، تا این لحظه: 4 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

♡ امیرعلی و حلــــــما ، عشـــــــــــــقِای مامان ♡

پسر داییم داره دوماد میشه!

1391/1/31 16:44
710 بازدید
اشتراک گذاری

 شکلکهای جالب و متنوع آروین  

سلام آتیش پاره مامان!


دقیق 3 روزِ پُست جدید نذاشتم .کم کم داشتم افسرده میشدمنیشخند

145.gif

عرضم به حضور شریفتون که دیروز مادر شوهر گرامم زنگ زد خونمون که شب بیاین بریم پارک آهنشهر .ما هم بی جنبهنیشخند سریع قبول کردیم.گفتیم چَشم شما جون بخواه ،کیه که بده.

152.gif

جناب همسر رو به علت اینکه شب کار بودن سر خیابون رهایشان کردیم به اَمون خدا تا بره سرکارش و نون حلال بیاره برا زن و بچش.ما نیز نشستیم پشت فرمون و تخته گاز رفتیم سمت آهنشهر.

20.gif

چشمتون شب سرد نبینهنیشخندهوا کمی تا قسمتی سرد بود و باد سردی نیز می وزید.بنده که از این وضعیت راضی بودم چون شاه پسرم کلاه و کاپشن به همراه داشت.

4709.gif

کلی برای خودش صفا کرد .با زینب دختر داییمان که از قضا اونها هم اونجا بودن به سرسره بازی پرداختند اساسی.

4700.gif

مادرشوهر لطف کرده بودند و آش گیاهان بیابانی پخته بودند.که هر از چند قاشقی یه دونه عدس و لوبیایی هم توش کشف میشدنیشخندآش نسبتا خوبی بود.

4718.gif

امیر آقا نیز بر خلاف تصور ما کمی میل نمودند.راسی جاتون خالینیشخند

17317.gif

از ساعت 9 تا 11:30 اونجا بودیم و از فرط سرما ،ما پیشقدم شدیم برای رفتن به منزل.اگر میخواستم منتظر اونا بمونم تا صبح میخواستن بمونن.

2.gif

به همراه مادر جانم و امیر بلا عازم رفتن شدیم که نیم تعارفی هم برا شستن ظرفها زدیم.که اصلا با استقبال روبرو نشد.و ما نیز خشنود نیشخند

24.gif

به سمت خانه روانه شدیم.همین.

4714.gif

اوه مای گاد .یه مطلب بسیار مهم رو فراموش کردم بگم.بگین چه خبر بود که مادرشوهر همه را دعوت کرده بود.

(از اونجایی که دلم نیومد منتظرتون بزارم چون خودمم زنمنیشخند،میگم چه خبر بود.تولد مادر شوهر بود.نمیدونم چند سالش شد چشمک)بخاطر مامان پریسا گفتم خبرو

4706.gif

نمیگم تا تو کَفِش بمونین.حدس بزنید.از خود راضی

43.gif


صبحی ساعت تقریبا 11 از خواب پا شدیم.من و پسرمنیشخند

4687.gif

ساعت نزدیکای 12 بود که مامانم صدام زد پاشو بیا بالا همسایه اومده خونمون با نوه اش.

38.gif

ما هم از خدا خواسته رفتیم بالا و امیر با پسرشون که 2 ماه از امیر ما بزرگتره کلی بازی کرد.هی لپشو میگرفت.ایندونی دهنش میکرد.بهش توپ نمیداد.به زور میخواست ببرتش رو پشتی وایسه.خلاصه از اینکارا،از بس بچم با محبته.

4686.gif

که در همین حین تلفن خونه به صدا در آمد.یه خبر بسیار خوش و غافلگیرانه بهمون دادن.

42.gif

زندایی بزرگم بود گفت تنها پسر داییم که فقط 21 سالشه داره هفته آینده داماد میشه.

4711.gif

منم این شکلیتعجبنه بابا،چاخان میگی.

164.gif

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (22)

مامان پریسا
31 فروردین 91 17:29
واین داستان ادامه دارد........

خب میگفتی برا چی دعوت کرد دیگه. یعنی نمیدونی زن جماعت چقد فضوله.........الان یه بلایی سرمون میاد هااااااا
شیطونه میگه برم شمارتو از ننه علی بگیرم ببینم چه خبر بوده


بیخیال میگم تولد مادر شوهرم بودش
مامان پریسا
31 فروردین 91 17:31
راستی شما هم مثل من عادت نداری خصوصیاتو چک کنی؟


الان من نگرفتما
مامان امیر علی
31 فروردین 91 18:15
عزیزم خیلی نوشته هاتو دوست دارم از سادگیت و بامزه نوشتنات کلی حال می کنم






از بس باحالی


مامان ریحان عسلی
31 فروردین 91 18:59
سلام
همیشه به پارک اونم با مادر شوهر گرامی
آش گیاهان بیابانی چی بیده خواهر؟
تولد مادر شوهرتون هم مبارک سالشو ول کن حالا چی کادو دادید؟



اصلا خبر نداشتیم تولدشه.همونجا شیرینی تعارف کردن .گفتم قضیش چیه گفت تولدمه.ما هم گفتیم مبارک باشه.ایشالا روز مادر جبران کنیم.
آش گیاهان بیابانی به جای جعفری گشنیز همین سبزیای آشی.بجاش سبزیای بیابونی ریختن مثل هِنگ و اسماشم بلد نیسم
مامان آبتین
31 فروردین 91 22:42
واااااااااااای لو گوش خیلی باحاله


چییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
مامان حنا
1 اردیبهشت 91 0:05
سلام مامان امیرعلی جون خصوصی داری
مامان متین
1 اردیبهشت 91 10:58
هواسم نبود خصوصیش نکردم تائیدش نکنی
مامان متین
1 اردیبهشت 91 11:03
عزیزم مثل همیشه باحال مینویسی. دامادی تنها پسرداییت مبارک به سلامتی ایشالله .
مریم مامان درسا
1 اردیبهشت 91 11:16
سلام
خب میبینم که از زیر کادو دادن در رفتی، حالا باید 23 اردیبهشت 2 برابر بدی
امیر علی جون



سیاست به این میگن
ثمین
1 اردیبهشت 91 12:08
چرا گلم! همونه! تایپ فارسی میکنید دیگه؟؟ آره؟
نگین مامان رادین
1 اردیبهشت 91 12:29
خاله های گلم و دوستهای عزیزم رای گیری شروع شده نمی خواهید برید و به من رای بدید. رای گیری تو همون وبی یه ادرس پایین همین پست،رای تون رو تو پست رای گیری مسابقه نی نی متفکر بزارید و فقط کافی اسم من رو بنویسید بازم ممنون از همتون. البته چون دوتا نی نی به اسم رادین شرکت کردند حتما بنویسید که رادین مامان نگین .عکس هارو هم تو صفحه ی 5 همون وب می تونید ببینید از پایین یعنی از اخرین عکس حساب کنید 6 عکس منم. این هم ادرس سایت خاله پریسا http://noruz1391.niniweblog.com/cat6.php
مامان علي خوشتيپ
1 اردیبهشت 91 17:09
تولد مادر شوهر گرامي مبارك.خب تو يه 5 تومني تو جيبت نبود؟مثل خودش يه 5 تومني ميدادي
دوماديه پسر داييتم مبارك.اميدوارم مثل همه اونايي كه زود ازدواج كردن پشيمون نشه
چه خبره همه خصوصي گذاشتن؟


10 تومن داده بود بیچاره،زشت بود که من وسط جمعیت پاشم بهش پول بدم.
یزدیا عادت دارن زود ازدواج کنن.بابای خودمم 21 سالش بوده دوماد شده.23 سالگی هم داداشم تو بغلش بوده.
دیگه چه کنیم مهم شدیم دیگه.خواهر غافلی ازما
مامان ریحان عسلی
1 اردیبهشت 91 17:14
خصوصی
محمد
2 اردیبهشت 91 8:28
مامان رها
2 اردیبهشت 91 11:16
دایم به گردش و تفریح خوب یه گاز می دادی میومدی اینجا خودت که می تونی
بیا منتظرتم


میام ایشالا.من ولت نمیکنم.من سیریشم
دختر خاله
2 اردیبهشت 91 12:19
به به مبارک باشه ب سلامتی.
چقدر شما ها در امر ازدواج عجول هستید


آره دیگه از بس خاطر خواه داریم
خاله ي اميرعلي
2 اردیبهشت 91 12:32
سلام عزيزم
هميشه به گردش و بارك خانومي
تولد مادرشوهرتونم مبارك انشالاه 120ساله بشن فك كنم رفتن تو 71 سالگي؟ آخه يه بار عكسشونو ديدم
آش با تره هاي گياهي و بيابوني هم نوش جونتون
وااااي خواهر به دادم برس مامانم امسال بايد ترشيم بذاره آخه وارد 22 سالگيم دارم ميشم اونوقت اين بسر داييت تو 21 سالگيش مزدوج شده هييييي واااااي من!!! اي روزگار نامرد


عجب روزگاریه.سرنوشت دختر پسرارو قاطی کرده
مامان رها
2 اردیبهشت 91 16:09
قربونت برم بیا و ببین چخبره دعوا و بکش بکش


نه بابا
دختر خاله
2 اردیبهشت 91 18:21
bahse khater khah nist, bahse hol bodanetone azizam.....


چه کنیم دیگه.کیسای مناسب رو از دست نمیدیم
دختر خاله
3 اردیبهشت 91 10:39
بله ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
خاک بر سر این کیسای مناسبتونم


دست درد نکنه.یکیشم شوهر منه ناسلامتی.اصلا خوشم نیومد از این حرفت
چاپ دوم!!!
4 اردیبهشت 91 20:24
به سلامتی ایشالا..........
ایشالا منم هر چه زودتر برم خونه بخت!! نه نه یعنی چیزه!! منظورم زیر سقف مشترکه


ایشالا...
مامان سامان
9 اردیبهشت 91 16:45
تولد مادر شوهرگرامیتون وزندایی مادر من مبارک باشه.کیک هم بریدن وشمع هم فوت کردن


تولدش نبود همش فیلم بود.مثه اینکه تو تی وی دیده بودن یه پیرزنه تولد گرفته بوده برا خودش اونا هم گفتن تولدمونه.از این شیرینیا هست روش یه عالمه خامه است،اسمش چیه؟از اونا 3 تا جعبه خریده بود