امیــــــــــــرعلیامیــــــــــــرعلی، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره
حلــــــــــما خانومحلــــــــــما خانوم، تا این لحظه: 4 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

♡ امیرعلی و حلــــــما ، عشـــــــــــــقِای مامان ♡

موبایل بخت برگشته بنده!

1391/1/22 11:39
1,382 بازدید
اشتراک گذاری

  شکلکهای جالب و متنوع آروین

سلام همه بود و نبودم


خوبی ،خوشی؟شما رفیقای با مرامم چطورین؟امیدوارم حال همتون خوب باشه و کِیفتونم کوک باشه.


چند روز پیش با مامان سامان رفتیم خونه دوست مشترکمون که اونم اسفند زایمان کرده بود.کلی امیرعلی خان کنکاش کرد اونجا ،از کمد تلویزیونش گرفته تا روی تخت نی نی جدیدش.خلاصه بیچاره رفقا دندون رو جیگرشان گذاشتند و فرزند ما را به حال خودش رها کرده تا میتواند خرابکاری کند.


هی دل غافل وسط گفتگویمان اون دوست مشترکمان برگشته میگوید جاتون خالی من پارسال همین موقع مکه بودمتعجبما نیز این شکلی گفتیم خبرِ مرگت میمُردی خداحافظی میکردی.


راسی تا فراموشم نشده است بگویم چون یه اتفاق بسیار بد افتاداز خود راضیموقعی که میخواستم امیرخان را از ماشین پیاده کنم چون حسش نبود برم سمت کمک راننده از سمت خودم اقدام کردم و جیب شلوار گران قیمتش به ترمز دستی گیر کرده و پاره شد.نیشخندمادر تنبل نوبرهخجالت


دیروز روم به دیوار دسشویی بودم همین که از در دسشویی قصد خارج شدن داشتم امیر منتظر من بود همین که در وا شد موبایل عزیزم رو پرت کرد تو دسشویی و گفت اَلاه،خدا را هزاران بار شکر که گوشی بخت برگشته ما ،اُریب وارد اون جای اصلی شده بود و داخل سبزنشده بود.که بنده نیز با کلی زحمت نجاتش دادم .اول میخواستم زیر شیر آب غسلش دهم بعد گفتم این چه فرقی دارد با اینکه دخول پیدا میکرد در آن قسمت.که بلاخره با پارچه نمناک، پاک و مُنزه اش کردم.


نمیدانم چه صیغه ای است تا هنوز پای کامپیوتر نیومده ام برا گذاشتن مطلب هزارتا چیز میز تو مخم است همین که شروع میکنم به نوشتن همه از ذهنم میپرد .شما هم این شکلی هستین ؟یا فقط مشکل منه؟ابرو

بعدا نوشت:

تازگیا اینقدر فهمیده شدی که خودت میری رو صندلی توالتت میشینی و میگی جیش.حالا نمیدانم همون موقع جیش هم میکنی یا فقط میگی.در هر صورت همینش مهمه که حالیته اونجا جای جیشه.نیشخند

عاشق پر و پا قرص هندونه ای.به هندونه هم میگی هِندونی.

کولرمون هم به سلامتی دیروز راه اندازی شد .نمیدونم چنتاتون هنوز بخاری روشن تو خونه هاتون.ما که از وسطای اسفند ماه پنکه سقفیمون به راه بود.


توپت رو میزاری رو طاقچه روبرو کولر بعد میری رو ماشینت وامیستی و با توپت بازی میکنی.دیروز هم خوردی زمین به خاطر همین کارت.

این شکلک تلفنو گذاشتم یاد تلفنمون افتادم بیچاره الان چند وقتیه چنان خش خش میکند که کسی دیگر بهش نمیزنگد و خودمان نیز از موبایل استفاده میکنیم.همش هنرای امیر آقاس

امیر تا لباسایی که داییش براش آوردرو میپوشه سریع شناسایی میکنه و میگه دایی.من موندم چجوری یادت مونده لباسارو


تازگیا چنان فیلمی شده واسه خودش که نگو و نپرس.صداشو حالت گریه میگیره و حرفش رو میزنه مثلا وقتی باباش میره بیشتر اینکارو میکنه.یا مثلا چیزی رو میخواد و ما بهش نمیدیم.

با توپ هم حساب شده بازی میکنه.قشنگ میکاره توپو بعد با زاویه مناسب شوتش میکنه.طوری که مستقیم میاد سمتمون.قبلا تو هوا بازی میکرد با توپ.بچم کریس رونالدو دیگه واسه خودش


 

 
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (24)

محمد
22 فروردین 91 11:50
عجب دوستی داشتید . یادش رفته خدافظی کنه .
بیچاره جیب شلوار.
موبایل هم ..


دقیقا
رضا
22 فروردین 91 13:47
سلام زيبا بود--فقط موبايله منو كلي خندوند ...اميرعلي رو خداحفظش كنه قدرشو بدون شيريني زندگيتونه ياحق


حتما
مامان رها
22 فروردین 91 15:37
سلام خوبی کجایی برات کلی تدارک دیده بودم نیومدی نوسایت ببینی خیلی منتظرت بودم کلی غصه خوردم مگه دیگه دوسم نداری


خوب با کام بابام اینا اومدم بازم که همون شکلی بود
مامان رها
22 فروردین 91 15:38
سلام امیر جون خوبی خاله در روز چند تا خرابکاری می کنی
اون از شلوار و اون از موبایل و اونم از خونه خاله
ای شیطون وروجک و بلا
ببین من چه زود زود میام سراغت یاد بگیر یکم
ما دوست داریم


شلوارش تقصیر مامانش بود.خاله ما هم دوستون داریم
مامان علي خوشتيپ
22 فروردین 91 22:48
وااااااااااي با همون موبايله برام اس ميدي(شكلك حالت تهوع)ميبينم يه بويي ميده اسات
امير جونم عجب بچه باحاليه.خيلي عاشششقشششم


خواهرم عزیزم تحمل کن دیگر.ببین من چه میکشم.
مادر کوثر
23 فروردین 91 7:37
سلام عزیزم
سال نو مبارک!

چه شیرین و خوردنیه این پسمل نازی
چه بامزه نوشتی
منم دقیقا مثه شما هستم. تا میشینم پای نت فراموشی میگیرم. برای رفع این مشکل هر چی به ذهنم میرسه رو یادداشت میکنم که موقع پست گذاشتن خیلی کمکم میکنه


جدی پس منم همین کارو کنم
مامان رها
23 فروردین 91 8:23
عزیزم پستای قبلی رفته پایین تر دیگه این مشکل رو نداریا می تونی بری پستای قبلی


چشم حتما عزیزم
مهتاب
23 فروردین 91 8:47
سلام عزیزم
از کارهای امیرعلی خوشم میاد من هم یه پسر هم سن او دارم اگر دوباره مشکلی این چنینی برای موبایلت پیش آمد آن را خاموش کن وباطری اش را بیار بیرون بعد بشورش وسریع خشکش کن یا باسشوار یابا دستمال من زیاد امتحان کردم


جدی .خدا بیامرز نشه گوشیم
مامان رها
23 فروردین 91 15:54
سلام عزیزم بازم که مامان از دست گل جدیدت نوشته
فکر کنم بزرگ شی بری سرکار اول باید برای مامان یه جهیزیه بخریا
شیطون بلا
راستی ما کولرمون رو تو همون اسفند راه انداخته بودیم واقعا گرمه


جدی.من اجازه نمیدادم میگفتم سرده وگرنه تو همون اسفند راه اندازی میشد کولر
مامان سهند
23 فروردین 91 17:31
خیلی جالب بود عزیزمممممممم پسر گلت رو ببوس. نگارشت عالیههههههههه


مرسی گلم
مامان زینب
23 فروردین 91 18:13
کاشکی اریب نمیرفت کاشکی راست میرفت من یکم خوشحال میشدم


چه عجب .همون بهتر که اریب رفت وگرنه تو خوشحال میشدی[hr
عباسی
23 فروردین 91 18:32
سلام مادر
ممنونم از اینکه بیادم هستید
امیرعلی جان چطوره؟خوبه؟
واقعا بیچاره موبایلتون
مادر دلتون پاکه برای من دعا کنید


باشه دعا میکنم ولی واسه چی؟
مامان پریسا
23 فروردین 91 18:55
عجب حکایتی این حکایت افتادن موبایلا در.........
همش نگرانم به بار برا من این اتفاق بیفته من که دیگه از خیرش میگذرم.
بابا این خاطره نویسی هم شده یه حکایت جدا گونه. من هم باید اول در چک نویس بنویسم مثل زمانی که انشا مینوشتیم.
کولر ما هم از اول سال تحویل روشنه


دقیقا عجب حکایتیه داره این موبایلا.من با این موبایلم کلی خاطره دارم.از تصادفم زنده بیرون اومد.نمیشه با یه افتادن تو دسشویی از خیرش بگذرم.حیفه.میخوام بزارمش تو موزه
مامان علي خوشتيپ
23 فروردین 91 19:34
ايول خانوم هنرمند
ميگم تو بافق خامه صورتياش چه قدرين؟منم از همونا ميذارم ولي شل نميشه
هميشه همه دسرا و شيرينيها بار اول خوب نميشه قلقش بايد دستت بياد.
آفرين مامان فعال و باهوش.نوش جونتون


دوباره درست میکنم ببینم قلقش دستم میاد یا نه
مامان متین
23 فروردین 91 23:22
امان از دست تو امیر خان شیطون آخه موبایل بیچاره رو چرا پرت کردی اونم اونجا...
میدونی عزیزم من هم مثل شمام تا قبل نوشتم کلی مطلب دارم وقتی موقعش که میشه فراموشی میگیرم.
منم هندونی دوست میدارم



خوب تا اینجا چنتا مشکل منو داشتن.منم عاشق هندونیم
مامان گیسو
23 فروردین 91 23:38
سلام عزیزم خوبی ؟
سال نو مبارک
امیدوارم سال خوبی داشته باشی
وای مردم از خنده چه بامزه می نویسی


سال نو شما هم مبارک.جون من حواست به خودت باشه.من مسئولیت قبول نمیکنما
مامان یسنا
23 فروردین 91 23:42
وای من اگه جات بودم دیگه از اون گوشی استفاده نمیکردم


گوشیه همراه همیشگیمه.حیفه بخاطر افتادن تو دسشویی ولش کنم.من رفیقه نیمه راه نیسم
مادر جون آریو
24 فروردین 91 3:06
سلام مامان خوب امیر علی
حال و احوال شما خوبه عزیزم سال نو ، سالی پر از سلامتی و خوشبختی برای شما و امیر علی باشد.
امیدوارم همیشه شاد باشید .
ممنونم عزیزم که قابل میدونید وبه منو آریو جون سر میزنین


خواهش میکنم.وظیفس
mahboobe
24 فروردین 91 12:26
elahi fadat sham khale be karaye khoshkelet edame bede khale hal kone mamanet degh kone
مامان ریحان عسلی
24 فروردین 91 16:56
حالا موبایلت چی مارکی بود که یه دلو یه جونید ؟


سامسونگ لمسی از اون مدلای اولیش.با هم از یه تصادف سالم در اومدیم
مامان زینب
24 فروردین 91 17:52
خونت حلاااااااال





خون یا خونه؟؟
مامان رها
28 فروردین 91 7:34
اگه اومدی و تونستی این مطلب رو برای مامان چشم عسلی از طرف من بفرست و بهش بگو که همیشه تو فلبمه و از این وضع خیلی ناراحتم چی کار کنم نه قربونت برم بهم بگو چی کار کنم تا سایتت باز بشه من گفتم میشه همه خاطرات رو به یه سایت دیگه مثل blogfa ببری تا بتونم بخونم ببخشید پر رویی من رو چون رها هم تو blogfa وبلاگ داره تا همه بتونن بخونن www.rahanazi.blogfa.com من فقط کپی می کنم همه چیزش عین نی نی وبلاگه اگه میشه اونجا درست کن بیام پیشت تو رو خدا
مامان آبتین
28 فروردین 91 9:12
وای چقدر خندیدم هزارتا بوس برا امیرعلی
خاله ي اميرعلي
29 فروردین 91 20:55
سلام
خانومي كلي خندم گرفت ميدوني چرا؟ ما تبريزيا وقتي چيزي تو دستمان باشه و بخواييم با عصبانيت به صاحبش بديم ميگيم آلا
حالا نميدونم اميرعلي جيگرم همون منظورو داشت يا نه؟
عزيزم ما كه بخاريمون همچنان روشنه اين روزا هم كه هرروز فصل بارون و بارون ميباره و هوا هم بسي سرد است



یاشاسین آذربایجان...حال میکنی چقدر ترکی بلدم.
نگو هنوز بخاری روشنه.تازه امروز اینجا یه ذره بارون اومد.