امیــــــــــــرعلیامیــــــــــــرعلی، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره
حلــــــــــما خانومحلــــــــــما خانوم، تا این لحظه: 4 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

♡ امیرعلی و حلــــــما ، عشـــــــــــــقِای مامان ♡

چه کنم طاقت دوریتونو ندارم.

1390/12/27 1:16
1,404 بازدید
اشتراک گذاری

   شکلکهای جالب و متنوع آروین

 

سلام نباتم

خوبی عشقم؟همین 1 ساعت پیش اومدم برات کلی مطلب نوشتم بعد جنابعالی کامپیوتر رو خاموش کردی و همش پرید.از دست تو بچه نسبتا فضول .آخه تو که سرت با جعبه کنار میز کام گرم بود.گریهاز اونجایی که چاره ای نیست جز دوباره نوشتن،بسم الله از اول مینویسم.

شرمنده ها تو پست قبلی گفتم که دیگه نمیام.ولی چه کنم که معتاد این وبلاگ شدم وحشتناک.

عرضم به حضور شریفتون که امیر آقای ما بعد از گذروندن دوران نقاهت بعد از واکسن 18 ماهگی ،علاقه بسیار شدیدی پیدا کرده نسبت به فیلمهای تولدش.و همش میگه البته با ساز و آهنگ تُوئَلو تُوئَلو یهنی همون تولد تولد.

اسم خودش رو خیلی بامزه میگه اَیی یَلی(یه ذره زبان عزیزتان را شُل بگیرید)نیشخند

همچنان بد غذا و سمج شیر مادر محترمه.

ساعت تقریبا 8 بود که مامان بزرگ اومد پایین.و بنده تو آشپزخونه داشتم شام میپختم(منظور از شام همان سیب زمینی و تخم مرغ آبپز میباشد.یهو فکر نکنید ما شبا چلو کباب میل میفرماییم)مامان بزرگ اومد تو آشپزخونه و همونجا نشستیم که شما آب خواستی و من هم شیشه آب رو از یخچال در آوردم و گذاشتم جلومون.که شما خم شدی که برداری و مامان بزرگ بی خبر از همه جا زد درِ کانِ شما و شما به کله خوردی به شیشه آب.و کمی تا قسمتی گریه کردی و بعد از آروم شدن شیشه آب را مجرم شناخته و به اَه اَه گفتن محکومش بکردی.(عجب جنایی شد به به)(یاد یه خاطره افتادمقهقهه)

بله جونم براتون بگه که شهر عزیز ما داره فصلها رو جهشی طی میکنه.مثلا الان زمستون و باید برفی بارونی چیزی بیاد ولی به جاش اینقد هوا گرمه که شبیه تابستونه شبیه بهار هم نه همون تابستون.بافقه دیگه باید همیشه با جاهای دیگه فرق داشته باشه یه جورایی.

راسی 1 ماهی بود که چنتا تیکه از طلاهام رو گم کرده بودم.که بهم یه بنده خدایی رو معرفی کردن که غیبگو بود.زنگش زد بابایی، طرف اولش کلی کلاس گذاشت ولی بعد گفت که تو خونتونه مطمئن باشید.بعد از گشتن چندجا آخرش تو خونه پیداش کردم .حالا نمیدونم طرف واقعا غیبگو بوده یا شانسی گفته تو خونس.سوال

میخوام یه حقیقت رو برمَلا کنم.باور میکنید اصلا امسال حس و حال عید نوروز و خونه تکونی و اینجور چیزا رو ندارم.میدونید چرا ؟خوب خودمم نمیدونمنیشخند

گفته بودم چون مامان بزرگ اینا فرشاشونو شستن تو تحریمی.اما تحریم اصلا رو تو تاثیر نداشت.شما به کثیف کاریها و ریخت و پاشاتون ادامه میدی.تازگیا وقتی دستت کثیفه میری و با لباس مامان بزرگ پاک میکنی.عجب روئی داریا

اینقدر حرفه ای شدی واسه خودت که نگو و نپرس.چند روز پیش از خواب پاشدی و مثه اجل معلق پشت سرم سبز شدی .منم اومدم با یه عالمه عشق بغلت کنم که گفتی اُف .بعد فهمیدم قضیه از چه قراره.بله آقا پی پی کرده بودن و نمیخواستن بنده بغلشون کنم.دیگه از اون روز هر وقت پی پی میکنی میای میگی اُف یعنی بله دیگه.

از اونجایی که قاتل خونی تل های بنده هستی ،رفتمو یه تل خریدم که عمرا بتونی خرابش کنی.انعطاف پذیره 1200 آب خورده برام.تو این اوضاع بد اقتصادینیشخند

 

فعلا همینا،فکر نکنم این پست آخری باشه.بازم میام شاید.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (21)

سوسانو
27 اسفند 90 9:00
سلام عزیزم..........تو اخه خییییلی بامعرفتی....من امروز اومدم....زیاد نیستم...قول میدم دیگه بهت سر بزنم

____________________$$$$___$$$$
__________________$$$$$$$_$$$$$$
_________$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$$
_____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
___$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$$$
__$$$$$_$$$$$$$$$$$$$$ش$$$$$$$$
__$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$
__$$$_$$_$$$$$$$$____$$$$
_$$$$$_$$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$$
$_$$$$$$__$$$$$$$$$
$_$$$$$$___$$$$$$$$
_$$$$$$$$$__$$$$$$$
$_$$$$$$$$___$$$$$$
$$_$$$$$$$$___$$$$$
$$$_$$$$$$$$__$$$$$$
_$$$_$$$$$$$$$_$$$$$
$$$$$ __$$$$$$$$_$$$$
$$$$$$$ __$$$$$$$$$__$
$_$_$$$$$__$$$$$$$$$_$$$$
$$$__$$$$$__$$_$$$$$$$_$$$$
$$$$$$_$$__$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$
__$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
__________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$$$$$$$$$$$____$$$$$$$$$$
_$$$__$$_$$________$$$$$$$$$$$
_$$$_$$_____________$$$$$$$$$$
_$$_$$______________$$$$$$$$$$
_$$$$________________$$$$$$$$$$
_$$$$________________$$$$$$$$$$
__$$$_________________$$$$$$$$$
$_____________________$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$__$$$$$
$___________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$__$$$$$$$$



چه عجب اومدین اینورا
مامان پریسا
27 اسفند 90 9:08
بوی جان می آید اینک از نفس های بهار دستهای پر گل اند این شاخه ها بهر نثار با پیام دلکش"نوروزتان پیروز باد" با سرود تازه ی "هر روزتان نوروز باد" شهر سرشار است ازلبخند,از گل,از امید تا جهان باقی ست این آئین جهان افروز باد...
مامان پریسا
27 اسفند 90 9:11
سلام اومدم فقط عید و تبریک بگم نتونستم نخونده برم.
بابا 1200 خوبه خو من برا پریسا از اینجا 1500 گرفتمش.
معمولا نوه ها به مامان بزرگا از هر نظر علاقه خاصی دارن . اونها هم این قضیه رو درک میکنن.


مرسی که خوندی مطلبم رو.من 1700 هم گرفتم امیر آقا شکوند از چشم در اومد.2 روز عذادار بودم.آره مامان و بابا بزرگا عاشق نوه هاشونن.
مامان رها
27 اسفند 90 9:13
عزیزم سال خوب و خوشی را برایت ارزو می کنم ایشالله که همیشه کنار هم خوشحال و شاد و خندون باشید تو دعای سر سال تحویل ما رو فراموش نکنیا برامون دعا کن و تا همه خوشبخت و عاقبت به خیر بشن


فکر نکنم سفره هفت سین بندازیم.شایدم انداختیم.بیشتر وقتا میریم امامزاده.حتما برا همه مخصوصا شما دعا میکنم.منم فراموش نکنیدا
مامان رها
27 اسفند 90 9:14
آره عزیزم شوهری منم میگه که دیگهخیلی داری به اینتر معتاد میشی بابا خسته نمیشی
البته شوخی می کنم خودش هم معتاد اینترنته واسه همینم من بالب تاب میام و اون با کامپیوتر تا هر دومون مشغول باشیم


این وسط رها چیکار میکنه.حتما با موبایل میره اینترنت.
مامان رها
27 اسفند 90 9:17
وای اینجا هم هوا گرمه با شوهری دیروز رفتیم کولر رو راه بندازیم رها که همش با تاپ و شلوارکه بخدا
همون بهتر که هوس خونه تکونی نداری والله من که شستم و رفتم و پدر خودم رو در اورده دیروز باد خاکه بدی اومد که بیرون تو حیاط همه جا قهوه ای بود و تو خونه هم هر چی دلت بخواد پر خاک دیوونه شدم


ها برا همین خونه تکونی نکردم دیگه.تو یزد همیشه اسفند و فروردین گرد و خاک میشه اساسی.ای کاش بهت گفته بودم.
مامان نیایش
27 اسفند 90 9:22
سلام چه خوب که بازم نوشتی و هستی هنوز خیلی از دوستان کم پیدان خیلی جالب بود از همه جا و همه چیز گفتی خوش به حالتون که هواتون تابستونی باورت نمیشه اینجا (مشهد)فردا و پس فردا بارونی و برفیه و 16 درجه کاهش دما خواهیم داشت یعنی امروز بالاترین دما 20 و فردا بالا ترین دما4 هستش و فکر کنم صبح روز عید برف نشسته باشه کاش اینجا هم گرم میشد خسته شدیم از سرما
راستی خانمی برای صدا که گفتی اگه اهنگ هم باشه میشه گوش داد باید stopکنی اهنگ رو دیگه ولی بازم چشم برمیدارم آهنگ رو بوس برای امیر علی گل که اسمش رو هم میگه


وای من عاشق برف و بارونم.حیف که اینجا نمیاد.راسی نبود که آهنگ وبت رو استپ کنم برا همین گفتم برش داری.شرمنده ها.میبینی چه پرروام
مامان امیر علی
27 اسفند 90 9:41
سلام خانمی خیلی بامزه می نویسی کلی من می خندم به خودت روحیه بده و شروع به خونه تکونی و به پیشواز عید برو و زندگی را شاد کن .خیلی از رفتارهای پسر گلت مثل امیر علی من در دوران شیرخوری بود سمج شیر و بد غذا بود و سر شیر من خیلی حرص می داد عاشق تل بازی بود و بهش می گفت زیبا .و عاشق دیدن فیلم تولدش مثل امیر علی شما .خوش به حالتون که هوا خوبه اینجا هنوز سرده و با پالتو بیرون می ریم و دیگه خسته شدیم .راستی منم پست اخر گذاشتم حتما بیاااو نظر بده


نه که قرار تا اوایل سال 91 خونمون رو تحوبل بدن.برا همین حسه خونه تکونی ندارم.از شما چه پنهون یه ذره تنبل هم هستم.به کسی نگیا.وای چقدر این دوتا امیرعلی با هم تفاهم دارن
مامان امیر علی
27 اسفند 90 9:43
پیشاپیش سال جدید را بهتون تبریک می گم و تشکر بابت یکسال تحمل ما و کمکهای شما به امیر علی در رای گیریها و نظرات قشنگتون ما را حلال کنید و همچنان دوست بمانید .بهترین ها را براتون ارزو مندم سال خوبی داشته باشید .از همینجا شما را می بوسم .


عزیز دلم همش وظیفه بود.شما یکی از بهترین دوستای وبلاگیمون هستین.
حسام
27 اسفند 90 10:14
سلام
بسیار ممنون از لظف شما
بنر شما نیز در وبلاگ ما جای گرفت.


مرسی
دختر خاله
27 اسفند 90 11:46
Dokhtar khale che konim ba iin hame velkharji????


باور میکنی دسته کم هفته ای 1 دونه شکونده تل
خاله ی امیرعلی
27 اسفند 90 12:24
سلام عزیزم
میبینم که طلاهارو پیدا کردی خداروشکرو کبکت خروس میخونه
چه پست شادی گذاشتی برامون عزیزم
فدای این پسمل خوردنی بشم من که شیرین کاریاش در حد لیگ برتره
تلتونم مبارک عزیزم بسلامتی


فدات خاله مهربون
مادر کوثر و علی
27 اسفند 90 16:28
سلام عزیزم
ماشالله با این نبات شیرین و دوس داشتنی و کوشولوووووووو

پیشاپیش عید شما هم مباررررررررررررک


عید شما هم مبارک
دختر خاله
27 اسفند 90 16:32
eb nadare azizam bache o in shirin kariyash dege


آره دیگه.چاره ای نیست باید تحمل کرد دیگه
علی
27 اسفند 90 16:49
از این که بنرتون را برداشتم معذرت میخوام .
بنرتون را واسه این برداشتم که نظرهای زیادی بابت دیر باز شدن وبلاگ برای من امده بود که مجبور شدم یکی از بنرهای خودم و همچنین بنر وبلاگ شما را بردارم.
معذرن میخوام.


اوکی.
مهین
27 اسفند 90 18:57
ای کاش که هر لحظه بهاری باشی
هر روز پر از امیدواری باشی
هر 365 روز امسال
سرگرم شمردن 10 هزاری باشی!!!

امیرعلی جونو ببوس
سال سرشار از شادی و سلامتی براتون آرزومندم


سال نو شما هم مبارک عزیزم
چاپ دوم!!!
27 اسفند 90 18:59
سلام.عید رو پیش پیش بتون تبریک میگم.
میدونید از چی مطالبتون خوشم میاد؟؟
اینو فکر کنم بارها گفتم و اون اینه که شما توی مطالبتون صداقت کلام دارید و این خیلی خوبه.
ایشالا سال جدید سال پر خاطره ای واسه تون باشه........البته خاطره های خوب خوب.
لحظه سال تحویل هم امیر جوون رو جای من ببوسی!! یادتون نره هااااااااااااااااااا


آخرش میترسم این صداقت کلامم کار دستم بده.ایشالا سال خوبی داشته باشی.راسی عروسیت یادت نره ما رو دعوت کنی.
مامان علي خوشتيپ
28 اسفند 90 0:07
سلام خوبي؟
تو رو خدا تا آخر امسال يه چندتا پست بذار من باهاشون انرژي ميگيرم...
ميگم اين تلاي 1200 و 1700 تومني رو از كجا ميگيريد؟من كه 3000كمتر گيرم نمياد.هميشه نامردا گولم ميزنن
منم خيلي حس خونه تكوني نداشتم.بيشترشو شوهر گرامي انجام داد
اون دختر رو هم اشتباه اومدي.كاش اون بود
سارا اون دامن قرمزه و سوئي شرت طوسيس.پيش پسرا نشسته


جدی!فردا یه پست باحال میزارم به افتخارت.
آدرسش رو بدم میای بافق بخری ؟
بابا دمه جناب شوهر جانت گرم.چه شوهری.مادر
هی وای من.یه حسی میگفت اونه ها ولی شیطونه گولم زد اشتباهی گفتم اونه.نه خواهر نزاری دور و ور علی ما بچرخه ها.
مریم(مامان روشا)
28 اسفند 90 0:44
خیلی بامزه بود ...عیدتون مبارک عزیزم ایشالا لحظات شیرینی رو در کنار هم سپری کنید


مرسی عزیزم.سال نوتونم مبارک
علی
28 اسفند 90 15:14
با سلام: وبلاگ علی بافق با مطلبی با نام "نظرسنجی" بروز هست. منتظر حضور پر مهرشما هستیم.
علی
28 اسفند 90 16:01
سلام:
نه برید پایین بنر اقا امیر تو قسمت نظرسنجی نظرتون را بگین.
چشم به زودی در وبلاگم در رابطه مسکن مهر اطلاع می دهم.
یک سوال:آقا امیر چند سالشه؟


بالای وبلاگش که سن دقیقش هست .1 سال و 7 ماه و 15 روزشه