♡ امیرعلی و حلــــــما ، عشـــــــــــــقِای مامان ♡

حرفای تلفنی

1390/9/24 18:27
889 بازدید
اشتراک گذاری

اینم از تلفن صحبت کردن امیر آقای ما.قلب

دیروز که باحال تر حرف میزد .دلش از دست من پر بود چون لباساشو داشتم عوض میکردم ،گشنشم بود، با یه حسی صحبت میکرد .خیلی باحال که مامانم رو کشوند پایین.چشمک

تازه من فکر کردم مامانم زنگ موبایلم زده که بعدش کاشف به عمل اومد که نخیر امیر آقا شماره گرفته و 5 دقیقه نا قابل صحبت کردننیشخند

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (5) ارسال نظر
مامان اراد
24 آذر 90 23:55
ای جانم چه پسر باحالی
چقدر دوست داشتم وقتی که با ذوق بابایی میگفت
خدا حفظش کنه انشاالله


مرسی خاله بهمون سر زدی
مامان متین
25 آذر 90 0:20
خاله قربون حرف زدنتو ذوق کردنت بشه عسیسم.


مرسی خاله
ترنم
25 آذر 90 1:09
الهی قربون اون تلفن صحبت کردنش خیلی ماهه


مرسی خاله
مامان رها
28 آذر 90 12:27
سلام عزیز دل خاله خاله قربون اون حرف زدن و بابایی گفتن و بای بای کردنت بشم فدا فدا فدا
ماشاالله
13 اسفند 91 13:07
ای وای چه بچه شیطونیه خدا نگهش داره براتون


بازم ممنون