امیــــــــــــرعلیامیــــــــــــرعلی، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره
حلــــــــــما خانومحلــــــــــما خانوم، تا این لحظه: 4 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

♡ امیرعلی و حلــــــما ، عشـــــــــــــقِای مامان ♡

حاج امیر ما

1390/6/22 4:54
720 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسر کوچولوی مامان

شنبه ای تو بالا بودی خونه مامان بزرگ اینا.منم پایین داشتم به کارای خونه میرسیدم.که صدای قربون و صدقه هایی که مامان بزرگ میگفت رو شنیدم .بعد هم گفت وقتی میای بالا برا امیر لباس بیار

وقتی اومدم بالا دیدم این شکلی هستی.مثه اینکه هندونه خورده بودی و همه لباساتو کثیف کرده بودی.هر چی تو خونه خودمون نمیزارم لباسات کثیف بشه .خونه مامان بزرگ آزادیه.همه جور خرابکاری میکنی.

گذاشتت رو دراور و حوله پیچونده دورت تا من برات لباس بیارم.مثلا لباس احرام.

برات ان الحمده میخوندن. میگفتن ایشالا بری مکه و از این حرفا.اینجا تو این عکسم چنان رفتی تو حس که نگو نپرس.انگاری کنار خونه خدایی.این عکسا همش کاره خاله محبوبه است.

راسی این حوله که دورته.حوله دوران طفولیت من و دایی و خاله است.کلا نسل به نسل میگرده که الان رسیده به تو


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

نگين
22 شهریور 90 8:17
سلام. موردي نداره .موفق باشيد


ممنون
مامان زهرا نازنازی
22 شهریور 90 8:24
چه پست دلنشینی بود

من رو برد به کودکی های پسرم زمانی که مادرم با تمام محبت ها و مهربونی هاش در کنارم بود و ما با هم زندگی می کردیم .
ما طبقه بالا بودیم . پسرم وقتی پایین بود آزادی کامل داشت و من واقعا نفهمیدم که چطور بزرگ شد و خدا رو شکر الان جزو بهترین نوجوان های فامیل از نظر رفتار و کرداره ....

کاش مادرم در طول بزرگ شدن دخترم هم در کنارم بود ....

الهی مامان بزرگ امیرعلی عزیز سلامت و پایدار باشند و همواره در کنار هم شاد باشید و انشاالله به زودی همگی باهم مشرف بشید به سفر خیلی زیبا و معنوی خانه ی خدا


مرسی عزیزم.خدا به مادر عزیزتون رو بیامرزه.