♡ امیرعلی و حلــــــما ، عشـــــــــــــقِای مامان ♡

بارون میاد شر شر!

  وااااایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خدایییییییییییییییییییییییییی من اصلاااااااااااااااااااااااااا باورم نمیشه. داره بارون میاد. این موقعه سال.تو شهرما. حتما یه اشتباهی شده. وای خدایا شکرت غافلگیرم کردیا بدجور دوشنبه نوشت: سلام خوبین ؟ امیر آقای مامان سلام خوبی؟چه خبرا؟چیکارا میکنی؟ جوابه امیر:سلام(با کلی آبو تاب)سلامتی،بازی میکنم. بله دیگه پسرکه ما نیز بزرگ شد به ماننده بقیه پِسَرَکان آنچنان خوشنودیم که نمیگنجیم در پوستمان. چند روزیست در تلاشیم برای گرفتن امیر آقا از مای بیبی. دچار ضعف اعصاب و امراض مختلف همچون کمر درد و غیره شده ایم در این وادی از اونج...
7 مهر 1391

عروسی خاله محبوبه!

    سلام سلام! بلاخره انتظارها به پایان رسید! بابت تاخیر پوزش میطلبم! اینم از زهرا دختر داییم و امیرعلی خان   عروسی جایه همتون خالی بود.آنچنان بهمون خوش گذشت که فکر نکنم تا آخر عمر فراموش کنم. متاسفانه دیگه از اینجور عروسی باحالا نخواهیم داشت تا وقتی که امیرو دومادش کنیم. فروردینه 90 عروسی داداشم بود و شهریوره 91 هم عروسیه خواهرم. امیرعلی تو عروسی هر دوتا خاله و داییش بود.عجب سعادتی راسی عکسای جهیزیه رو اصلا حس نداشتم آپلود کنم وگرنه که بیشتر از ایناس.  جناب مدیریت نی نی وبلاگ ماشالا چه سرعت عملی داره،بابا میزاشتی4تا رفیق فابریکه دیگم میدیدن اونوقت پاک میکردی عکسارو. ...
3 مهر 1391
11148 0 50 ادامه مطلب

ساقی خوشکلم تولدت مبارک!

امروز یه تولد داریم اونم تولده دختره یکی از بهترین دوستای نتیم خیلی ماهه مثله مامانش. حرف ندارن فقط یه دونشون تو دنیاس تولدت مبارک ساقی خوشکلم. عاشقه خودتو اسمتو مامانتو داداشتم. ایشالا 120 ساله بشی. ایشالا مامان میناتو ،زود مادر زن کنی ایشالا 120 سال دیگه 120 تا شمعه رو کیکت رو فوت کنی دوستت دارم. دوستتون دارم   ...
30 شهريور 1391

یادش بخیر!!!

سلام خوبین؟خوشین؟سلامتین؟ نمیدونم از کجا شروع کنم.آهان از اینجا که مامانم و آبجیم و بابام یزد بودن برای ثبته نام آبجیم تو دانشگاهش ،که اونا هم عکسارو یادشون رفته بیارن. آخرش یه روز اختصاصی باید برم یزدو عکسا رو بیارم. یهویی یاد مدرسه کردم این موقع صبح. یادش بخیر اونموقع ها وقتی نزدیکه اول مهر میشد چه حالی داشتیم.روزی ١٠٠ بار مانتو و شلوار نوی مدرسمونو میپوشیدیمو باهاش حال میکردیم. دفتر و کتابامونو خودمون جلد میکردیم با چه دقتی که مو لا درزش نره. برای تو کیفمون لیوان میخریدیم ولی همیشه با دست آب میخوردیم. روزا و هفته اول مدرسه همیشه مانتو مقنعه امون اتو کشیده بود ولی بعدش دیگه بیخیالش میشدیم. اولای دفترمون چق...
28 شهريور 1391

سورپرایز!!!

  سلام شازده کوچولوی قلبم خوبی پسرم؟رفقا شما خوبین؟نماز و روزه هاتون قبول. یه خبر ویژه دارم برات امیرعلی. دیروز بابابزرگ اومده تو خونه و ما مشغوله دوختنه روکش لحاف و تشکا بودیم و تو هم همش میپریدی روشون. بعد از اینکه لباساشو عوض کرد بهم گفت زهرا راسی یه خبره مهم. میگم چیه؟گفت یه قاری از مصر آورده بودن امامزاده ایکاش امیرو برده بودم با خودم. گفتم خوب.گفت یه پسره خیلی خوشتیپ و باکلاس و مودب اومده جلو دست داده و بهم گفته سلام منو به امیرعلی برسونین ،من نصیرزاده هستم. منم کلی ذوق کردم و گفتم ایول حسام خودمون بوده.همونی که وبلاگه ورزشی داره.یکی از خواننده های پَرو پاقرصه وبلاگ و امیرعلیه. حسام عزیز کلی خوشحال شدم.امیر ...
19 مرداد 1391

قاطی پاطی!!!

سلام عشقه قشنگم خوبی مامانی.تولده 2 سالگیت مبارک. مرسی از دوستانی که تولد تک پسرمو چه از طریق کامنت ،چه اس ام اسی تبریک گفتن.ممنونم. پسرم ،تاج سرم پنج شنبه روزه تولدت بدترین اتفاقه زندگی برامون افتاد.خیلی زجر آور بود .تو که متوجه نشدی.ولی من و بابایی تا آخره عمرمون اون روز و2 روز بعدشو فراموش نمیکنیم.و به این چند روز گذشته به عنوان یه درس عبرت خیلی بزرگ نگاه میکنیم. (خواهشا نپرسین که چی شده.چون از بازگو کردنش متنفرم.فقط خدا رو شکر که رفع شد.همین و همین)   وای چه زود ماه رمضون تموم شد .الان وسطاشیم.اولاش که همش مهمون خونه بابابزرگ اینا بودیم تا اثاث کشی کنیم.حالا هم که داریم اثاثای خونه خاله محب...
15 مرداد 1391